کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



آخرین مطالب


جستجو


 



۸-موجب هیچگونه اخذ مالیات مضاعف از کالا و خدمات نمی‌گردد.
۹- شکل تعیین فهرست کالاها و خدمات مشمول و مصرف کننده نهایی دراین نظام وجود ندارد (احمدی، ۱۳۸۶: ۴).
۲-۱-۱۴- شیوه اجرایی مالیات بر ارزش افزوده
روش اجرایی مالیات بر ارزش افزوده بدین گونه است که هر تولید کننده یا فروشنده در زمان فروش اجناس و خدمات خود مالیات مورد نظر را بر فاکتور خود افزوده و مبلغ مالیات را همراه با قیمت کالا وخدمات ارائه شده از خریدار دریافت مینماید.اولین فروشنده مالیات را به طوریکجا به حساب دولت واریز کرده ودر مراحل بعدی هر فروشنده فقط مابه التفاوت مالیات (مالیات دریافتی پس از کسر مالیاتی که خود قبلاً پرداخت نموده) رابه حساب سازمان امورمالیاتی واریز میکند. درخصوص مالیات برارزش افزوده دوره های مالیاتی سه ماه پیش بینی شده است (احمدی، ۱۳۸۶: ۵).
۲-۱-۱۵- محاسبه مالیات بر ارزش افزوده
ارزش افزوده در یک بنگاه برابر است با تفاوت بین فروش بنگاه و هزینه های خرید کالاها و خدمات از بنگاه های دیگر. بنابراین ارزش افزوده می تواند از دو دیدگاه تجمعی و تفریقی مورد بررسی قرار گیرد. روش تجمعی بر مبنای تعریف ارزش افزوده، از حاصل جمع عواید نهاده های تولید؛ یعنی دستمزد، اجاره، سود بانکی، سود بنگاه و . . .، محاسبه می شود. حال آنکه در روش تفریقی ارزش افزوده از کسر کردن ارزش معاملات واسطه ای از ارزش کل معاملات بدست می آید، یا بطور خلاصه”ورودی – خروجی” مبنای محاسبه قرار می گیرد. (نادران، ۱۳۸۰: ۶۲ و ۶۳)

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

به این ترتیب:
ورودی – خروجی = سود + اجاره + سود بانکی + دستمزد = ارزش افزوده
براساس دیدگاه های تجمعی و تفریقی، چهار روش مختلف برای محاسبه مالیات بر ارزش افزوده متصور است. نحوه محاسبه در این روش ها به شرح زیر می باشد:
الف) روش تجمعی مستقیم:
(اجاره + سود بنگاه + سود بانکی + دستمزد) × نرخ مالیاتی = مالیات بر ارزش افزوده
ب) روش تجمعی غیر مستقیم:
(سود بنگاه) ×نرخ مالیاتی + (اجاره + سود بانکی+دستمزد) × نرخ مالیاتی= مالیات برارزش افزوده
ج) روش تفریقی مستقیم:
(ورودی – خروجی) × نرخ مالیاتی = مالیات بر ارزش افزوده
د) روش تفریقی غیر مستقیم:
(ورودی) × نرخ مالیاتی (خروجی) × نرخ مالیاتی = مالیات بر ارزش افزوده
تفاوت شیوه های مستقیم و غیر مستقیم، از روابط بالا قابل مشاهده است. در روش مستقیم، کل ارزش افزوده در هر مرحله محاسبه و مبنای مالیات قرار می گیرد، حال آنکه در روش غیر مستقیم؛ اجزای تولید کننده ارزش افزوده به طور مجزا مشمول مالیات می شوند (روش تجمعی غیر مستقیم) و یا مالیات کل فروش در هر مرحله محاسبه و مالیات پرداختی به فعالیت های بالا دست، از آن کم می گردد (روش تفریقی غیر مستقیم).
روش غیر مستقیم، بدلیل آنکه فروشنده در هر مرحله ملزم است فاکتور صادر نماید و در آن مبلغ مالیات بر ارزش افزوده اخذ شده از خریدار را مشخص کند، به روش فاکتور نویسی شهرت دارد. از آنجا که امکان محاسبه مالیات بر ارزش افزوده در روش فاکتور نویسی آسان تر از دیگر روشها می باشد، این روش در کشورهای مجری مالیات بر ارزش افزوده بیش از سایر روش ها بکار گرفته شده است. امروزه در جامعه اروپا و اکثر کشورهای بکار گیرنده مالیات بر ارزش افزوده این روش مورد استفاده قرار می گیرد(نادران، ۱۳۸۰: ۶۲ و ۶۳و۶۴)
مقایسه روش مستقیم در مقابل روش غیر مستقیم
دلایل مختلفی برای کاربرد بیشتر روش فاکتورنویسی از طرف صاحب نظران مالیاتی ارائه شده که مهمترین آن ها به شرح زیر می باشد:

    1. در روش فاکتورنویسی، بدهی مالیاتی به معاملات تعلق می گیرد و همین مساله این روش را از دیدگاه قانونی و نیز از لحاظ سادگی انجام عمل محاسبه نسبت به سایر روش ها برتر می سازد. به عبارت دیگر، دلیل این برتری منعکس شدن میزان مالیات در صورتحساب های فروش و محاسبه و اعمال آن در هر بار معامله است. این مزیت در روش های دیگر وصول مالیات بر ارزش افزوده موجود نیست.
    1. چون در روش فاکتورنویسی بنگاه ها برای کسب اعتبار مالیاتی نیازمند نگهداری کلیه صورتحساب ها و مدارک معاملات هستند، لذا یک سیستم اطلاعاتی واحد و جامع برای حسابرسی ایجاد می شود.
    1. نگهداری کلیه صورتحساب ها و مدارک معاملات توسط اشخاص و موسسات، عمل کنترل و حسابرسی را برای دستگاه مالیاتی تسهیل می نماید.
    1. در روش فاکتورنویسی، نوعی مکانیزم ضد فرار مالیاتی وجود دارد که به خود کنترلی بودن شهرت یافته است. بدین معنی که اگر بنگاهی در یک مرحله از زنجیره تولید مالیات را نپردازد، بدهی مالیاتی این بنگاه در مرحله ی بعدی تولید باید پرداخت شود. لذا این بدهی به فروشنده مرحله ی بعد تعلق می گیرد. بنابراین، هر خریدار تمایل دارد کالایی را خریداری کند که مالیات آن در مراحل قبل پرداخت شده باشد و بتواند از اعتبار مالیات پرداخت شده روی خریدهایش استفاده کند.
    1. هنگامی که در سیستم مالیات بر ارزش افزوده نرخ های چندگانه مالیاتی وجود دارد، روش فاکتورنویسی نسبت به روش های دیگر وصول مالیات بر ارزش افزوده ارجح تر است.
    1. هر چند ساده ترین روش محاسبه مالیات بر ارزش افزوده، روش تفریقی مستقیم (روش ج) است، اما به دلیل این که محاسبه ی مالیات بر ارزش افزوده در این روش منوط به مشخص شدن حساب سود و زیان است، و حساب سود و زیان سالانه تعیین می شود، امکان اجرای این روش برای دوره های مالیاتی کوتاه تر از یک سال وجود ندارد. در حالی که روش فاکتورنویسی را به راحتی می توان برای دوره های مختلف (یک ماهه، دو ماهه و . . .) بکار برد.(نادران،۶۶:۱۳۸۰)

۲-۱-۱۶- وظایف و تکالیف مودیان
تعریف مودی:فعالان اقتصادی اعم از حقیقی یا حقوقی که اقدام به عرضه کالاها و یا ارائه خدمات ،همچنین واردات و صادرات می نمایند، عاملان به عنوان مودی مطرح می باشند .بنابراین کله فعالان اقتصادی در سراسر کشور به عنوان مودی مالیات بر ارزش افزوده معرفی می شوند(پناهی،۱۶:۱۳۸۹).
ثبت نام: مودیان مکلفند به ترتیبی که سازمان امور مالیاتی کشور تعیین و اعلام می شود نسبت به ارائه اطلاعات درخواستی سازمان مذکور و تکمیل فرمهای مربوطه اقدام و ثبت نام نمایند(قانون مالیات برارزش افزوده،ماده ۱۸)
صدور صورتحساب:مودیان مکلفند در قبال عرضه کالا یا خدمات موضوع این قانون صورتحسابی با رعایت قانون نظام صنفی و حاوی مشخصات متعاملین و مورد معامله به ترتیبی که توسط سازمان امور مالیاتی کشور تعیین و اعلام می شود صادر و مالیات متعلق را در ستون مخصوص درج و وصول نمایند در مواردی که از ماشین های فروش استفاده می شود نوار ماشین جایگزین صورتحساب خواهد شد.کالاهای مشمول مالیات که بدون رعایت مقررات و ضوابط این قانون عرضه گردد علاوه بر جرائم متعلق و سایر مقررات مربوط موضوع این قانون کالای قاچاق محسوب و مشمول قوانین و مقررات مربوط می شود. (قانون مالیات بر ارزش افزوده،ماده ۱۹).
وصول مالیات توسط مودیان:مودیان مکلفند مالیات موضوع این قانون را درتاریخ تعلق مالیات محاسبه و از طرف دیگر معامله وصول نمایند(قانون مالیات بر ارزش افزوده،ماده ۲۰).
ثبت و نگهداری اسناد و مدارک:مودیان مشمول مالیات موضوع این قانون مکلفند از دفاتر ،صورتحسابها و سایر فرمهای مربوط ،ماشینهای صندوق و یا سایر وسایل و روش های نگهداری حساب که سازمان امور مالیاتی کشور تعیین می کند استفاده نمایند.مدارک مذکور باید به مدت ده سال بعد از سال مالی مربوط توسط مودیان نگهداری و در صورت مراجعه ماموران مالیاتی به آنان ارائه شود(قانون مالیات بر ارزش افزوده،ماده ۳۴).
تسلیم اظهارنامه:مودیان مکلفند اظهارنامه هر دوره مالیاتی را طبق نمونه و دستوالعملی که توسط سازمان امور مالیاتی کشور تعیین و اعلام می شود حداکثر ظرف پانزده روز از تاریخ انقضاءهر دوره مالیاتی سه ماه،اظهارنامه ای را طبق نمونه و دستورالعملی که توسط سازمان امور مالیاتی کشور اعلام شده است را به ترتیب مقرر،تکمیل ،تسلیم و مالیات و عوارض متعلق به دوره را محاسبه ودر مهلت تعیین شده مذکور به حسابی که توسط سازمان امور مالیاتی کشور اعلام گردیده واریز نمایند(قانون مالیات بر ارزش افزوده،ماده ۲۱).
۲-۱-۱۷- تخلفات و جرائم مالیاتی
با توجه به وظایف و تکالیف قانونی فعالان اقتصادی مطابق با قانون مالیات بر ارزش افزوده و عهده دار بودن وصول مالیات توسط آنان از طریق ثبت نام در این نظام مالیاتی و همچنین وجود رویه خود اظهاری توسط مودیان از طریق تسویه حساب های فصلی،بیانگر اصل صحت اظهارات مودیان در ساختار مالیاتی کشور می باشد مگر اینکه خلاف آن ثابت گردد(پناهی، ۲۴:۱۳۸۹).
در این راستا در مواد ۲۲ و ۲۳قانون قانونگذار برای برخورد با مودیانی که از انجام وظایف قانونی خود تخطی می نمایند جرایمی به شرح ذیل در نظر گرفته شده:
۱-عدم ثبت نام مودیان درمهلت مقررمعادل(۷۵%)مالیات متعلق تا تاریخ ثبت نام یا شناسایی حسب مورد.
۲-عدم صدور صورتحساب معادل یک برابر مالیات متعلق
۳عدم درج قیمت در صورتحساب معادل یک برابر مابه التفاوت مالیات متعلق
۴-عدم درج و تکمیل اطلاعات صورتحساب طبق نمونه اعلام شده معادل (۲۵%)مالیات متعلق
۵-عدم تسلیم اظهارنامه ازتاریخ ثبت نام یا شناسایی به بعد حسب موردمعادل (۵۰%)مالیات متعلق
۶-عدم ارائه دفاتر یا اسناد و مدارک حسب مورد معادل (۲۵%)مالیات متعلق(قانون مالیات بر ارزش افزوده،ماده ۲۲).
۷-تاخیر در پرداخت مالیاتهای موضوع این قانون در مواعد مقرر موجب تعلق جریمه ای به میزان (۲%)در ماه،نسبت به مالیات پرداخت نشده و مدت تاخیر خواهد بود(قانون مالیات بر ارزش افزوده،ماده ۲۳).
لازم به ذکر است با توجه به اینکه بند ۲و ۳ و ۴ مربوط به صورتحساب می باشد فقط یک مورد در مدل مفهومی و تنظیم پرسشنامه استفاده می شود.
۲-۱-۱۸- مشمولین ثبت‌نام در قانون مالیات بر ارزش افزوده
اشخاص حقیقی یا حقوقی که به عرضه کالا و یا ارائه خدمت و همچنین واردات و یا صادرات کالا و یا خدمت مشمول مالیات می‌پردازند طبق ضوابط مندرج در فراخوان‌های سازمان امور مالیاتی مکلف به ثبت نام در مالیات بر ارزش افزوده می‌باشند.
۱-مشمولین مرحله اول ثبت نام

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-04-13] [ 05:41:00 ب.ظ ]




هدف کلی پژوهش:
بررسی ارتباط میان بروز هر یک از پیامدهای ناشی از استفاده اینترنت با ابعاد مختلف ساختار خانوادگی فرد
اهداف جزئی:

    1. بررسی تاثیر نظام قدرت خانواده بر بروز تاثیرات اجتماعی ناشی از کاربرد اینترنت.
    1. بررسی تاثیر پایگاه اقتصادی-اجتماعی خانواده بر بروز تاثیرات اجتماعی ناشی از کاربرد اینترنت.
    1. بررسی تاثیر سرمایه فرهنگی بر بروز تاثیرات اجتماعی ناشی از کاربرد اینترنت.
    1. بررسی تاثیر ساختار الگوی اوقاتفراغت خانواده بر بروز تاثیراتاجتماعی ناشی ازکاربرد اینترنت.

فصل دوم
ادبیات و چارچوب نظری تحقیق
۲-۱- مقدمه
پیدایش و گسترش ارتباطات اینترنتی به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای تکنولوژیکی جدید بشر امروزی، معنایی تازه و متفاوت به رسانه داده است و سبب خلق تعاملات نویناجتماعی و دگرگونی ارتباطات سنتی و اثرگذاری رسانه ها شده است. اینترنت رسانهای است که به لحاظ محتوی، ذات و حتی به لحاظ شکلی تفاوتهای آشکاری با رسانه های پیش از خود دارد. این که اینترنت از ابتدای پیدایش خود، بسیار سریعتر از رسانه های قبل از خود در دنیا رواج یافت به دلیل همین نوع تفاوتهاست. گسترش سریع اینترنت باعث شد است که در سالهای اخیر تحقیقات گسترده ای در مورد اثرات و کاربردهای آن انجام شود.
برخی معتقدند پیدایی ارتباطات کامپیوتری همانند ظهور و فراگیری رسانه های ارتباطی گذشته، بحثها و تحقیقات متعددی را بر سر آثار فردی و بویژه اجتماعی، آثار سطحی، زودگذر و یا عمقی و دیرپای آن، برای نشان دادن آثار (مثبت و منفی) آن به راه انداخته است. گروهی از جامعهشناسان بیم آن دارند که گسترش فناوری اینترنت به انزوا و انفراد اجتماعی روز افزون منجر شود. آنها می گویند، یکی از آثار و عواقب دسترسی فزاینده به اینترنت در خانوارها این است که مردم “اوقات مفید” خود را کمتر با خانواده و دوستان میگذرانند (گیدنز؛۶۸۳،۱۳۸۸) اما برخی دیگر با این استدلال که از سویی تعامل در فضای سایبرنتیک با در هم شکستن مرزهای مرسوم گروهی و متعاقب آن تغیر در برجستگی نسبی نیاز به تشابه و تمایز، بیشترین تاثیر را بر هویت اجتماعی طرفهای تعامل میگذارد و از سوی دیگر، گمنامی و یا جعل نام به معنای پنهان داشتن هویت که در فضای سایبرنتیک امری ممکن و معمول است، بر روشنی و اهمیت مرزبندیهای گروهی و در نتیجه معنای هویتاجتماعی تاثیر دارد(جونز. ایکس.وی[۲]،۱۹۹۸). برآثار جدی و قابل تامل و تحقیق ارتباطات کامپیوتری بر هویت افراد تاکید دارند (دوران۱۳۸۱:۵). همانگونه که مشاهده گردید به دلیل جوان بودن این رسانه هنوز بر سر اثرات مثبت و منفی آن توافقی حاصل نشده و نظرات مختلفی در مورد اینترنت وجود دارد. گروهی آن را سودآور و تعاملی و گروهی دیگر، آن را تولید کنندهای کاذب، حتی سرکوبگر و مخرب میدانند. اما ملاحظه میگردد که اینترنت با ابزارهایی چون پست الکترونیک(ایمیل)، تویتر، فیس بوک، وی چت و غیره امکان به اشتراک گذاری تجربیات مشترک استفادهکنندگان را فراهم میآورد و طرفین بدون اینکه همدیگر را ببینند، در فضایی مجازی به تعامل میپردازند. اینک این پرسش مطرح است که آیا ساختار خانواده میتواند بر اثرگذاری اجتماعی اینترنت موثر باشد. آیا اینترنت در ساختار خانواده های متفاوت آثار اجتماعی متفاوتی بر جای میگذارد؟ البته فقدان ادبیات پژوهش درباره تاثیر اینترنت بر خانواده، غالبا شاهدی برای بیتوجهی در اینباره عنوان میگردد اما دلیل اصلی دیگر عدم توجه به نقش، ساختار و ویژگی های متفاوت خانوادههاست.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۲-۲- پیشینه مطالعاتی پژوهش
از زمان تولد وسایل ارتباط جمعی تا کنون تحقیقات زیادی در عرصه تاثیر گذاری رسانه ها، نقش مخاطبان در برابر رسانه، آسیب های رسانه، رسانه ها و چالش های پیش رو ، جامعه و رسانه و غیره انجام شده است. مطالعه تاثیر رسانه ها بر مخاطبان، فعالترین عرصهی تحقیقات در مطالعات رسانهای بوده است و بیشترین اطلاعات نیز در این زمینه جمعآوری شده است. تولد هر رسانه جدید با ترس و نگرانی از قدرت مخرب آن بر مخاطبان همراه بوده و کار به جایی رسیده است که در موارد متعددی رسانه ها به عنوان عوامل دردسرساز جوامع معرفی شدهاند. تحقیقات اولیه در مورد تاثیر رسانه ها به طور ضمنی از برداشتی منفی از اثر مخرب رسانه ها بر جامعه حکایت داشت. اما به تدریج دیدگاه ها تغیر یافت و اینک موضوع تاثیر رسانه ها بر مردم بصورت نحوهی رفتار مردم با رسانه ها مطرح شده است. به عبارت دیگر، به تدریج از الگوی تاثیر مستقیم به سمت الگویی حرکت شده است که در آن قدرت بیشتری به مخاطب داده میشود و مخاطب میتواند پیام رسانهای را مطابق با دیدگاه ها و پس زمینه اجتماعی خود درک و تفسیر کند (ویلیامز،۱۳۸۶:ص۱۸۷).
اما بررسی اثرات کامپیوتر به طور خاص به دههی ۸۰ میلادی و گسترش استفاده از اینترنت و ایمیل مربوط میشود و تحقیقات متعددی را بر سر آثار فردی و بویژه اجتماعی، آثار سطحی و زودگذر و یا عمقی و دیر پای آن، و برای نشان دادن آثار مثبت ومنفی آن به راه انداخت. اعتیاد اینترنتی، جرایم اینترنتی، اینترنت و بحران هویت، امنیت در اینترنت و غیره از جمله تحقیقات انجام شده در حوزه اثرگذاری اینترنت می باشد.
۲-۲-۱- مطالعات خارجی
نگاهی اجمالی به پژوهشهای انجام شده در خارج از کشور ضمن گشودن چشماندازی گستردهتر درباره مسئله مورد پژوهش میتواند ما را با عوامل موثر دیگر در زمینه اینترنت و آثار اجتماعی آن آشنا کند. از جمله متفکرینی که در این عرصه فعالیت نمودند میتوان به داوناندرسون[۳] و همکاران (۲۰۱۰)، مایکل فلمینگ[۴] و همکاران(۲۰۰۶)، کاورسبرامانیم وگلوریالین[۵](۲۰۰۷)، زی هو و جاناتان جی[۶] (۲۰۰۱)، روبرت کراوت[۷] و همکارانش (۹۶-۱۹۹۵)، هومولورا وگانس(۱۹۸۹)، اشاره کرد.
در زمینه امنیت در فضای مجازی نتایج مطالعات انجام گرفته، بیشتر مؤید آن است که خانواده ها نمی توانند با فیلترینگ سد راه فرزندان باشند و والدین باید مساله امنیت در اینترنت را به آنان آموزش دهند. مایکل فلمینگ[۸] و همکاران (۲۰۰۶) مدعیاند فیلتر کردن اینترنت[۹] توسط والدین، موجب نمی شود که نوجوانان در معرض موارد نامناسب و رفتارهای خطرناک آنلاین نباشند. در عین حال به عقیدهی (میشل[۱۰] ، فینکلور[۱۱] و ولک[۱۲] ،۲۰۰۱؛ اسمیت[۱۳] ،۲۰۰۴) شکی نیست که اتاق های گفتگو (چت روم) میتواند مکانهای خطرناکی باشد که با نظارت مناسب میتواند به محلی برای تعامل اجتماعی نوجوانانی تبدیل شوند که تنها هستند و آنهایی که حس میکنند از سوی والدین یا دوستان نزدیکشان حمایت کافی را دریافت نمیکنند. در پژوهشی با عنوان”استفاده نوجوانان از وبلاگ: مخاطره آمیز یا محافظ؟” توسط داوناندرسون[۱۴] و همکاران (۲۰۱۰م.) یافتهها نشان میدهد که کاربری نوجوانان از وبلاگ فعالیتی متناسب با سن و مثبت است. در این نمونه نوجوانان از وبلاگ برای برقراری ارتباط با دوستان، ایجاد شبکههایاجتماعی و به اشتراکگذاری تازه ها در مورد فعالیتهای مختلفی استفاده کردهاند که به نفع جامعه است. پژوهش انجام شده توسط هومولورا وگانس (۱۹۸۹م.) تحت عنوان گرایش و جهتگیری دانشآموزان دبیرستانی به سوی کشمکش های خانوادگی را مورد بررسی قرار دادند. در این پژوهش ارتباط دانشآموزان با والدینشان شامل برخوردهای آنها، تاثیر اجتماعی محیط خانواده بر طرز تلقی و رفتار آنها بررسی شد. یافته های این تحقیق مفهوم رایج شکاف نسلی یا جوانی به عنوان دوران طغیان را تائید نمیکند و اکثریت دانش آموزان جهتگیری مثبتی نسبت به والدینشان داشتند و این امر بخصوص در مورد دانش آموزان صدق میکند که در طرز تلقی خود نسبت به کار مدرسه و حرفه آیندهشان هدف گراتر بودند.
در زمینه روابط نوجوانان در اینترنت یافته ها مؤید آن است دوستیهای اینترنتی نسبتا رایج هستند و این دوستیها تمایل دارند که به زندگی واقعی نفوذ کنند. جنیسولاک [۱۵]و همکاران بر پایه یافته های مطالعات خود اعلام کردند بهتر است به روابط آنلاین از دیده بخش جدایی ناپذیری از زندگی نوجوانان نگاه شود تا جنبهای جدا شده از آنها تا بتوانیم از جنبه های خطرناک آن جلوگیری کنیم. اما نتایج تحقیقات (کاورسبرامانیم[۱۶] و گلوریالین[۱۷] ) که تحت عنوان “نوجوانان در شبکه: کاربری اینترنت و بهزیستی” صورت گرفته نشان می دهد که تعاملات و کاربری نوجوانان از اینترنت احتمال زیادی دارد که نسبت به کاربری محققهای بالغ متفاوت باشد. نتایج پژوهش این فرضیه که “در ارتباط بین کاربری اینترنت و بهزیستی، تفاوت جنسیتی وجود ندارد” را تائید میکند و دلیل آن می تواند عدم تفاوت جنسی در دسترسی و کاربری اینترنت در نمونه گیری باشد.
در مورد تاثیرات اجتماعی اینترنت روبرتکراوت و همکارانش[۱۸] (۹۶-۱۹۹۵) در یک تحقیق طولی تاثیر روانشناختی و اجتماعی اینترنت را سنجیده و نتیجه میگیرند استفاده غالب از اینترنت در منزل برای ارتباط بین شخصی بوده لیکن این امر نباید به یکی انگاشتن تعاملات و روابط بر روی اینترنت با روابط و تعاملات سنتی منجر گردد. اما زیهو و جاناتانجی[۱۹](۲۰۰۱) تاثیر اینترنت را در زمینه اجتماعی از سه بعد کارکرد خانواده فعالیت های اوقاتفراغت، آزادیهای مدنی و پنهانکاری مورد بررسی قرار دادهاند و مدعیاند در مورد کارکرد خانواده، فعالیت با اعضای خانواده است که بین استفاده کنندگان و عدم استفاده کنندگان تفاوت معنیداری بوجود میآورد. در مورد اوقاتفراغت سه متغیر از پنج متغیر که مربوط به روزنامهخواندن، گوشدادن به رادیو و تلویزیون، ارتباط با دوستان، در بین استفادهکنندگان و کسانی که از اینترنت استفاده نمیکنند تفاوت معنیداری وجود دارد، تأثیر برآزادیهای مدنی مربوط به خشونت و محتوی وقیح و به دست آوردن نوع دوستان است، که در بین استفاده کنندگان تفاوت معنی داری وجود دارد.
افزایش سطح ارتباطات نوجوانان در زمینه های مختلف از جمله موضوعات و مسایلجسمی، روحی و اصلاح رفتار فردی و جمعی و پیامدهای منفی چون افزایش خشونت و ناامنی و جرائم اجتماعی ارزیابی نمودهاند. اما این تحقیقات نیز به بررسی ساختار و ویژگیهای خانواده نپرداختهاند و از نقش تاثیرگذار خانواده در پذیرش یا عدم پذیرش اینترنت و نیز بر الگوهای سبک استفاده از اینترنت غفلت شده است.
۲-۲-۲- مطالعات داخلی:
پیچیدگی تاثیرات اینترنت سبب شده است که هر گروه از پژوهشگران (پزشکان، روانشناسان و روانپزشکان، جرم شناسان و جامعه شناسان) از دیدگاه خاصی به بررسی موضوع بپردازند. تعداد مطالعات انجام شده در ایران پیرامون تاثیرات اینترنت نسبت به کشورهای غربی کمتر است. عمده تحقیقات انجام شده درباره اینترنت در ایران در حوزه جامعهشناسی به بررسی تاثیر اینترنت بر ارزشها، هویت اجتماعی، انزوای اجتماعی و میزان و نوع استفاده از اینترنت پرداخته که در زیر به برخی از آنها اشاره می کنیم.
در حوزه ارزشهای اجتماعی یافتهها مؤید آن است که اینترنت بر ارزشهای خانواده تاثیر منفی دارد. علی محمد جوادی(۱۳۸۳) و مجید کفاشی(۱۳۸۹) در بررسیهای جداگانهای تحت عنوان “تاثیرات اینترنت بر نظام ارزشهای خانواده”نشان دادهاند که رابطه معنادار و معکوسی بین متغیرهای مستقل (شامل دسترسی دانشجویان به اینترنت، استفاده بیشتر دانشجویان از اینترنت، میزان وابستگی دانشجویان به اینترنت، محیط تعاملی اینترنت، فضای صمیمیت، روابط احساسی، وارد شدن دانشجویان در بحث مناظره گروهی، مورد پذیرش واقع شدن دانشجویان در محیط تعاملی اینترنتی، احساس رضایت دانشجویان از احساس گمنامی در اینترنت، میزان اطلاعات خانواده در استفاده فرزندان از محیط های اینترنتی) با متغیر وابسته (ارزشهای خانواده) وجود دارد. در این پژوهش عوامل موثر بر تاثیر میزان استفاده از اینترنت و میزان رضایت از احساس گمنامی در اینترنت بر ارزشهای خانوادگی مورد بررسی قرار نگرفته است. آنان به منظور بررسی تاثیر اینترنت، از نظریات ارتباط جمعی، پویایی گروه ها و کنش ارتباطی هابرماس استفاده نموده اند.
در حوزه روابطاجتماعی میتوان به مطالعات انجام شده توسط مهین شیخ انصاری(۱۳۸۸)” اثر اینترنت بر روابطاجتماعی و فرهنگی نوجوانان در شهر تهران”، منوچهر محسنی، بهزاد دوران و محمد هادی سهرابی حقیقت (۱۳۸۵)” بررسی اثرات استفاده از اینترنت بر انزوای اجتماعی” و بهزاد دوران (۱۳۸۲) “تاثیر فضای سایبرنتیک بر هویت اجتماعی” اشاره نمود. نتایج پژوهش دوران (۱۳۸۲) رابطه معناداری را میان تجربه فضای سایبرنتیک و هریک از سه سطح هویتاجتماعی (هویت خانوادگی، هویت همالان و هویت ملی) پاسخگویان مشخص نساخت، و نشان میدهد که اینترنت بر هویت اجتماعی تاثیر ندارد. اما نتایج پژوهش سهرابی(۱۳۸۵) نشان میدهد میان زمان استفاده از اینترنت در طول شبانه روز و انزوای اجتماعی رابطهای معنادار و معکوس وجود دارد. همچنین مدعی است استفاده اجتماعی اینترنت موجب کاهش انزوای اجتماعی یا به تعبیر دیگر افزایش ارتباطات اجتماعی فرد میگردد. بدین معنا که استفاده از اینترنت به طور کلی موجب کاهش انزوای اجتماعی میگردد ولی این تاثیر زیاد نیست. در این پژوهش سطح سنجش به گروه همالان محدود است.
در حوزه اوقات فراغت میتوان به مطالعات انجام شده توسط سلیمان پاکسرشت(۱۳۸۶) “مصرف اینترنت در سبکهای فراغتی جوانان تهران”و محبوبه بابائی(۱۳۸۴) “الگوی خانواده و سبک فراغتی جنسیتی در تهران” اشاره نمود. پاکسرشت(۱۳۸۶) در زمینه الگوی اوقات فراغت با تقسیمبندی انواع فراغت اینترنتی (سبک فراغتیگذار، دانشمحور و طبقهمحور) نتیجه میگیرد که اهمیت مصرف اینترنت به عنوان رفتاری فراغتی در همه سبکهای فراغتی به یک اندازه نیست و از حیث رفتارهای فراغتی آنلاین، مهمترین خصیصه، مهارت کم در کاربرد اینترنت و غلبه شدید کاربرد سرگرم کننده و ارتباطی اینترنت است. اما بابایی(۱۳۸۴) نتیجه میگیرد فعالیتهای فراغتی مردان به مراتب بیش از زنان است. وی ازحیث الگوی فراغتی با تقسیم انواع فراغت به (سنتی/نیمه مدرن/مدرن) نشان میدهد که طبقات بالا، دارای فعالیتهای فراغتی مدرن و طبقات پائین دارای فعالیتهای فراغتی سنتی هستند. یک تحقیق نیز با عنوان “اینترنت و تغیر اجتماعی در ایران: نگاهی فراتحلیلی با تاکید بر جوانان” توسط منتظرقائم و شاقاسمی (۱۳۸۷) انجام شده و مدعی هستند که اینترنت در میان جوانان مصرف کننده ایرانی تغیرات هویتی بسیاری ایجاد کرده است.
با توجه به مطالعات پیشین میتوان گفت که مفهوم اینترنت و بررسی تاثیرات آن، مفهومی چند بعدی و پیچیده میباشد. به طور کلی میتوان گفت که پژوهش های داخلی پیرامون تاثیرات اینترنت مدعی هستند اینترنت فعال مایشاء و تاثیرگذار بر جامعه و خانواده می باشد و محققین در این پژوهش ها عمدتا با تنظیم پرسشنامه و صرفا با طرح پرسشهای سطحی به بررسی میزان و نوع تاثیرگذاری میپردازند و این سئوالات تنها در مورد تاثیرات مشخصی تنظیم شدهاند در حالیکه پژوهش پیشرو مدعی آن است که خانواده مجموعهای یکدست و منفعل نمیباشد ساختار خانواده در جامعه ایرانی از نقش و پیچیدگیهای خاصی برخوردار است و همین پیچیدگی ساختار خانواده سبب بوجود آمدن انواع نظام های قدرت، نظامهای روابط درون اعضای خانواده و… میشود. از دید این پژوهش ساختار خانواده میتواند به صورت فعال با رسانه (اینترنت) مواجه شده و بر الگوی استفاده از آن تاثیرگذار باشد.
۲-۳- مبانی نظری
دستاوردهای تکنولوژیک بشر در بهترین صورت، چیزی بیش از تدابیر و نیازهای وی است. مردم تکنولوژی را به گونهای شکل میدهند که برای برآوردن نیازهایشان مناسب باشد (کاستلز[۲۰] ۱۳۸۰:۴۲۱). هرگاه اختراعی رو میگشاید، معمولا مدتها طول میکشد تا استفادهکنندگانش به مفاهیم ضمنی آن پی ببرند(وینر[۲۱]۱۷۸:۱۳۷۲).
بدین ترتیب به سخنی می توان با ویلیام اگبورن هم عقیده بود و تکنولوژی را همیشه نخستین عامل تغیر دانست (محسنی ۱۲۸:۱۳۷۲و۴۵:۱۳۸۰) لیکن می توان پیشرفت های سریع تکنولوژیک را به عنوان کاتالیزور فرایند تحول در چارچوب شرایط و روابطاجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع (محسنی۱۲۸:۱۳۷۲; تهرانیان۱۸:۱۳۷۲) به حساب آورد که به نحوی دیالکتیکی، دگرگونیهای عظیمی در شئون زندگی انسان پدید آورده است (لنسکی و لنسکی[۲۲] ۹۵-۹۴:۱۳۶۹) و به دگرگونی های عظیمی دچار میشود. پس با این تفاصیل باید با ملوین کرنزبرگ همداستان بود که تکنولوژی نه خوب است و نه بد (مک گین[۲۳]،۱۹۹۱؛استون[۲۴]،۱۹۹۸) و برخلاف نظر برخی (Whittle1997:XI) خنثی و بیاثر هم نیست (کاستلز[۲۵] ۹۶:a1380) (به نقل از دوران،۱۳۸۲:ص۱۷).
در اوایل قرن بیستم این اعتقاد گسترده ظهور کرد که رسانه ها بر مردم و جامعه تاثیر قابل توجهی بر جا مینهند. این دیدگاه بدبینانه از تاثیر رسانه ها، متاثر از تئوری جامعهی تودهای و تلاش های آن برای تطابق با تحولات ناشی از پیشرفتهای جدید و گسترش مدرنیته بود. اولین کوششها برای بررسی و ارزیابی نفوذ رسانه ها، ماحصل فشارهای گروه های سیاسیای بود که از تاثیر رسانه ها بسیار نگران بودند.
ویمر و دومینیک (ویمر و دومینیک[۲۶]،۱۳۸۴:ص۱۰-۸) توسعهی پژوهش در باب هر رسانه یا تکنولوژی جدید را تابع یک مدل تکاملی چهار مرحلهای میدانند. در مرحله اول خود رسانه، چیستی، تفاوت و تشابه آن با رسانه های پیشین، در مرحله دوم کاربریها و کاربران رسانه، در مرحله سوم، آثار و پیامدهای رسانه و در مرحله چهارم مدیریت رسانه در دستور کار محققان آن قرار میگیرد. گرایشهای اجتماعی در پژوهشهای اینترنت پس از طی دورهای از کاربرد تخصصی و عمومیت یافتن دسترسی آن، از اواسط دهه ۱۹۹۰ شکل گرفتند. محققان در ابتدا بیشتر به سنخ شناسی کاربران و کاربری های اینترنت علاقمند بودند و پس از دورهای از رواج اینگونه مطالعات، گرایش به پیامد شناسی اینترنت رونق پیدا کرد. محققان علاقهمند به مسئله اخیر، پیامدهای کاربرد اینترنت را در طیفی وسیع از رفتارهای فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بررسی کردهاند (ر.ک برینین و کراوت: در دست چاپ و نیز دیمگیو و همکاران:۲۰۰۱: به نقل از پاک سرشت :۱۳۸۶)
بررسیهای موجود در پیامدشناسی اینترنت بر الگوی تحلیلی عامی در زمینه بررسی تعاملات رفتارهای مجازی و واقعی مبتنی هستند که در سنتی پژوهشی با سابقهی در مطالعات رسانههایی چون رادیو، تلویزیون و تلفن در دهه های۱۹۷۰ و۱۹۸۰م، ریشه دارد. ویژگی مهم این چارچوب تحلیلی، تاکید بر تشابهات و تفاوتهای کارکردی رسانه ها در تحلیل پذیرش و در نتیجه پیامدهای آن در الگوهای پیشین رفتار رسانهای کاربران است (ر.ک. مختاریان و همکاران، ۲۰۰۴؛ نیز نک. سالومون، ۱۹۸۶: به نقل از پاک سرشت :۱۳۸۶).
۲-۳-۱- انواع تئوری های مربوط به رسانه
در اوایل قرن بیستم این اعتقاد گسترده ظهور کرد که رسانه ها بر مردم و جامعه تاثیر قابل توجهی بر جای مینهند. این دیدگاه بدبینانه از تاثیر رسانه ها، متاثر از تئوری جامعه تودهای و تلاشهای آن برای تطابق با تحولات ناشی از پیشرفتهای جدید و گسترش مدرنیته بود. اولین کوششها برای بررسی و ارزیابی نفوذ رسانه ها، ماحصل فشارهای گروه های سیاسیای بود که از تاثیر رسانه ها بسیار نگران بودند. یکی از اولین بررسیها در مورد تاثیر رسانه ها به سال ۱۹۱۷ در انگلیس و توسط “شورای ملی اخلاق جامعه” انجام گرفت که نهادی غیردولتی و متشکل از سازمانهایی با پیشینه و اعتقادات سیاسی متفاوت بود (ویلیامز[۲۷]۱۳۸۶:ص۱۸۸).
۲-۳-۱-۱- تئوری تاثیر مستقیم
تفکر دربارهی تاثیر رسانه ها مراحل مختلفی را پشت سر گذاشته است. تئوریهای اولیه فرض را بر این می گذاشتند که مخاطبان به سادگی تحت تاثیر قرار میگیرند . اولین تئوری در مورد تاثیر رسانه ها که هیچوقت به صورت یک تئوری منسجم عرضه نشد،”تئوری تاثیر مستقیم” است که آن را “تئوری آمپولی” و “تئوری گلولهی جادویی” هم نامیدهاند. این تئوری به طور خلاصه گویای آن است که پیامهای رسانهای به طور یکسان و یکنواخت به همهی مخاطبان میرسد و تاثیری مستقیم و آنی بر جا میگذارد. به تدریج این فکر رواج یافت که مخاطبان آدمهای مستقل و خودمختاری هستند که به آسانی تحت کنترل قرار نمیگیرند. کاتز و لازارسفلد با ردتئوری “تاثیر مستقیم” به عنوان نظریهای فاقد پیچیدگی و دارای مبانی غیر منطبق با جامعه شناسی، “الگوی دو مرحله ای” خود را مطرح کردند و طی آن گفتند که رسانه به خودی خود در تاثیرگذاری بر مخاطبان چندان قوی نیستند و مردم بیشتر تحت تاثیر افراد خانواده، دوستان، همسایگان و همکاران خود قرار میگیرند تا رسانه ها. امروز تئوری تاثیر مستقیم را خام، بیش از اندازه ساده لوحانه و فاقد پیچیدگی میدانند. بررسیهای محققانی چون هاولند و لاسول در مورد ارزیابی انواع مختلف تبلیغ و تاثیر آنها بر مردم، تئوری تاثیر مستقیم را مردود دانست و نشان داد که مخاطبان آدمهای منفعل، منفرد و به سادگی نفوذپذیری نیستند، بلکه افرادیاند که می توانند آنچه را میبینند و میشنوند، بر اساس باورهایی که از پیش در آنها تکامل یافته است، تجزیه و تحلیل کنند. مهمتر از آن اینکه آدم ها در میان گروهای اجتماعی زندگی میکنند و روابط اجتماعی میان آنها عامل مهمی در درک آنها از پیام های رسانهای است (ویلیامز۱۳۸۶: صص،۱۹۲،۱۸۴).
۲-۳-۱-۲- الگوی دو مرحله ای
تحقیقات پللازاسفلد و همکارانش در مورد تاثیر رسانه ها بر رفتار مردم در انتخابات جدیترین چالش را پیش روی الگوی تاثیر مستقیم نهاد. این گروه در تحقیق خود تحت عنوان”انتخاب مردم[۲۸]” دریافتند که عوامل اجتماعی نظیر دین و طبقه عوامل مهمتری در انتخاب مردم هستند و رسانه ها حداکثر می توانند باورهای موجود مردم را تقویت کنند، نه اینکه آنها را دگرگون سازند. منظور از دو مرحله این است که اطلاعات از رسانه ها به “رهبران فکری” و سپس از آنها به دوستان، همکاران و همسایگانشان انتقال می یابد. الگوی دومرحله ای بر نقش اندک یا محدود رسانه ها در تصمیمگیری های شخصی تاکید مینهد. بر این اساس، رسانه اگر تاثیری دارد، این تاثیر تقویت باورها و اعتقادات موجود است. الگوی دو مرحلهای دیدگاهی کثرت گرایانه از جامعه دارد و معتقد است که رهبران فکری الزاما آدمهای موفقی از نظر اقتصادی یا مرتبهی اجتماعی نیستند، بلکه میتوانند آدمهایی از قشرهای مختلف جامعه باشندکه به خاطر دانش و ذهن خلاق خود مورد احترام قرار میگیرند. نقطه قوت الگوی دومرحلهای این است که تاثیر رسانه ها را در بستر شرایط اجتماعی در نظر میگیرد و معتقد است که رسانه ها تاثیر مستقیمی بر افراد باقی نمیگذارند، بلکه در چارچوب روابطاجتماعی است که نه تنها بر باورها و دیدگاه های مردم موثر واقع میشوند، بلکه بر نحوه کاربردشان از رسانه ها و توجهی که به آنها نشان میدهند نیز تاثیر دارند ( ویلیامز۱۱۳۸۶: صص۱۹۲و۱۹۳)
تئوری پخش[۲۹] این نظریه را مطرح میکند که ابداعات در هر بخش از جامعه قبل از آن که مورد قبول قرار گیرند، از خلال مراحل مختلف پخش آن ابداع در جامعه عبور میکنند. در ابتدا مردم از طریق رسانه ها از آن باخبر میشوند. سپس رهبران فکری به بررسی آن میپردازند و اگر آن را مفید یافتند به دیگران نیز توصیه میکنند. در این تئوری برای رسانه ها نقش محدودی در نظر گرفته شده است. تئوری پخش شکل پیچیدهتری از الگوی دو مرحلهای است. منتقدان این تئوری معتقدند که این الگو فرایند پیچیده ارتباطات و نحوهی تاثیر ونفوذ را بیش از حد ساده میپندارد و نقش نهادهای سیاسی و اقتصادی نظیر صنایع بزرگ و حکومت را در تاثیرگذاری بر سیلان اطلاعات در جامعه نادیده میگیرد. از سوی دیگر، ماهیت ارتباطات متقابل بین رهبران فکری و مردم نیز چندان روشن نیست. این الگو توضیح نمیدهد که چرا وچگونه است که عدهای “رهبران فکری” از آب در میآیند و چرا بقیه مردم به حرف آنها گوش میدهند و از کجا میدانند که حق با آنهاست؟ در الگوی دومرحلهای کماکان اکثریت مردم منفعل هستند، با این تفاوت که عدهای دیگر به طور مستقیم بر آنها تاثیر می نهند. الگوی دومرحلهای راه را برای درک پیچیدهتر اثرات رسانهای باز کرد. در نظر عدهای، این الگو به معنای پایان افسانههای بسار قدرتمند بود. بعد از آن بود که تحقیقات و نظریهپردازی در عرصهی رسانه ها بیش از پیش به سمت توضیح این نکته متمایل شدند که مردم چگونه انتخاب میکنند، چگونه از چیزی روگردان میشوند و به چه نحوی به ارزیابی اطلاعات میپردازند. این الگو در نهایت به سمت تئوری “استفاده و لذت[۳۰]” متمایل گشت که بر کاربرد افراد از رسانه ها تمرکز دارد (ویلیامز۱۳۸۶: صص۱۹۲و۱۹۴).
۲-۳-۱-۳- استفاده و لذت
در دهه ۱۹۶۰ تحقیقات در مورد تاثیرات محدود، از تمرکز بر رهبران فکری دست برداشت و در عوض بر استفادهای که مردم از رسانه ها میبردند تمرکز کرد. رویکرد “استفاده و لذت” نسبت به تاثیرات رسانهای این فرض را مطرح میکرد که مخاطبان نیازها و آرزوهای خود را در فرایند درک معنا و مفهوم پیامهای رسانهای دخالت میدهند. این نیازها و آرزوها هستند که تعیین میکنند مخاطبان پیامها را چگونه درک و دریافت کنند. در واقع کانون توجه از این که رسانه ها با مردم چه میکنند، به این که مردم با رسانه ها چه میکنند، تغیر یافت. چنین رویکردی به این معناست که حتی پرمفهومترین پیام رسانهای هم نمی تواند در مخاطبی که برای آن پیام در چارچوب محیطاجتماعی و فکری خود کاربردی نمییابد، تحولی ایجاد کند. رویکرد استفاده و لذت برآن است که ارزشها، علایق و نقش اجتماعی مخاطبان مهمتر از هر چیز است و مردم بر اساس این عوامل آن چه را میخواهند ببینند و بشنوند، انتخاب میکنند. رویکرد”استفاده ولذت” بر سه فرض اصلی استوار است؛ اول این مردم از رسانه ها برای اهداف شخصی خود استفاده میکنند. دوم، مردم این اهداف را میشناسند و می توانند آنها را معرفی کنند و سوم این که به رغم تفاوت میان افراد از نظر استفادهی آنها از رسانه ها، این امکان وجود دارد که بتوان برخی زمینه های مشترک را در میان آنها پیدا کرد. محققان به این نتیجه رسیدهاند که مردم به چهار نوع مختلف، از برنامههای رسانهای استفاده میکنند و از آنها لذت میبرند. اول، رسانه ها عامل “گریز” هستند. دوم، این که رسانه ها نوعی”ارتباط فردی” پدید میآورند و برخی شخصیتهای رسانه ها مبدل به همراهان زندگی میشوند. سوم، رسانه ها در توسعه و گسترش “هویت شخصی” نقش مهمی بازی میکنند و سرانجام اینکه، رسانه ها”منبع شناخت و آگاهی” از رویدادهای جهانی هستند.
نقطه قوت این تئوری در تمرکز آن بر نقش افراد در معنا بخشیدن به پیامهای رسانهای است، یعنی عاملی که در تئوریهای قبلی به آن توجهی نمیشد. با این حال، منتقدان این نظریه بر این عقیدهاند که این تئوری هم نقاط ضعفی جدی دارد. ضعف اول آن که تمرکز بر”فرد” به عنوان اساس تجزیه و تحلیل است و بعد اجتماعی آن عملا نادیده گرفته میشود، حال آن که بسیاری از مردم بعد از بحث و تبادل نظر با دیگران است که پیامهای رسانه ای را درک یا بهتر درک میکنند. این الگو در ضمن فرض را بر این میگذارد که افراد در تماشاکردن، گوشدادن یا خواندن رسانه ها از پیش هدف مشخصی را دنبال میکنند، حال آن که در اغلب مواقع این قبیل کارها نظیر تماشای تلویزیون کاری از روی عادت و بدون نقشه و برنامه قبلی است ( ویلیامز،۱۳۸۶: صص۱۹۴تا۱۹۶)
“الگوی دو مرحلهای” کانون توجه را از بیننده منفعل و بیقدرت تاثیر مستقیم دور کرد. اما رویکرد “استفاده و لذت” این موضوع را مطرح کرد که مخاطبان نیازها و آرزوهایشان را در فرایند درک پیام دخالت میدهند. در این رویکرد، برخلاف نظریه تاثیر مستقیم، رسانه ها هیچ تاثیری بر مخاطبان ندارند، بلکه گوش به فرمان مخاطبان خود هستند و این مخاطبان رسانه ها هستند که تعیین میکنند رسانه ها چه نقشی در زندگی آنها ایفا کنند رفتهرفته قدرت بیشتری به مخاطبان نسبت داده شد. توانائی و استعداد مخاطبان برای عرضهی تفسیرهای متفاوت از آنچه میبینند، میخوانند و میشنوند، به عنوان نشانه های آزادی عمل مخاطبان در مقاومت در برابر رسانه ها تعبیر شد. بنابراین حتی اگر رسانه ها ایدئولوژی حاکم را عرضه کنند، مخاطبان میتوانند در برابر آن مقاومت کنند. اگر چه این اندیشه خیلی زود جا افتاد، اما امروزه در معرض چالش جدی قرار دارد (ویلیامز۱۳۸۶: ص۱۸۵).
۲-۳-۱-۴- تئوری های ناظر بر تاثیرات فرهنگی
نارضایتی از تئوریهای ناظر بر تاثیرات محدود، ناشی از این بوده است که این تئوریها بیش از حد بر روانکاوی فردی مخاطبان تاکید و تمرکز داشتهاند و در قرار دادن تاثیرات رسانهای در چارچوب گستردهتر اجتماعی ناکام بودهاند. تئوریهای ناظر بر تاثیرات فرهنگی کار را از زمینهی اجتماعی آغاز کردند و از آنجا به سوی درک رسانه ها حرکت کردند. این تئوریها در عین پذیرش این نکته رسانه ها بر مخاطبان خود اثر می نهند، بنا را براین نهادند که این اثرات آنی نیستند بلکه به مرور شکل میگیرند و رشد مییابند. معمولا “الگوی تاثیرات فرهنگی” را واجد ویژگیهای مارکسیستی میشناسند. این الگو بر پایه مفروضاتی شکل میگیرد، نظیر این که سرمایه داری یک جامعهی طبقاتی خلق می کند که در آن نابرابریهای اجتماعی شایع و فراگیر است. طبقهی حاکم یا مسلط از خلال اعمال فشار و ترویج ایدئولوژی، قدرت خود را حفظ میکند و رسانه ها در این میان کمکهای زیادی به این طبقه می رسانند و نظر مساعد مخاطبان را به سوی صاحبان قدرت جلب می کنند. اما باید دانست که تمامی جنبه های تئوری تاثیرات فرهنگی هم مارکسیستی نیست و تحقیقاتی که آمریکائیها در این زمینه انجام دادهاند در شکلگیری و تکوین آن نقش بسزائی داشته است (ویلیامز،۱۳۸۶: ص۱۹۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:41:00 ب.ظ ]




در منطقه شهری بزرگی که ما برنامه‌های تلویزیون آن را باز بینی کردیم، ۵ ایستگاه عمده، برنامه‌ها را تولید می‌کردند. از این تعداد سه ایستگاه، امور مربوط به شبکه‌های اصلی را عهده دار بودند، چهارمی ایستگاه مستقلی بود که تعدادی از برنامه‌ها و فیلمهای از پیش ساخته را پخش می‌کرد و پنجمین ایستگاه،ایستگاهی غیر تجارتی و آموزشی بود که برنامه‌های تلویزیون آموزش ملی و مرکز رادیو و نیز برنامه‌های تولید محلی را پخش می‌کرد. برخی از خانه‌های این منطقه شهری چند ایستگاه دیگر را، بویژه اگر آنتن آنها به طرف این ایستگاهها در ساعات ۴تا۹ روزهای هفته تعداد تقریباً کمی برنامه ارائه می‌دهند که قبلاً توسط ۵ ایستگاه شهری ارائه نشده باشد.
حال مروری خواهیم داشت بر آنچه که در چهار ایستگاه تجارتی یافت می‌شد. به فرد بزرگسالی که این گونه برنامه‌های تلویزیونی را تماشا می‌کند، می‌توان حق داد که بعضی اوقات تصور کند به سالهای جوانی اش بازگشته است و فیلمهایی را تماشا می‌کند که زمانی عادت داشت ببیند. کارتونهای توأم با موسیقی شاد، ۱۸ درصد از ساعت کودکان را پر می‌کند. ۵ درصد دیگر نیز با فیلمهای بزن و بکوب قدیمی، ۵/۱۰ درصد با فیلمهای داستانی، ۱۳درصد با وسترنها، ۱۱درصد با داستانهای پلیسی و یا دیگر برنامه‌های خیالی و ۲ درصد دیگر با فیلمهای مربوط به سرزمینهای دیگر پر می‌شود.
این برنامه‌ها تقریباً ۶۰درصد کل برنامه‌ها را تشکیل می‌دهند. بسیاری از آنها برای اولین بار سالنهای سینما ظاهر شده اند و بخش عمده ای از بقیه(به عنوان مثال وسترنها)، از نسل مستقیم فیلمهای سینمایی هستند.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

اگر بخواهیم از میزان برنامه‌های دارای موضوعات واقعی در ۱۰۰ ساعت تلویزیون تجارتی که ما آن را«ساعت کودکان می‌خوانیم برآوردی به دست دهیم، ۱۵ درصد برآورد بالا و سخاوتمندانه ای خواهد بود. بیش از نیمی از این زمان اخبار است که در بین کودکان بیننده کمی دارد، بنابراین می‌توان گفت که این میزان در واقع تقریباً۷درصد است که هفت ساعت از ۱۰۰ ساعت می‌شود. به هر حال، حتی همین هفت ساعت‌هم‌حاکی از آن است که کودکان در صورتی که بدانند باید کجا را نگاه کنند، می‌توانند به پاره ای تجارب فوق العاده در مورد واقعیات دست یابند. به عنوان مثال در طول هفته مورد بررسی، می‌توانستند سنفونی شماره ۹ بتهوون را که توسط ارکستر فیلادلفیا در ساختمان سازمان ملل اجرا می‌شد، بشنوند. می‌توانستند مناظره سیاسی مابین سناتور جاویتز و سناتور چرچ را بشنوند. می‌توانستند برنامه ای در مورد سوخت و ساز بدن انسان را ببینند و سکانسی کوتاه از اندازه گیری ضربان قلب یک نهنگ را مشاهده کنند، می‌توانستند با دوربین به ایسلند، پرو، و راکی کانادا مسافرت کنند. می‌توانستند تصاویر تکان دهنده ای از روزهای اولیه یکی از شهرهای بزرگ آمریکا و گزارشی مستند در مورد مسائل مالی و دولت را دیده باشند. البته به منظور دیدن این تصاویر باید آنها را از بین تعداد بسیار زیادی برنامه‌های فانتزی انتخاب می‌کردند ولی به هر حال برای آنان وجود داشت.
در مجموع، در غالب موارد ساعات کودکان در تلویزیون تجارتی، با خیال پردازی پرتحرک و هیجان انگیزی همراه است که با طنز زیاد و مقدار زیادی مسائل جالب رمانتیک آمیخته است، به شدت خشن است، صحنه‌های تیراندازی و مشت زنی به طور مداوم وانتها ناپذیر به دنبال یکدیگر می‌آیند. بیش از نیمی از ۱۰۰ ساعت به برنامه‌هایی اختصاص یافته است که در آنها خشونت نقش مهمی بازی می‌کند. تمامی این خشونتها را نباید جدی تلقی کرد. هدف از کارتونها و کمدیهای بزن وبکوب این است که شاد ومضحک باشند، نه هیجان انگیز. بنابراین، اجازه دهید تمامی برنامه‌های از نوع کمدیهای بزن وبکوب، را حذف کنیم و به فهرست زیر بپردازیم که نمایی از میزان خشونت جدی را که در ساعات فشرده تماشای کودکان در دسترشان قرار می‌گیرد، به ما ارائه میدهد.
درصد ساعتی که توصیفش می‌کنیم موارد زیر مشاهده می‌شود:
-۱۲ جنایت.
-۱۶ جدال عمده با هفت تیر.
-۲۱ نفر ظاهراً تیر خورده(و نه درحال مرگ).
-۲۱ مورد خشونت دیگر با اسلحه(که از تیراندازی به فرد تا تیراندازی به یک شهر تغییر می‌کند).
-۳۷ مورد دعوای تن به تن(۱۵ مورد دعوا با مشت، ۱۵ مورد ضرب وشیم فردی دیگر.)
کوشش برای قتل با یک چنگک، ۲ مورد خفه کردن، ۱ مورد دعوا در آب، یک مورد بستن دهان یک زن و بستن او به تختخواب و غیره.
یک حمله از پشت با چاقو و کارد قصابی.
چهار اقدام به خود کشی که در سه مورد آن موفق می‌شوند.
چهار مورد پرتاب کردن و یا افتادن از صخره.
سقوط دو ماشین از صخره.
دو مورد کوشش برای ربودن فردی از پیاده رو به وسیله اتومبیل.
جنجال و بی نظمی در هواپیمای در حال پرواز.
دو صحنه از دسته جات مردم که در یکی از آنها مردم، فردی را اشتباهاً حلق آویز می‌کنند.
خرد شدن مردی در زیر سمهای اسب.
تعداد زیادی موارد متفرقه توأم با خشونت، مشتمل بر جنگ هواپیماها، نمایش قایل مزدوری که در کمین شکارش است، دو مورد دزدی،جیب زنی، کشته شدن زنی بر اثر پرتاب شدن از قطار، طغیان امواج، زلزله و یک اعدام با گیوتین.
به نظر می‌رسید آنچه که عمدتاً موجب وحشت کودکانی می‌شد که ما آنها را وادار به تماشای این برنامه‌ها کرده بودیم،خشونت نبود؛ بلکه صحنه تاریک و اسرار آمیز موجب وحشت آنها می‌شد. همچون فیلمی که بیشتر صحنه‌های آن در تاریکی بود صحنه ای که در آن افراد به دنبال یک جسد در زیر زمین می‌گشتند و یا صحنه‌هایی که کودکان به آسانی می‌توانستند خودشان را در آن تجسم کنند، مثل نشان دادن فردی که با برداشتن سنگی متوجه رتیلهای زیر آن می‌شود. با وجود این روند تسلسلی ارائه این خشونتها بی وقفه ادامه داشت و قاعدتاً هفته ای پس از هفته دیگر در مقابل دید کودکان ادامه خواهد داشت. مردانی که اسلحه و چاقو حمل می‌کنند، به یکدیگر تیراندازی می‌کنند، یکدیگر را مشت می‌زنند. میزان و شدت این اعمال، فرد را به تأمل وا می‌دارد.
در نتیجه، تصویری که از جهان بزرگترها در ساعات مخصوص کودکان ارائه می‌شود از نظر خشونت فیزیکی، سنگین و از نظر تبادل فکری، سبک و عمیقاً با جنایت آمیخته است. تقریباً نیمی از شخصیتهای داستانها در ارتباط با اِعمال و یا نقض قانون هستند. ۱۶ کارآگاه، ۱۶ کلانتر، ۹ پلیس و گروهی از ماموران اجرای قانون در طول هفته بررسی در تلویزیون ظاهر شدند. عموماً کارآگاهها موفقتر از کلانترها و آنها از پلیسها موفقتر بودند.
لکن بازی قسمت عمده ای از اِعمال قانون و کشف جنایت توسط افراد آماتور با اعصاب پولادین و واکنشی برق آسا انجام می‌شد. عمدتاً کلاهبردارها در ارتباط با یک شغل خاص مشخص نمی شدند، زیرا تلویزیون‌هم‌مانند سینما آموخته است که اگر شغل اتحادیه‌های تجارتی با داستانهای جنایی ارتباط یابد، موجب اعتراض آنان خواهد شد. بنابراین، هفت تیرکشیها، دزدها، کلاهبردارها و سارقان مسلح وجود داشتند ولی تقریباً تعداد معدودی از آنها دارای شغل دیگری نیز بودند. به نظر می‌رسد اکثر آنان بیشتر کارگرند تا کارمند. تمایز در بین هیچ نژاد یا ملیت خاص دیده نمی شود، باستثنای مواردی که سرخپوستان و کابوی‌ها درگیر می‌شدند، که در این صورت سرخپوستان بی استثنا مردانی«بد»محسوب می‌شدند.
تصویر زندگی خانوادگی تصویری آمیخته بود. برخی کمدیهای وضعیت، ارتباط خانوادگی همراه با بردباری و شوخ طبعی را نشان می‌داد. بقیه برنامه‌ها مردمی را نشان می‌دادند که سر یکدیگر فریاد می‌کشند و نمایشگر سوء ظن، بی وفایی و خشونت در خانواده‌ها بودند. به مسئله کار برای تأمین زندگی توجه کمی شده بود و کودکی که می‌خواست اطلاعاتی در مورد مشاغل کسب کند، اطلاعات اندکی از برنامه‌های تلویزیون تجارتی طی هفته مورد بررسی به دست می‌آورد، مگر برخی از برنامه‌ها، بویژه کمدیهای وضعیت از این مسیر خارج می‌شدند تا برخی اخلاقیات کوچک متداول همچون«از ارزش دوستان واقعیتان نکاهید»، هر چه آسان به دست آید، آسان از دست می‌رود، همیشه هر چه را می‌شنوید باور نکنید و غیره را القا کنند.
چقدر حق انتخاب وجود داشت؟ تقریباً باستثنای اخبار، تنها ضمن ۲۲ درصد از کل زمان پخش برنامه‌ها کودک می‌توانست در یکی از چهار ایستگاه تجارتی، یک برنامه حاوی مطالب واقعی بیابد. تقریباً بیش از نیمی از زمان انتخاب منحصر به برنامه‌های خیال پردازانه می‌شد. حتی در این زمانها، انتخاب کودک معمولاً به انواع مختلف خیال پردازی محدود می‌شد. به عنوان مثال، دو برنامه جنایی در مقابل یک وسترن و یا یک کارتون.
به هر حال، تنها حق انتخاب واقعی موجود در دسترس کودکان، انتخاب بین شبکه‌های تجارتی و آموزشی بود. تا اینجا، منحصراً در مورد چهار شبکه مورد تجارتی صحبت کرده‌ایم. ایستگاه غیر تجارتی از بقیه بسیار متفاوت بود. در مقطع زمان بررسی طی ۶ ساعت از ۲۴ ساعت برنامه این شبکه، برای خردسالان برنامه پخش می‌شد. باستثنای کارتونهای بزن وبکوب اینها تنها برنامه‌های از این دست برای خردسالان بودند. این برنامه‌های غیرتجارتی مشتمل بودند بر یک ساعت وربع آوازهای فولکور که در آن بینندگان خردسال خواسته می‌شد که همراه کودکان شرکت کننده در برنامه آواز بخوانند؛ یک ساعت نقل داستان، پانزده دقیقه شعر خوانی، یک ساعت نقل داستان، پانزده دقیقه شعر خوانی، یک ساعت و ربع علوم برای کودکان، نیم ساعت برنامه لیف اریکسون و دیگر برنامه‌های حاوی تخیل خلاق برای کودکان در گروه سنی قبل از دبستان و دبستان، علاوه بر این ایستگاه آموزشی شش ساعت و نیم موسیقی کلاسیک پخش کرد(در مقابل کل ۷۵ دقیقه د رکل چهار ایستگاه تجارتی در آن زمان) که شامل سنفونی بوستون، کوانت وودوینددلفیا، ارگ سالت لیک سیتی تابرناکل، بود. علاوه بر این برنامه، شبکه آموزشی عمدتاً برنامه‌های مربوط به آموزش بزرگسالان را ارائه می‌کرد. تعداد معدودی از برنامه‌ها مانند برنامه‌ای در مورد کار یک روانپزشک معروف، برنامه ای در مورد اکتشافات اورانیوم، برنامه ای در مورد شغل شیرینی پزی نیز می‌توانست توجه کودکان را جلب کند، ولی غالب برنامه‌هابرای سطح علاقه کودکان دبستان بود. داوری در مورد غنای مطالب ارائه شده برای نوجوانان بزرگتر و بزرگسالان می‌تواند با بررسی برنامه‌هایی که تماماً در ساعات کودکان پخش شدند، انجام پذیرد. مونتگمری در نبرد الالمین، دیوید ساسکیند با فیلم«بی انتها»درسهای زبان فرانسه و روسی، درسهایی از نقاشی ژاپنی با قلم مو، یک ساعت و سه ربع تحلیل اخبار با نزدیک به سه ساعت تحلیل مطالب مربوط به مبارزات سیاسی انتخاباتی، برنامه ای در مورد بودائیسم زن، برنامه ای در مورد ناسیونالیسم آفریقایی، تاریخچه چاپ، ماهیت طنز، مصاحبه‌هایی با نویسندگان، تحلیل یک کودی آهنگین.
به عبارت دیگر، شبکه آموزشی از نظر برنامه‌های حاوی تخیل خلاق برای کودکان خردسال و برنامه‌های واقعی برای نوجوانان متفکرتر و تواناتر و بزرگسالان قوی بود. شبکه‌های تجارتی، کارتونهای بزن و بکوب را برای کودکان بسیار خردسال و بیشتر برنامه‌های خیال پردازانه را (وسترن، جنایی، پلیسی، فیلمهای قدیمی و کمدیهای وضعیت)همراه با معدودی برنامه‌های واقعی اما با کیفیت بالا برای همه، به جز کودکان خردسال ارائه می‌کردند.
ایستگاههای تجارتی، مهیج، احساساتی، خشن و کمتر روشنفکرانه بودند. از سوی دیگر ایستگاه آموزشی، متفکرانه و از نظر زیباشناسی حساس بود؛ به هیچ وجه خشن نبود اما در مقایسه کمی کسل کننده بود. این چیزی بود که تلویزیون در اواخر اکتبر۱۹۶۰ به کودکان ارائه می‌کرد.
الگوی تأثیر- کودک
درباره تلویزیون صحبتهایی کرده ایم. حال، کودک چیست؟ کودک حیوان جوانی است که یاد می‌گیرد انسان باشد. سپس او انسان جوانی خواهد شد که توسط بزرگترانش اجتماعی می‌شود تا بتواند در بین آنها جایی داشته باشد. کودک در آغاز لوحی پاک است با تجربه بر روی آن نوشته می‌شود و برای چندین سال توانایی زیادی برای یادگیری دارد(اما همیشه با نحوه عملکردش در مدرسه مشخص نمی شود). در دوران کودکی با سرعتی تغییر می‌کند که بعدها هیچگاه با این سرعت تغییر نخواهد کرد. در حالی که بتازگی نقش یک کودک را فراگرفته است، متوجه می‌شود که دیگر کودک نیست و خود را ناچار می‌بیند نقش عاشق یا قبل از اشتغال به کار را بازی کند. امروز او نسبت به جنس مخالف با نگاهی تحقیر آمیز می‌نگرد و فردا مثل یک عاشق آه می‌کشد. در روند این تغییرات، وی تجارب اجتماعی خطیری را پشت سر می‌گذارد. در بسیاری لحظات احساس نا امنی می‌کند. توسط خانواده اش منضبط می‌شود و از طرف گروه همسالانش تحت فشار قرار می‌گیرد. ممکن است از جانب برخی گروه های مرجع طرد شود. از وضعیت قرار داشتن در مرکز گروه خانوادگی لازمه آن یافتن مکانی در بین گروههایی است که دیگر در آن نقش مرکزی ندارد و ناگزیر باید راهش را بیابد.
همیشه راه آمدن با کودک آسان نیست. توصیف یک نوجوان توسط ادگار زی فریدن برگ را به خاطر آورید: «نوجوانها حتی بهترینشان خوب نیستند، حتی نه یک ذره در بهترین حالت، نا آرام عاشق پیشه و با محبت، ناپایدار، احساساتی، دمدمی مزاج و بد قلق و به صورت عصبانی کننده ای روراست هستند. مانند یک یوزپلنگ از کوره در رفته واکنش نشان می‌دهند و اگر آنها را سرسری بگیرید و بیش از مهارت و عشق و همدلی خود بر حسن نیت خود متکی باشید، همان قدر بیخطرند که یک یوزپلنگ می‌تواند بیخطر باشد. به طور کلی صحبت کنیم، فرهتگ ما از آنها وحشت دارد
در نتیجه کودک موجودی است که برای یافتن راهش نیاز به کمک دارد. اگرچه همیشه می‌توان در طول راه او را به جلو راند. او نیاز دارد که حقایق زیادی را به او بگویند و به او این امکان را دهند تا در مورد ترسها، سوءظنها و عقاید نیم پخته صحبت کند. او نیاز دارد که احساس تعلق کند حس کند قدر او را می‌دانند. در مواقع ضربه دیدن و ناراحتی، نیاز زیادی به دلجویی و تسلی دارد. ولی کودکی که برای برآورده شدن برخی از این نیازها به تلویزیون روی می‌آورد، به هیچ وجه ساده لوح و بی اطلاع نیست. او در معرض عوامل مؤثر مداوم وشدید و آموزش در خانواده اش بوده است. چنانچه به اندازه کافی بزرگ باشد که زمان زیادی را در خارج از خانه بگذراند، میزان نامحدودی دانستنیها، ارزشها و مهارتها را از همسالانش کسب خواهد کرد. او به صورت رسمی و غیر رسمی از مدرسه و شاید از کلیسا چیز آموخته است و در تمام ساعات زندگیش، هر چند معمولاً خود بر آن واقف نبوده است، ملهم از هنجارهای فرهنگش بوده است که عادات و ارزشهایش را شکل داده اند.
بنابراین در بین کودکانی که تلویزیون تماشا می‌کنند تفاوتهای چشمگیری وجود دارد. آنها نه تنها از نظر ارزشها و معیارها متفاوتند، بلکه همچنین از نظر سالهای تجربه ای که پشت سر گذاشته‌اند و نیز مبنای فیزیولوژیکی نیازها و تواناییهایشان یکسان نیستند. انتخاب آنها از تلویزیون و آنچه آنها با این برنامه‌هامی‌کنند، کاملاً این تفاوتها را منعکس می‌کند.
دکتر فرتیس ردل چندین سال به بررسی بر روی کودکان پریشان وبزهکاری که در خوابگاهشان تلویزیون موجود بود، اشتغال داشت. وی می‌گوید:«در حالی که دیدن برنامه‌های آخر شب تلویزیون برای کودکان معمولی به علت خشونت و ترسناک بودن ممنوع است، برای کودکانی که دچار مشکل هستند و تحت نظر من(دکتر فرتیس ردل) هستند، دیدن برنامه‌های خوب و شیرین که نشانگر عشق والدین و روابط گرم خانوادگی است، باعث شب بیداری و کابوسهای شبانه می‌شود. برنامه‌های خانوادگی ا زاین دست، فقدان آن چیزی را که در زندگیشان وجود دارد به ایشان یادآوری می‌کند. آنچه برای اکثر کودکان آرام بخش(یا حداقل بی ضر)بوده است، برای این دسته از کودکان به علت نیازهاو سوابق ویژه آنها، ضربه ای روانی بود».
در این مورد همانند بسیاری موارد دیگر، زمینه‌ها و نیازهای کودکان، موارد استفاده آنان از تلویزیون و در نتیجه تأثیر آن را، مشخص می‌کند. ضروری نیست که برای یافتن چنین تفاوتهایی به گروه کودکانی پریشان مراجعه کنیم. تفاوت مشخصی بین استفاده‌هایی که کودکی با بهره هوشی ۱۳۵ از تلویزیون می‌کند با آنچه کودکی با بهره هوشی ۹۵ از آن کسب می‌کند، وجود دارد. تفاوت فاحشی بین نحوه برخورد با تلویزیون مابین یک فرد جوان که قویاً هنجار خود بهسازی طبقه متوسط را جذب کرده است، با فردی که این هنجارها را کسب نکرده است، وجود دارد و چنانکه دیده ایم دارای دوستان و همبازیهای خوب است و کودکی که دوستان و همبازیهای خوبی ندارد از خیال پردازیهای تلویزیون به نحو کاملاً متفاوتی استفاده می‌کند.
الگوی تأثیر- تعامل
به این ترتیب اثر تلویزیون، تعاملی از ویژگیهای تلویزیون وویژگیهای استفاده کننده از آن است. حال مسئله اینجاست که حداقل به چه تعداد متغیرهای مربوط به تلویزیون و متغیرهای مربوط به استفاده کننده از تلویزیون نیاز داریم تا بتوانیم این تعامل را درک و پیش بینی کنیم؟
در مورد تلویزیون، نظر ما این است که حداقل غیرقابل تقلیل متغیرها، شاید دونوع از موضوعاتی باشند که تجارب خیال پردازانه یا واقعی یا به عبارت دیگر ارضای بلاواسطه و معوق را امکان پذیر می‌کند. همچنین نظر ما این است که هر چند پالایش این دسته بندیها و توجه به مواردی مثل میزان خشونت، سطح فکری برنامه‌ها و ارزشهای نشانه ای ویژه ارائه شده، به ما کمک خواهند کرد تا بیشتر به آنچه در جریان است واقف شویم. اما تقسیم بندی اصلی در این رسانه همان تقسیم بندی محتوا به خیال پردازانه و واقعی است.
در این بحث سعی کوشیده ایم که مطالب را از تجارب متمایز کنیم، یعنی نمی خواهیم بگوییم که یک نوع تجربه تنها تاشی از یک نوع ویژه مطلب است. بخوبی روشن است که چنین نیست. پخش تلویزیونی یک مسابقه فوتبال که برای غالب بینندگانش متضمن تفریح و گریز صرف است، برای مربی ای که تیمش باید با تیمی که مسابقه اش همان چیزی است که یک بیننده از آن برداشت می‌کند.
این را به نوبه خود می‌توان از عناصر ویژه ای در زندگی بیننده فهمید و یا شاید پیش بینی کرد. ما کوتاهترین فهرست ممکن را ازمتغیرها در مورد کودکان پیشنهاد کرده ایم و نیز سعی کرده ایم که نشان دهیم که چگونه آنها با موضوعات خیال پردازانه و واقعی در تلویزیون تعامل پیدا می‌کنند. این متغیرهای اولیه عبارتند از:
توانایی ذهنی، که به میزان زیادی بر توانایی کودک در یادگیری از رسانه توانایی او در تمیز مطالب تلویزیون، اشتیاق او برای آموختن چیزهای تازه و توانایی و تمایل او در استفاده از تلویزیون، نه در پایینترین سطح بلکه در چالش برانگیزترین سطح آن اثر دارد.
هنجارهای اجتماعی، اصولا بدین معنا که تا چه درجه ای کودک هنجارهای مربوط به طبقه متوسط را مانند فعالیت خود بهسازی و ارضای معوق جذب کرده است. با فرض اینکه سایر عوامل ثابت باشند این هنجارها عمدتا در میزان استفاده از تلویزیون برای تجارب واقعی در مقابل تجارب خیال پردازانه منعکس است.
ارتباطات اجتماعی، نوع ارتباطاتی که یک کودک با والدین وگروه همسالانش دارد. عمدتا در میزان استفاده او از تلویزیون برای گریز از مشکلات ناشی از این ارتباطات و یا جایگزینی برای ارضایی که از این منابع کسب نکرده است ونیز در میزان اهمیت یافتن خیال پردازیهای تلویزیونی در زنگی روزمره او منعکس می‌شود.
سن، استفاده از سن تقویمی به عنوان شاخصی از انواع تجارب گوناگون که کودک در یک زمان تجربه کرده است و جایگاه وی در طیف اجتماعی شدن و نیازهای جنسی و اجتماعی خاص که او در آن زمان داراست.
جنس، استفاده از جنسیت به عنوان شاخصی از نقشهای مختلفی که کودکان باید برایش آماده شوند و علایق مختلفی که کودکان باید برایش آماده شوند و علایق مختلفی که باید ارضا شوند.
البته این فهرست کوتاهی است. شکی نیست که متغیرها و شاخصهای دیگری نیز وجود دارند که پیش بینی را دقیقتر و درک را عمیقتر می‌کنند. متغیرهای ارائه شده را مفید یافته‌ایم و به وسیله آنها قادر بوده ایم که پیش بینی‌های تقریباً دقیقی را در مورد چگونگی استفاده کودکان از تلویزیون انجام دهیم.

سهم تلویزیون
سهم کودک

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:41:00 ب.ظ ]




ترتیبی

رانندگی با وسایل نقلیه عمومی بیش از زمان مجاز

ترتیبی

عدم رعایت شرایط مندرج در گواهینامه از قبیل استفاده از عینک، سمعک یا تجهیزات خاص

ترتیبی

عدم توجه به فرمان ایست یا پرچم مراقبان عبور و مرور محصلان یا پلیس مدرسه

ترتیبی

عدم رعایت مقررات حمل بار

ترتیبی

کاهش تصادفات رانندگی
*تعریف مفهومی
تصادف رانندگی یا حادثه ترافیکی، به حواثی اطلاق میشود که در آن حداقل یک وسیلهٔ نقلیهٔ خیابانی با یک وسیلهٔ نقلیهٔ دیگر، یا با یک کاربر(استفاده‌کننده) راه دیگر، یا یک جسم ثابت در کنار جاده، ویا با خودرو دیگر که معمولاً آسیب مالی یا جانی در پی دارد، برخورد کرده باشد. کاهش تصادفات رانندگی، به معنای کاهش وقوع این سوانح نسبت به سال قبل می باشد.
*تعریف عملیاتی
کاهش تصادفات رانندگی به واسطه پرسش از افسران راهنمایی و رانندگی مورد سنجش قرار گرفته که به وسیله سوال زیر قابل سنجش است:
به نظر شما بعد از اجرایی شدن قانون جدید رسیدگی به تخلفات رانندگی و اعمال نمره منفی در گواهینامه رانندگان متخلف، تصادفات رانندگی تا چه اندازه کاهش داشته است؟
روش تحقیق و تکنیک جمع آوری اطلاعات
در علوم اجتماعی روش های متفاوتی برای تحقیقات علمی وجود دارد(مثل تحقیقات آزمایشی، مشاهده مشارکتی و…) که هر محقق با توجه به موضوع مورد بررسی و شرایطی که در آن قرار دارد، یک یا چند شیوه را برای بررسی موضوع مورد مطالعه انتخاب می‌کند. پژوهش حاضر نیز با توجه به شرایط و موضوع مورد بررسی، روش کمی مبتنی بر پیمایش(Survey Research) می‌باشد.

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

پیمایش روشی در تحقیق اجتماعی است که” بیکر” آنرا چنین تعریف میکند: توصیفی است از نگرش و رفتار جمعیتی بر اساس انتخاب نمونهای تصادفی و معرف از افراد آن جمعیت و پاسخ آنها به یک رشته سؤال. به بیان دیگر، روش پیمایشی که عام ترین نوع روش در تحقیقات اجتماعی بشمارمیآید، روشی برای گردآوری داده‌ها است که در آن از گروه‌های معینی از افراد خواسته می‌شود، به تعدادی پرسش مشخص، پاسخ دهند. این پاسخ‌ها مجموعه اطلاعات تحقیق را تشکیل می‌دهند(بیکر، ۱۹۶:۱۳۷۷). در تحقیقات پیمایشی علاوه بر توصیف، به تبیین پدیده‌ها نیز پرداخته میشود، بدین صورت که فرضیههایی ساخته شده و سپس به آزمون کشیده میشوند(دواس،۱۳۸۱: ۲۱) دواس نیز مشخصه پیمایش را شامل مجموعه ساختمند یا منظمی از داده‌ها میداند که آن را ماتریس متغیر بر حسب داده های موردی مینامد(دواس، ۱۳۸۱: ۱۴).
واحد تحلیل
واحد تحلیل درپژوهش حاضر فرد انتخاب شده درجمعیت نمونه است.
زمان و مکان
زمان انجام تحقیق سال ۱۳۹۳ و مکان اجرای آن شهر تهران میباشد.
جامعه آماری
جامعه آماری این تحقیق شامل دو گروه می باشد. افسران اخطاریه نویس منطقه یک پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ و رانندگان متخلف که نمره منفی در گواهینامه آنها درج شده است.
با توجه به اینکه قانون جدید رسیدگی به تخلفات رانندگی و اعمال نمره منفی از مورخ ۱۰/۰۲/۹۰ لازم الاجرا گردیده است، برابر اطلاعات سیستم اجرائیات در کلان شهر تهران در سال ۴۱۷ گواهینامه رانندگی دارای نمره منفی بیشتر از ۳۰ امتیاز می باشند که سبب ضبط گواهینامه شده بود و در سال ۱۳۹۲ این تعداد به ۹۵۴ جلد ارتقاء پیدا کرده که در مجموع ۱۳۷۱ جلد گواهینامه می باشد.بنابراین جامعه آماری اول این تحقیق، صاحبان گواهینامههایی هستند که در سال ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ امتیاز منفی گرفته اند.
جامعه آماری دوم، افسران اخطاریه نویس منطقه یک پلیس راهنمایی و رانندگی تهران بزرگ هستند که نسبت به حوادث ترافیکی اشراف کامل دارند.
تعیین حجم نمونه
برای تعیین حجم نمونه با دراختیار داشتن جامعه آماری ازمعادله نمونهگیری کوکران که به قرارذیل است، استفاده شده است:

که دراین معادله:
n حجم نمونه آماری P – نسبت وجود صفت درجامعه آماری=۵.
N – جمعیت جامعه آماری q- نسبت عدم وجود صفت درجامعه آماری= ۵.
۲t – سطح اطمینان= ۱.۹۶۲ d – سطح خطا= ۰۵.
بر اساس فرمول فوق با در اختیار داشتن آمار گواهینامههای دارای امتیاز منفی در شهر تهران، حجم نمونه به صورت زیر تعیین شده است:

حجم نمونه گروه دوم نیز بر اساس فرمول نمونهگیری کوکران به صورت زیر تعیین شده است:

روش نمونه‌گیری
در این پژوهش برای انتخاب نمونه ها در دو گروه از روش های متفاوتی استفاده شده است. با توجه به اینکه افسران اخطاریه نویس مکان مشخصی برای استقرار دارند، برای انتخاب آنها از روش نمونهگیری تصادفی منظم استفاده شده است. در این روش، به کلیه افسران اخطاریه نویس یک کد اختصاص پیدا کرده است. سپس فاصله نمونهگیری به دست آمده و سپس بر اساس فاصله نمونهگیری به دست آمده، فرایند انتخاب نمونه ها آغاز شده است.
برای انتخاب رانندگان متخلف، بدلیل ساختار جامعه آماری از روش نمونهگیری قضاوتی استفاده شده است. در این روش، هر یک از افراد جامعه آماری که به منظور انجام امور اداری، به سازمان مراجعه کردهاند، به عنوان نمونه تحقیق انتخاب و مصاحبه با آنان انجام شده است. علاوه بر آن،از نمونهگیری زمانی نیز استفاده شده است. بر این اساس به هر یک از ساعات کاری(۱۶-۸) یک کد اختصاص پیدا کرده و سپس دو کد به روش قرعه کشی انتخاب شده است. این دو کد زمان های مناسب برای انتخاب نمونه های تحقیق می باشند.کدهای انتخاب شده ساعت ۱۰ و ساعت ۱۳ می باشد.
الف- اعتبار پرسشنامه
یکی از روشهایی که می‌تواند منجر به اعتبار پرسشنامه گردد، قضاوت افراد آگاه و مطلع در زمینه مورد مطالعه می‌باشد، به همین منظور پرسشنامه‌ها از نظر محتوا به رویت چند تن از اعضای هیات علمی دانشگاه‌، که سابقه پژوهش و مطالعه در زمینه موضوع پژوهش دارا میباشند، رسیده است.
شایان ذکر است از نظر محتوایی، پژوهشگر در خصوص طراحی سوالات پرسشنامه از بررسی متون و منابع و پژوهشهای مختلف انجام گرفته در رابطه با جرایم رانندگی و رفتارهای ترافیکی بهره برده است.
ب- پایایی[۲۰]پرسشنامه:
در این تحقیق به منظور تحلیل روایی سئوالات از روش آزمون«آلفای کرنباخ» استفاده شده است. ضریب آلفای کرنباخ برای سنجش میزان تک بعدی بودن نگرشها، قضاوتها، عقاید و سایر مقولاتی که اندازه گیری آنها آسان نیست، به کار میرود. در واقع هدف از کاربرد آزمون آلفای کرنباخ این است که آیا همه گویه ها موضوع مورد نظر تحقیق را پاسخ میدهد یا نه؟ یا به بیان دقیقتر تا چه حد برداشت پاسخگویان از سؤالات یکسان می‌باشد. همچنین، برای تشخیص مناسب بودن گویه ها، از ضریبهبستگی تصحیح شده هر سئوال به کل سئوالات استفاده میشود و در مجموع سئوالاتی که همبستگی معناداری را با مجموع سئوالات دارند انتخاب، و سایر سئوالاتی که همبستگی معناداری را نشان نمیدهند، از لیست گویه ها حذف می‌گردند. در پژوهش حاضر، ابتدا پرسشنامه در بین بیست الی سی نفر توزیع گردیده و سپس با بهره گرفتن از ضریب«آلفای کرنباخ» سئوالات نهایی انتخاب شده است.جدول زیر میزان آلفای کرنباخ را برای شاخصهای تحقیق نشان میدهد:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:41:00 ب.ظ ]




بدین سمت گرایش دارد که بیننده بیشتر آگاه و شاید بیشتر مضطرب کند، تا در مقابل دیدگاه درست تری نسبت به مسئله به دست آید. امکان روشن بینی را فراهم می‌کند. حال بنگریم که از این دورشته محتوا و پاسخ چه چیزی را درک می‌کنیم. منظور ما این نیست که دو عضو از مخاطبان مورد نظر، لزوما به یک شیوه نسبت به یک مطلب پاسخ می‌گویند. برای مثال داستانی در مورد مردی ثروتمند می‌تواند برای یک ببیننده جنبه ی بر آوردن آرزوها را داشته باشد. برای بیننده ی دیگر نمایش واقع بینانه ای از بی عدالتی اجتماعی به شمار رود. همچنین منظور ما این نیست که بسیاری از برنامه‌های تلویزیونی صرفا خیال یا صرفا واقعیت هستند. در واقع یکی از ویژگیهای هنر رسانه ای جمعی توانایی حضور آن‌ها را در هر دو عرصه و در یک زمان است. اشاره‌های واقع بینانه را می‌توان از خیال بدست آورد و مطالب واقع بینانه ممکن است فرایند خیال سرا به جریان اندازد. اما با تکیه بر مجموعه بزرگی از محتوا و گروه های متعددی از مخاطبان می‌توانیم بگوییم که به طور کلی فیلمهای وسترن، نمایشهای جنایی، موسیقی مورد پسند عامه و شوهای واریته ، عمدتا جزو مطالب خیالی هستند ، در حالی که اخبار، مستندها، مصاحبه‌ها، برنامه‌های مربوط به مسائل عمومی و تلویزیون آموزشی عمدتا در عرصه مطالب واقعی قرار می‌گیرند. در مورد سایر رسانه‌ها می‌توانیم کاملا مطمئن باشیم که کتب داستانی مصور و داستانهای مصور کوتاه، روزنامه‌ها و مجله‌ها معمولا یک پاسخ خیال پردازانه را بر می‌انگیزند و بیشتر کتب غیر داستانی یک پاسخ واقع گرایانه را سبب می‌شوند و همچنین مجله‌های مصور سینمایی، مجله‌های حاوی اعتراف نامه‌ها و مجله‌های حاوی داستانهای حادثه ای معمولا به عرصه خیال متعلق هستند و مجله‌های سنگین از زمره مطالب و موارد واقع گریانه به شمار می‌روند و همچنین یک گزارش ورزشی در روزنامه نسبت به یک مطلب خیال پردازانه خوانده می‌شود و بالاخره فیلمهای سینمایی هنگام عصر احتمالا مطالب خیال پردازانه بیشتری را نسبت به برنامه‌های عصر تلویزیون آموزشی در بردارد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

تلویزیون به عنوان خیال
التور مکابی مطالبی اندیشمندانه را در مورد برخی از کارهای خیال برای بچه‌ها به رشته ی تحریر در آورده است.
اولین عملکرد خیال این است که خیال امکان تجربه ای را برای کودک فراهم می‌کند که از کنترلهای زندگی واقعی فارغ است ، به طوری که در راه تلاش برای یافتن راه حلهای یک مسئله می‌تواند شیوه‌های مختلف عمل را بیازماید بدون اینکه خطر صدمه و یا تنبیهی را که در یک تجربه آشکار ممکن بود حاصل شود، متحمل شود. دومین عملکرد خیال جنبه ی سرگرم کنندگی آن است. همه خوانندگان بیشتر با این انگیزه آنی آشنایی دارند که برای رهایی موقت از فشارهای زندگی می‌توان به انتخاب داستانی پلیسی و خواندن آن پرداخت. به همین ترتیب می‌توان فرض کرد کودکان نیز اگر تحت فشار محیط قرار گیرند، می‌کوشند تا با فرو بردن خود در خیال از آن فشار فرار کنند. عملکرد سوم خیال که توسط فروید در رابطه با تحلیل وی از رویا‌ها مورد تاکید قرار گرفته است، برآوردن آرزوهاست.
بر اساس این دیدگاه خیال مفری برای انگیزه‌های آنی است که در زندگی واقعی امکان بیان آشکار آنها فراهم نیست. واقعیتی که این دیدگاه را تایید می‌کند این است که کودکان کم سن علاقه ویژه ای به داستانهایی دارند که در آنها خشونت و مرگ ناگهانی تصویر شده است (که شاید منعکس کننده سرکوبی انگیزه‌های آنی پرخاشگرایانه در زندگی روز مره آنها می‌باشد) در حالی که افراد بالغ بیشتر به موضوعات مربوط به عشق رمانتیک علاقه دارد. ارضاهای جانشینی که توسط خیال امکان پذیر می‌شود، ظاهرا نسبت به ارضاهای جهان واقعی از درجه پایینتری محسوب می‌شوند به طوری که مفسرهای خیال پردازانه تنها به عنوان بهترین راه حلهای ثانوی ودر هنگامی که ارضاهای جهان واقعی امکان پذیر نباشند، انتخاب می‌شوند.
امکان ارائه عملکردهای دیگری نیز وجود دارد ، اما این عملکردها روشن کننده این نکته هستند که کودکان نیازهای واقعی را از طریق خیال پردازی حاصل از تلویزیون برآورده می‌کنند. حاصل رفتار جستجوگرانه آنها همیشه در قالب نوع محتوایی که بدان دست می‌یابند قابل پیش بینی نیست. برای بیشتر کودکان خیال ممکن است کمکی باشد برای یافتن مفری برای پرخاشگری مفرط، اما برای برخی از ایشان خیال ممکن است عملا ایجاد کننده پرخاشگری باشد ودر اعمال خشونت آمیز سهم داشته باشد. این امر، تکرار می‌کنیم ، تماما نمی تواند با تکیه بر محتوا قابل پیش بینی باشد. بدین منظور می‌باید کودکان را نیز شناخت. بعلاوه پاسخی دور نگرانه به این پرسش که آیا «خیال برای آنها مناسب است یا خیر» چیزی است که در این مرحله به طور کامل آمادگی بحث در مورد آن را نداریم. برای برخی بچه‌ها هما نگونه که خانم کمابی عنوان می‌کند، خیال ممکن است آزمودن حل مشکلات را بدون محدودیت‌های زندگی واقعی امکان پذیر کند. برای دیگر کودکان خیال ممکن است صرفا به تعلیق آن مشکلات یا وانمود کردن به اینکه وجود ندارند منتهی می‌شود.
یکی از پر دردسرترین پرسشهایی که انسان می‌تواند در مورد تلویزیون به عنوان مولد خیال مطرح کند، این است که؛
آیا تلویزیون مانعی بر سرا راه مسائل زندگی است؟
لحظات و وضعیتهایی پیش می‌آید که بی حس کردن فرد نسبت به درد و تنش سودمند است. برای مثال وقتی قرار است عمل جراحی صورت گیرد یا وقتی قرار است که عضو شکسته را جا بیندازد. در این شرایط عامل بیهوش کننده ، زمان لازم را برای راه حل دراز مدت مشکل فراهم می‌کند. این امر می‌تواند یکی از اثرات تلویزیون به عنوان یک عامل بیحس کننده باشد. اما بین تجویز داروی بی حس کننده در هنگام عمل توسط جراح و تجویز خیال توسط خود بیمار به عنوان علاجی برای سرخوردگیها و اضطرابها و تفاوت عمده ای وجود دارد. دومی بیشتر شبیه تجویز شخصی مشروب الکلی و مواد مخدر است. در حالی که کاملا واقعیت دارد که فرد می‌تواند از سرخوردگیها و اضطرابها، به وسیله مست کردن یا مصرف یک بار کاکوئین موقتا خلاص باید ولی بسختی می‌شود آنها را به عنوان راه حلهای دراز مدتی برای مشکلات بشری توصیه کرد. در چه تعداد از موارد عملکرد تلویزیون در بر آوردن نیازهای کودکان به عملکرد الکل یا مواد مخدر شبیه است؟ آیا تلویزیون آنها را بر می‌انگیزد تابه دنبال ارضای فوری (اما جانشین و بدین سبب پست تر )باشند و در هنگام سرخوردگی قدرت تحمل آنها را برای دستیابی به راه حلهای مناسبتر کاهش می‌دهد؟ آیا تلویزیون بدین سمت گرایش دارد که مسائل واقعی را دست نخورده رها کند؟
تلویزیون به عنوان واقعیت
تلویزیون به عنوان محمل تجارت واقعی دارای امتیازها و نقاط ضعف خاصی است. یکی از امتیازهای آن این است که می‌تواند اطلاعات را زودتر از هر رسانه دیگری منتقل کند. لازم نیست پیش از یادگیری از تلویزیون انسان خواندن را فراگرفته باشد. حتی پس از اینکه فرد فراگرفت که بخواند تلویزیون از این ویژگی برخوردار است که انتقال اطاعات مربوط به زندگی بزرگسالان را تسریع می‌کند. بدون شک با حضور تلویزیون در اطاق نشیمن غیر ممکن است که زمان بندی قدیمی و درجه بندی شده انتشار واقعیتها را حفظ کرد و با کودکان به صورت مرحله به مرحله و سال به سالن راجع به مسائل صحبت کرد. ما می‌توانیم کمی بعد نشان دهیم که تلویزیون بدون شک فرایند دیگری در سنین اولیه سرعت می‌بخشد.
ثانیاً تلویزیون تمامی امتیازهای نهفته در یک کانال صوتی – تصویری را داراست. این وسیله می‌تواند اطلاعاتی را ارائه دهد که انتقال آنها صرفاً از طریق تصاویر یا چاپ بمراتب سخت تر است. برای مثال در نظر بگیرید که در تشریح اینکه یک عمل جراحی در واقع به چه چیز شبیه است، و یا اینکه مردم در افریقا چگونه زندگی و کار می‌کنند، تلویزیون از چه امتیازی برخوردار است. علاوه بر آن همان خصلت، امکانی را برای تلویزیون پدید می‌آورد که اطلاعات را به نحوی ارائه دهد ک جذب آن آسانتر صورت گیرد. برای مثال در نظر بگیرید تلویزیون چگونه یک آزمایش مربوط به علوم طبیعی و یا چگونگی بازی کریکت را به نحو موثری نمایش می‌دهد.
ثالثاً تلویزیون به مدد سازماندهی و منابع خود و توانایی در تبادل نوار، در موقعیت منحصر به فردی برای گسترش محیط و فضای تماشاچیان قرار دارد. دوربینهای تلویزیون می‌توانند به جاهای دست یابند که تعداد کمی از تماشاگران قادربه دیدن آن هستند. آنها می‌توانند برای کودک کم سن و سال دایره نوین و بیشماری از جهان، برای اکتشاف ارائه دهند. جهانهایی که از اعماق دریاها دورترین نقاط کره خاکی و تا مقدمات سفرهای فضایی گسترده شده است.
اما همه این ویژگیهای تلویزیون مطلوب نیستند. درمقایسه با چاپ، یک خصلت بخصوص برای تلویزیون نقطه ضعف به شمار می‌آید. با تماشای تلویزیون، بیننده نمی تواند سرعت مورد نظر خود را تحمیل کند. او نمی تواند در هنگام لزوم آنچه را که می‌خواهد تکرار کند مگر آنکه تهیه کننده تلویزیون نیز خواستار این تکرار باشد. بیننده نمی تواند آنچه را که قبلاً گذشته است مورد بازبینی قرار دهد، مگر اینکه خلاصه برنامه دوباره پخش شود. از آنجا که تهیه کننده تماس بسیار کمی با بینندگان خود دارد احتمال ندارد سرعتی را در کار مراعات کند و خلاصه‌ها و تکرارهایی را که در برنامه مد نظر قرار دهد که همه مخاطبان را خشنود کند. علاوه بر آن بیننده اسیر برنامه است. اگر بیننده خواهان یک برنامه اطلاعاتی خاص باشد، نمی تواند به محض تقاضا بدان دست یابد بلکه باید هفته‌ها و یا ماه ها صبر کند تا بدان برسد.
این خصلت البته برای داستان گویی و خیال پردازی مناسب است چرا که در آن اشکال نقل کننده داستان باید سررشته کار را در دست داشته باشد و بیننده می‌باید خود را تسلیم کند و این ویژگی یادگیری را دشتوار تر می‌کند. به همین سبب است که کودک بعد از یادگیری کامل خواندن و نحوه استفاده از کتابخانه‌ها و منابع و مراجع، تمایل دارد تا بیشتر از طریق مطالب چاپی، اطلاعات مورد نظر را جستجو کند. به وسیله استفاده از مطالب چاپی، او کنترل بیشتری را اعمال می‌کند.
به نحوی تناقض آمیز خصلت دیگر تلویزیون که یادگیری را دشوار تر می‌کند، واقعی بودن شیوه ارائه صوتی- تصویری است وسایل ارتباطی چاپی مطالب را انتزاعی تر مطرح می‌کنند و بدین ترتیب ممکن است در جلب توجه خواننده به انتزاعها و تعمیمهای علمی موفقتر عمل کنند. این موفقیت می‌تواند به نوبه خود موجب افزایش یادگیری و قدرت حفظ آموخته‌هاشود و تطبیق آموخته‌هارا به وضعیتهای موجود تسهیل کند. وضوح و طبیعت واقع نمای تلویزیون ممکن است به دلیل ارائه سمعی و بصری مشروح و توأم با جزئیات خود ذهن بینننده را از چنین انتزاعهایی منحرف کند.
دلیل دیگری بر این امر که چرا تلویزیون ممکن است کمتر از آنچه که ما انتظار داریم به عنوان محمل اطلاعاتی موثر باشد، این است که تلویزیون به عنوان یک رسانه خیال پرداز از چنان موفقیت بزرگی برخوردار بوده است که قسمت اعظمی از حمایت، استعداد و البته علاقه بینندگان بدان سمت متمایل شده است. به جستجوی اطلاعات از طریق تلویزیون تقریباً به مثابه استفاده نادرست از این رسانه نگریسته شده است.
به هر حال اجازه دهید خاطر نشان کنیم مقدار کمی از اطلاعات فراگرفته شده از تلویزیون از طریق جستجو به دست می‌آید. یادگیری این اطلاعات بیشتر تصادفی است که معمولاً محصول جنبی مطالب خیال پردازانه است. بار دیگر اجازه دهید هیچ نوع پیش داوری در مورد اینکه کدامیک از این یادگیری‌های اتفاقی لزوماً خوب هستند، نداشته باشیم. کودکان ممکن است بدون اینکه بخواهند، رفتارهایی خود و دستور زبانی نامناسب را از تلویزیون فرا بگیرند. آنها ممکن است نحوه دکوراسیون یک اتاق یا دزدی از یک خانه را فرا گیرند. دیده‌هاو آموخته‌هاو نحوه استفاده از آنها علاوه بر برنامه تلویزیونی با شخص کودک نیز ارتباط دارد.
نکته اصلی این است که کودکان نوعاً برای فراگیری چیزی به تلویزیون نگاه نمی کنند، آنها اغلب برای اینکه از ملالت فرار کنند یا مشکلات خود را فراموش نمایند، تلویزیوننگاه می‌کنند.
دو جهان
با مطالعه صفحه‌های پیشین باید از خاطر شما گذشته باشد کودکی که دو تا سه ساعت از وقت خویش را در دو روز صرف تلویزیون می‌کند، ناچار به مقدار زیادی بین دو جهان خیال و واقعیت پرسه می‌زند. درست فکر کرده اید و این همان واقعیتی است که با روح مسئله:
«تلویزیون به چه معنایی برای کودکان نزدیک است.
به برخی تفاوتها در این دو جهان کودک توجه کنید. خیال همیشه از واقعیت رویگردان است. خیال از رفتن قیود قوانین زندگی سرباز می‌زند. یک قهرمان خیالی در مقایسه با یک دانش آموز معمولی دبیرستان به احتمال زیادتری به دختر رویاهایش دست می‌یابد. سوپرمن در لباس معمولی که در خیابان به تن می‌می کنند ممکن است شبیه یک فرد عادی به نظر آید ولی می‌تواند پرواز کند. اگر خطراتی را که یک قهرمان برنامه‌های جنایی تلویزیون در مبارزه با جنایتکاران می‌پذیرد بپذیریم. جایمان در شش فوتی زیر زمین خواهد بود ولی قواعد خیال قهرمان بیباک را حمایت می‌کند. این قواعد بیننده را نیز حمایت می‌کند. اگر او می‌خواست در همان خیابانهایی که در تلویزیون می‌بیند قدم بزند قلبش از ترس فرو می‌ریخت و باید دو اسلحه در دستهایش و یک وصیت نامه در جیبش می‌داشت، در حالی که می‌تواند بنشیند و براحتی در جلوی تلویزیون در فاصله شش فوتی یک صحنه تیراندازی لم بدهد و هیچ چیز برایش اتفاق نیفتد.
جهش به جلو و عقب بین این دو جهان رفتاری است که بدشواری فراگرفته می‌شود. یک کودک معمولی برای چند سال یکی از این دو جهان را تقریباً به اندازه جهان دیگر واقعی می‌پندارد. ما می‌دانیم که یک کودک کم سن و سال وقتی که باور کند موضوع برنامه ای باید رشد کند تا یاد بگیرد که بین خیال و واقعیت فرق بگذارد. چه پیشرفتی در نقشه پردازی روان شناختی باید حاصل شود تا کودک بروشنی بداند مرز خیال در کجا قرار می‌گیرد و در کجا واقعیت آغاز می‌شود؟
این بخش بسیار مهمی ازرشد است. اگر کودک برخی از قواعد خیال را به جهان واقعیت تسری دهد، اگر در زندگی واقعی به گونه ای عمل کند که گویی در حمایت قواعد خیال است، اگر کودک اغلب و بیش از اندازه از جهان واقعی کناره گیرد و به آسایش و شادیهای خیال رو کند، این علایم نشانه دردسرهایی در آینده است.
اهمیت خیال
هر چند کودک در تلویزیون دو نوع محتوا را می‌یابد که به او کمک می‌کنند تا نیازهای خود را از طریق دست یازی به آنچه که آن را پاسخهای خیال پردازانه و واقع بینانه نام نهادیم برآورده کند، روشن است که عملکرد اولیه و عمده تلویزیون برای کودکان سهمی است که تلویزیون در رفتار خیالپردازانه ایفا می‌کند. در حالی که تلویزیون سهمی در ارائه اطلاعات دارد، این گرایش نیز در آن وجود دارد که اذهان را از حل مشکلات زندگی واقعی منحرف کند. نه تنها کودکان عمدتاً در پی آن هستند که مطالبی را در تلویزیون بیابند که به احتمال بیشتر برانگیزاننده رفتار خیال پردازانه است، بلکه همچنین قبل از فراگیری مطالب واقع بینانه در سنینی بمراتب پاینتر نحوه جستجوی مطالب خیال پردازانه را یاد می‌گیرند. تعجب آور نیست که چنین وضعی حاکم باشد، نسبتاً کار راحتی است که انسان بنشیند و سرگرم شود، اما جستجوی اطلاعات مستلزم آن است تا شما عمداً هر لذت ممکنی را که از تماشای تلویزیون حاصل می‌شود به تعویق اندازید و برای مدتی، به جای کاهش تنش، احتمال افزایش تنش را بپذیرید و در مقابل همان لامپ تصویری که ملتمسانه از شما می‌خواهد تا بیارامید و از آن لذت ببرید،بسختی به کار بپردازید. اینها همه از جمله رفتارهای پیچیده و سخت به شمار می‌روند. بنا به دلایل یاد شده، وقتی کودکان به فواید جستجوی واقعیت واقف شوند، به احتمال زیاد مطالب واقع بینانه را بیشتر از طریق رسانه‌های چاپی جستجو می‌کنند تا از طریق تلویزیون.
فصل چهارم
یادگیری از تلویزیون
چنانکه که قبلاً نیز اشاره کردیم، کودک تا شانزده سالگی، همان قدر از وقت خود را به معلم و مدرسه اختصاص می‌دهد که صرف تماشای بازیگران و مجریان تلویزیون می‌کند، تلویزیون، تنها نسبت به آنچه کودک در مدرسه یاد می‌گیرد از اولویت دوم برخودار است. در حالی که در مورد یادگیری ناکافی کودک از تلویزیون می‌آموزد، تنها نسبت به آنچه کودک در مدرسه فرا می‌گیرد، نگرانیهایی ابراز شده است و در کنار آن در مورد تلویزیون نیز این ترس وجود داشته است که شاید مطالبی که کودک ا زتلویزیون فرا می‌گیرد بیش از اندازه زیاد و نادرست باشند.
در این بخش از تحقیق به بررسی شواهد موجود در مورد آنچه که کودک از تلویزیون یاد می‌گیرد، خواهیم پرداخت. تردیدی نیست که کودک از تلویزیون چیز یاد می‌گیرد. حداقل والدینی که می‌بینند کودکانش گفتار و رفتار و اسامی را تکرار می‌کنند و چیزهایی را درخواست می‌کنند که همه آنها را از طریق تلویزیون تجربه کرده اند، در یادگیری کودک از تلویزیون شکی ندارند. اما اگر چه اثبات کردن یادگیری کودک از تلویزیون ضروری به نظر نمی رسد، مع ذلک مطرح کردن برخی از شرایطی که تحت آن شرایط یادگیری از تلویزیون انجام می‌شود بسیار حایز اهمیت است و این همان مطلبی است که در صفحه‌های بعدی به آن خواهیم پرداخت.
چگونگی یادگیری از تلویزیون
همان گونه که ذکر شد، اغلب یادگیری کودک از تلویزیون اتفاقی است. در اینجا مقصود، آن شکل از یادگیری است که به هنگام تماشای تلویزیون با هدف سرگرمی صورت می‌گیرد و بیننده بی آنکه در پی کسب معلوماتی باشد، مطالب یا اطلاعاتی را خود بخود می‌آموزد. در عمل، کودک همیشه به منظور سرگرمی از تلویزیون استفاده می‌کند. بی شک کودک با رسانه‌های جمعی به عنوان محلملهایی برای تفریح آشنا می‌شود تا برایش قصه بگویند، او را بخندانند و یا مجری یا بازیگر مورد علاقه اش را نشان بدهند.
مراجعه هدفمند به رسانه‌ها برای کسب اطلاعات مفید کاری است که عمدتاً در مدارس آموخته می‌شود و کودکان به این منظور بیشتر به رسانه‌های چاپی مراجعه می‌کنند تا رسانه‌های صوتی و تصویری.
فکر مراجعه آگاهانه به تلویزیون در منزل برای کسب اطلاعات، رفتار نسبتاً غیرمعمول است که دیر آموخته می‌شود و به احتمال زیاد به درصد کمی از کودکان منحصر می‌شود که بنابر مطالب فصل پیش، جویندگان فعال واقعیت هستند. اینها افرادی هستند که برای تماشای یک کنفرانس مطبوعاتی یا دیدن یک برنامه آموزشی در مورد چگونگی انجام کاری به تلویزیون مراجعه می‌کنند. به هر حال تعداد این گونه افراد در سالهای اولیه تحصیل خیلی کم است. از میان ۱۱۱ برنامه ای که چنان مورد علاقه کودکان دوره ابتدایی سانفرانسیسکو قرار گرفته بود که حاضر بودند به طور مرتب آن را ببینند فقط ۴ برنامه وجود داشت که محتوای آنها با توجه به هدف برنامه بیشتر جنبه اطلاعاتی داشت تا سرگرمی.
از این رو تردید نیست که بیشتر یادگیری کودک از تلویزیون در سنین پایین اغلب باید یادگیری اتفاقی باشد و لذا لازم است برخی از شرایطی را که یادگیری اتفاقی میسرمی کند، مورد بررسی قرار دهیم.
موارد یادگیری اتفاقی
شکی نیست که تهیه کننده یک برنامه تلویزیونی می‌تواند تا حدودی آنچه را که باید از برنامه اش آموخته شود کنترل کند، زیرا کنترل آنچه که در برنامه گنجانده می‌شود در دست خود اوست. به عنوان مثال او این امکان را دارد که به منظور برجسته کردن برخی افکار و مسائل موجود در برنامه آنها را مورد تأکید قرار دهد و تکرار کند و یا با شخصیتهای مورد علاقه بینندگان مرتبط کند. لیکن اغلب برنامه‌های کودکان بیش از آموزش، عمدتاً بر جلب توجه و سرگرم کردن آنها تأکید دارند، بعلاوه کودکان به هیچ وجه مخاطبان بی اختیاری نیستند. سلیقه آنها در مورد برنامه‌های مختلف به طور قابل ملاحظه ای متفاوت است و حتی در حین تماشای یک برنامه توجه آنها به چیزهای کاملاً متفاوتی جلب می‌شود. چنانکه قبلاً نیزاشاره شده است، گوناگونی کودکان بیش از گوناگونی برنامه‌هاست.با توجه به این شرایط، در یادگیری اتفاقی مفیدتر از همه آن است که توجه خود را بیشتر به سوی کودک معطوف کنیم. راستی، چه چیزی باعث می‌شود که کودکی به هنگام تماشای موارد گوناگون در یک برنامه تلویزیونی، چیزی را به طور اتفاقی یاد بگیرد و چیزهای دیگر را یاد نگیرد؟
بهتر است با چند تذکر روشن شروع کنیم. یادگیری اتفاقی کودک بستگی دارد به استعداد یادگیری او، نیازهای وی آن لحظه و آنچه که او به آن توجه می‌کند. توانایی یادگیری اغلب بستگی به هوش دارد و در واقع یکی از راه های سنجش هوش به شمار می‌رود.کودکان باهوش از تلویزیون بیشتر یاد می‌گیرند. در واقع در شرایط مساوی، کودکان باهوش در کلیه تجربه‌های یادگیری بیش از کودکان کم هوش تر چیز یاد می‌گیرند و در رده بالای هر نوع معیاری که نشانگر میزان یادگیری از طریق تماشای تلویزیون باشد قرار می‌گیرند.
پس با این فرض که کودکان باهوشتر تقریباً از هر محتوایی چیزهای بسیاری یاد می‌گیرند، اجازه دهید در زمینه توجه و نیاز چند نکته راهنما را مطرح کنیم،نخست آنکه چنانچه مطلب و یا رفتاری برای کودکان تازگی داشته باشد، احتمال یادگیری وتوجه وی به آن بیشتر خواهد بود. ا. جی. برادبک گزارشی از تحقیق صورت گرفته در مورد یک فیلم‌هاپلانگ کاسیدی ارائه کرده است که بر اساس آن این فیلم باعث افزایش اطلاعات قابل توجهی در کودکان کم سن وسالتر شده بود در حالی که میزان یادیگری کودکان بزرگتر بسیار ناچیز بود.
ضمن تحقیقات بیشتر به این نتیجه رسیدند که علت این امر تازگی داشتن فیلم برای کودکان کم سن ومعمولی بودن آن برای کودکان بزرگتر بوده است. کودکان بزرگتر این گونه فیلمها رابارها دیده بودند و در نتیجه این فیلمها توجه آنها را به خود جلب نکرد. این امر تاثیر آشنایی است. یک کودک هر چه با تلویزیون آشناتر شود دسته بندی مطالب رابیشتر یاد می‌گیرد.او مطالب آشنا را به موقع تشخیص می‌دهد و الگویی ازانتظارات برای خود به وجود می‌آورد که وی را از توجه بیش از اندازه به مطالب آشنا باز می‌دارد. اما مطالب جدید را چنانچه زیاد ناآشنا و یا نامربوط به وی نباشند برای ذخیره در حافظه بر می‌گزیند.
بر اساس اصل آشنایی باید انتظار داشته باشیم که بیشترین یادگیری از تلویزیون در سالهای اولیه استفاده کودک از آن صورت گیرد. می‌توان گفت که سنین تا هشت سالگی سنینی هستند که در آن تلویزیون با کمترین میزان رقابت روبروست. لوح ضمیر کودک نسبتا پاک است وتقریبا هر تجربه ای برای وی تازگی دارد و از این رو در ذهن وی جذب و ثبت می‌شود. چنانکه همه می‌دانیم تلویزیون از قدرت فوق العاده ای در جلب توجه کودکان برخوردار است. پس از شروع دوره دبستان تلویزیون از نظر جلب توجه و علاقه کودکان با رقابت بیشتری روبروست. اما در آن دورانی که کودک هنوز خواندن را یاد نگرفته است و دیدگاه اوهنوز محدود و کنجکاوی اش بدون حد و مرز است یعنی هنگامی که تقریبا هر چیزی ورای محدوده خانه ومحفل کوچک خانواده برای او تازدگی دارد، تلویزیون از فرصت منحصر به فردی برای انتقال اطلاعات و پرورش مهارتهای کلامی در وی برخوردار است.
دلیل دیگری که تلویزیون در سنین پایین کودک یک عامل بویژه موثر در یادگیری اتفاقی محسوب می‌شود این است که در این سنین برنامه‌های تلویزیون به نظر خیلی واقعی می‌رسند. جمعی از محققان معتقدند که تاثیر محتوای رسانه‌های گروهی هنگامی بر روی کودکان بیشتر است که واقعی بودن محتوا را باور داشته باشند. در سالهای اولیه دوران کودکی، مرز بیان دنیای افسانه ای و دنیای واقعی در بهترین حالات، مرزی مبهم است. وقایع لامپ تصویر پرده سینما و داستانهای هنگام خواب اغلب بسیار واقعی به نظر می‌رسند. کودکان وقتی که بزرگتر می‌شوند بتدریج به محتوای رسانه‌ها به عنوان نمایش تصویر یا داستان می‌نگرند وبدین طریق فاصله خود را از این تجربیات قدری بیشتر می‌کنند. بتدریج در آنها حالتی به وجود می‌آید که راکمیک و دیسینجر آن را نادیده انگاری بزرگسالان نام نهاده اند که به معنای عادت نگاه کردن به فیلمهای سینمایی و برنامه‌های تلویزیونی به عنوان یک هنر است و نه زندگی واقعی.
همانطور که می‌دانیم کودکان کم سن و سال به طور کامل محو تماشای تلویزیون می‌شوند تا این سن یادگرفته اند که هیچ چیز را نادیده نگیرند. انتقادهای آنها از خود هنر نیست بلکه از کارهای بازیگران واتفاقاتی است که برای آنها روی می‌دهد. از این رو می‌توان انتظار داشت که یادگیری از آنچه که واقعی به نظر می‌رسد و قابل انتقال به زندگی است، طیف وسیعتری داشته باشد تا آنچه که ایفای نقش به نظر می‌رسد (البته واقعیت را می‌توان در میان ایفای نقش نیز مشاهده کرد. مثلا یک دختر جوان می‌تواند از یک برنامه تئاتر تلویزیونی که خود می‌داند زندگی واقعی نیست تصوراتی در مورد زندگی عشقی خود و یامد لباس بهاره اش کسب کند.)
عامل دیگری که بر میزان یادگیری اتفاقی از تلویزیون تاثیر می‌گذارد، میزان همانند سازی با یکی از شخصیتهای تلویزیونی است. همه والدین فرزندان خود را در حین اسب سواری خیالی در نقش قهرمانان محبوبشان در فیلمهای وسترن و یا در حین بازی در نقش بازیگران مورد علاقه شان مشاهده کرده اند. بکرات اتفاق افتاده است که دخترها متوجه شده اند ناخود آگاه درحال ایفای نقش هنرپیشه زن دوست داشتنی نمایشهای عشقی هستند. مکابی و دیگران در مورد بالا بودن میزان این همانند سازی رایج در میان کودکان کم سن وسال مطالبی نوشته اند. تردیدی نیست که برای کودک یادگیری و به خاطر سپردن رفتارها واعتقاداتی می‌تواند آسانتر باشد که وی آنها را به طور خیالی با هنرپیشه ای که با آن همانند سازی می‌کند تجربه کرده باشد. دیگر آنکه اگر به هنگام تماشای یک برنامه سرگرم کننده کودک با مطلبی روبرو شود که دانستن آن را مفید بداند احتمال بیشتری می‌رود که آن را برگزیند و به خاطر بسپارد در اینجاست که نیازهای کودک اهمیت پیدا می‌کنند. احتمال به یادآوردن یک مدل برازنده آرایش مو برای یک دختر بیشتر از یک پسر است همان طور که یک پسر نسبت به یک دختر بیشتر ممکن است نحوه زدن توپ توسط بازیکنان بیس بال را به خاطر بیاورد. وقتی کودکی متوجه مطلبی می‌شود که با آن میتواند دوستانش را بخنداند، دلیل خوبی برای به خاطر سپردن آن مطلب می‌یابد. البته لزومی ندارد که یک کودک تنها به این دلایل به تماشای تلویزیون بپردازد. این موقعیتها همیشه به عنوان یک امتیاز کوچک به همراه سرگرمی که عامل اصلی جلب کودک به تلویزیون بوده است پیش می‌آید. برخی از اینگونه مطالب توجه کودک را در حین تماشای برنامه به خودجلب می‌کند، کودک آنها را مفید تشخیص می‌دهد و سپس در ذهن خود ذخیره می‌کند.
و بالاخره دلیل کافی برای این فکر وجود دارد که یک کودک بیشتر مطالبی را یاد می‌گیرد و به کار می‌بندد که به موثر بودن آنها معتقد باشد. اگر بازیگر خیالی نتواند در کاری موفق شود به امتحانش نمی ارزد. اما از طرفی دیگر اگر آن بازیگر کاری بکند که هم‌پاداش به دنبال داشته باشد وهم از نظر اجتماعی عملی قابل قبول باشد آنگاه دلیل کافی برای ذخیره سازی و به کارگیری آن دروقت مناسب وجود دارد بنابر این اگر عملی موثر باشد وبا نیازها و موقعیت کودکان انطابق داشته باشد احتمال به خاطر سپردن و به کار گیری آن عمل از اعمال غیر موثر و ناموفق بیشتر است این نکته راهنما جهت مورد انتظار یادگیری اتفاقی کودک را از تلویزیون نشان می‌دهد. حالا بیایید به طور خلاصه رابطه توانایی های ذهنی را با یادگیری انتخاب کودک از تلویزیون مورد بررسی قرار دهیم.
میزان هوش و رفتار کودک در ارتباط با برنامه‌های تلویزیون
هوش ( به همراه روابط شخصی وهنجارهای اجتماعی و البته سن و جنس) یکی از ارکان اصلی ساختار الگوهای کودک در استفاده از تلویزیون است. اگر رفتار کودکان رادرارتباط با تلویزیون از نظر توانایی های ذهنی آنها مورد بررسی قرار دهیم با الگوی رفتاری بسیار مشخصی روبرو می‌شویم. قسمت اصلی و مهم این الگو نقطه عطف بسیار قابل توجه آن است که معمولا در بین سنین ده و سیزده سالگی قرار دارد و در آن کودکان با هوش و کم هوشتر نقش خود را در رابطه با بهره گرفتن از تلویزیون تا حدودی با هم‌عوض می‌کنند.
کودکان باهوش نوعا هر کاری را زودتر از بقیه شروع می‌کنند. آنها معمولا تماشای تلویزیون را زودتر شروع می‌کنند. تماشای مجله‌های مصور را زودتر آغاز می‌کنند و خواندن را زودتر یاد می‌گیرند. در سالهای اولیه دوران مدرسه به احتمال زیاد دانش آموزان با هوشتر بیشتر از بقیه بیننده پروپا قرص تلویزیون هستند. در یک مدرسه این فرصت برای ما پیش آمد که در مورد گروهی از کودکان کلاسهای چهارم و پنجم که به دلیل هوش بالا و به منظور شرکت در کلاسهای ویژه گردهم آمده بودن، مطالعاتی انجام دهیم این کودکان بسیار جالب توجه بودند. آنها با علاقه بسیار به مطالعه فیزیک اتمی می‌پرداختند و پوسته‌های مختلف اتم را مورد شناسایی و جدول تناوبی وزنها را مورد بررسی قرار می‌دادند. ریاضیات آنها به قدری قوی بود که از حد توانایی بسیاری از دانش آموزان دبیرستان ودانشجویان دانشگاه بالاتر بود. آنها حریصانه به مطالعه می‌پرداختند. ما انتظار داشتیم که کنجکاوی وسیع علمی و مطالعه زیاد از وقت تماشای تلویزیون بکاهد. اما برعکس مدت زمانی که آنها به تماشای تلویزیون اختصاص می‌دادند به طور نسبی با مدت مطالعه برابری می‌کرد. چنین به نظر می‌رسید که انرژی آنها برای کارهای ذهنی و فکری تمامی ندارد. آنها به هر کاری بیش از بقیه می‌پرداختند. تلویزیون بیشتر سینمای بیشتر مطالعه بیشتر تبادل نظر بیشتر و تحقیق بیشتر.
البته نمونه فوق استثنایی بود، اما این الگو در اغلب موارد صادق است. در طی شش سال و یا هشت سال اولیه تماشای تلویزیون معمولا کودکان با هوش جزو تماشاگران پروپا قرص تلویزیون هستند تا تماشاگران نه چندان جدی آن و سپس یک تغییر ناگهانی پیش می‌آید.
این تغییر معمولا کمی پس از ده سالگی پیش می‌آید. تا کلاس ششم قسمتی از این تغییرات شکل گرفته است در این زمان در مقایسه با بقیه قدری کمتر احتمال می‌رود که کودکان باهوش جزو تماشاگران پروپاقرص تلویزیون باشد.
هر چند که هنوز تفاوت میان سه گروه هوش نسبتا کم است.اما در کلاس دهم وحتی در کلاس هشتم تفاوت میزان تماشای تلویزیون میان سه گروه هوشی مختلف کاملا مشخص می‌شود و باهوشترها کمتر به تماشای تلویزیون می‌پردازند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:40:00 ب.ظ ]