کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

فروردین 1404
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30 31          


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



آخرین مطالب


جستجو


 



۴-۲-۱). وضعیت تناسب ارتفاع از سطح دریا منطقه……………………………………………………………………..۶۲
۴-۲-۲). وضعیت تناسب شیب منطقه……………………………………………………………………………………………۶۵
۴-۲-۳). وضعیت تناسب جهت دامنه…………………………………………………………………………………………….۶۶
۴-۲-۴). وضعیت تناسب زمین­ شناسی منطقه………………………………………………………………………………..۶۷
۴-۲-۵). وضعیت تناسب بارش منطقه…………………………………………………………………………………………….۶۹
۴-۲-۶). وضعیت تناسب دما منطقه………………………………………………………………………………………………..۷۰
۴-۲-۷). وضعیت تناسب فاصله تا مسیل منطقه……………………………………………………………………………۷۱
۴-۲-۸). وضعیت تناسب خاک منطقه. …………………………………………………………………………………………..۷۲
۴-۲-۹). وضعیت تناسب پوشش گیاهی و کاربری اراضی منطقه…. ……………………………………………..۷۳
۴-۲-۱۰). وضعیت تناسب فاصله تا محدوده شهر…………………………………………………………………………..۷۵
۴-۲-۱۱). ترکیب کلیه لایه­ های عوامل اکولوژیکی منطقه. ……………………………………………………………۷۶
۴-۳). مکان­گزینی شهر نورآباد(براساس با مدل اکولوژیکی). …………………………………………………………۷۷
۴-۴). مکان­ یابی بهینه­ توسعه آتی شهر نورآباد براساس عوامل اکولوژیکی………………………………….۸۴
۴-۵). پیامدهای توسعه فیزیکی شهر نورآباد ………………………………………………………………………………….۹۱
۴-۵-۱). آلودگی آب. ………………………………………………………………………………………………………………………۹۲
۴-۵-۲). تخریب اراضی کشاورزی………………………………………………………………………………………………….۹۲
۴-۶). نتیجه ­گیری. …………………………………………………………………………………………………………………………..۹۳
۴-۷). آزمون فرضیه ­ها………………………………………………………………………………………………………………………۹۷
۴-۸). ارائه پیشنهادات و راهکارها…………………………………………………………………………………………………..۹۸
منابع ومآخذ.. ………………………………………………………………………………………………………………………………….۹۹
فهرست جداول
جدول ۲-۱): معیارهای مدل اکولوژیکی توسعه شهری ایران. ………………………………………………………..۳۷
جدول ۳-۱ ): تراکم خالص و ناخالص شهر نورآباد طی سال­های ۱۳۸۵-۱۳۴۵. ………………………….۶۰
جدول۳-۲: وضعیت شاغلین شهر نورآباد ممسنی طی سال­های ۱۳۸۵- ۱۳۴۵……………………………۶۱
جدول ۴-۱): وضعیت تناسب ارتفاع از سطح دریا منطقه………………………………………………………………۶۵
جدول ۴-۲): وضعیت تناسب شیب منطقه. ………………………………………………………………………………….۶۶
جدول ۴-۳): وضعیت تناسب جهت دامنه…………………………………………………………………………………….۶۷
جدول ۴-۴: وضعیت تناسب زمین شناسی منطقه ………………………………………………………………………۶۸
جدول ۴-۵: وضعیت تناسب بارش منطقه……………………………………………………………………………………۶۹
جدول ۴-۶: وضعیت تناسب دما منطقه…………………………………………………………………………………………..۷۰
جدول ۴-۷: وضعیت تناسب فاصله تا مسیل منطقه ……………………………………………………………………..۷۱
جدول ۴-۸: وضعیت تناسب خاک منطقه………………………………………………………………………………………۷۳
جدول ۴-۹: وضعیت تناسب پوشش و کاربری اراضی منطقه……………………………………………………….۷۴
جدول ۴-۱۰: وضعیت تناسب فاصله از شهر…………………………………………………………………………………..۷۶
جدول ۴-۱۱: تعیین مناطق بهینه برای توسعه شهری………………………………………………………………….۷۷

( اینجا فقط تکه ای از متن پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

نقشه۴-۱۲: بررسی تناسب عوامل اکولوژیکی در مکان­ یابی توسعه آتی شهر نورآباد…………………….۷۹
جدول ۴-۱۳: مکان­گزینی شهر نورآباد براساس با مدل اکولوژیکی………………………………………………..۸۶
فهرست اشکال(نمودارها)
نمودار ۳-۱ : روند تغییرات جمعیت شهر نورآباد طی سال­های ۱۳۸۵-۱۳۴۵………………………………..۵۹
نمودار ۳-۲ : تراکم خالص و ناخالص شهر نورآباد طی سال­های ۱۳۸۵-۱۳۴۵……………………………..۶۰
نمودار ۳- ۳: بررسی نقش اقتصادی شهر بر مبنای روش بوژوگارنیه………………………………………………۶۲
فهرست اشکال( نقشه­ها)
نقشه ۳- ۱: موقعیت جغرافیایی شهر نورآباد ممسنی………………………………………………………………………۴۰
نقشه۳-۲: ارتفاع از سطح دریا منطقه……………………………………………………………………………………………۴۱
نقشه۳-۳: شیب منطقه……………………………………………………………………………………………………………………۴۲
نقشه۳-۴: جهت دامنه منطقه………………………………………………………………………………………………………….۴۵
نقشه۳-۵: زمین شناسی منطقه……………………………………………………………………………………………………….۴۶
نقشه۳-۶: دما منطقه………………………………………………………………………………………………………………………..۴۸
نقشه ۳-۷: بارش منطقه…………………………………………………………………………………………………………………..۴۹

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-04-13] [ 05:41:00 ب.ظ ]




دوم اینکه اظهارنظرهای متفاوت سید قطب در این اثر که آخرین اثر وی است در مقایسه با آثار دیگرش مورد اقبال جدی برخی محققان مشهور مانند آلبانی قرارگرفته است، به‌گونه‌ای که وی در تحقیق خود بر کتاب «مختصر العلو» ذهبی، در بحث مفصل در خصوص «تبعیت از سلف» از سید قطب با تعبیر «استاذ الکبیر» یاد کرده که در دوران معاصر اندیشه گذشته‌گرایی را با نوشتن فصل «جیل قرآنی فرید» احیا نموده است.[۶۹۲]
۳-۲-۵-۳-۱- تبیین دیدگاه سید قطب در مورد صحابه
عنوان «جیل قرآنی فرید» به‌روشنی بیانگر نظر سید قطب در مورد صحابه است لیکن تفصیل نظر وی در مورد صحابه در این فصل ازاین‌قرار است:
سید قطب صحابه را نسلی ممتاز می‌داند که در تاریخ اسلام و تاریخ بشریت تکرارپذیر نیستند. وی هرچند وجود افرادی مشابه آن‌ها را در برخی از زمان‌ها محتمل می‌داند لیکن اجتماع این تعداد عظیم در یک‌زمان را تحقق‌پذیر نمی‌داند. دلیل وی برای تکرارناپذیری این نسل در تاریخ این است که از سرچشمه زلال قرآن سیراب شده‌اند منبعی که حتی حدیث پیامبر(ص) نیز از آن نشأت‌گرفته است.[۶۹۳]

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

سید قطب به‌عنوان نخستین دلیل شاخص شدن صحابه، با مسلّم دانستن بهره‌مندی صحابه از قرآن، تصریح می کند که صحابه از هیچ منبعی دیگری متأثر نشدند زیرا در آن زمان اثری از اساطیر فارس و فلسفه یونان نبوده است. وی خشم پیامبر(ص) از دیدن تورات در دست عمر را قرینه می‌داند که هرگاه صحابی به دنبال کسب از منبع دیگری بود پیامبر وی را به منبع اصلی برمی‌گرداند. زیرا پیامبر می‌خواست یک نسل خالص ایجاد نماید.[۶۹۴]
دومین دلیل سید قطب بر ممتازی صحابه این است که سؤال آن‌ها از قرآن تنها برای عمل به قرآن بوده است درحالی‌که در نسل‌های بعدی اغراض متفاوت و نیت‌ها دگرگون‌شده است.[۶۹۵]
سومین دلیل سید قطب برای شاخص بودن صحابه این است که هرکدام از آن‌ها که اسلام می‌آورد به‌کلی از پیرایه‌های جاهلی پاک می‌شد و احساس می‌نمود که به‌طورکلی از جاهلیت جدا شده است.
سید قطب در ادامه هرچند منکر تخطی اصحاب نمی‌شود لیکن تأکید می‌کند که هرکدام از آن‌ها که در نفس خود احساس می‌کرد نیاز به تطهیر دارد دوباره تلاش می‌کرد تا خود را به هدایت قرآنی برگرداند تا به‌کلی از فرهنگ جاهلی جدا شود.[۶۹۶]
سید قطب پس از معرفی صحابه به‌عنوان نسلی پاک و تکرارناپذیر، تمامی دنیای پیرامون خود از اعتقادات و عقاید مردم، عادات، تقلیدها، فرهنگ و فنون و ادب را جاهلی می‌داند تا جایی که دیگر امکان ایجاد نسلی مانند سلف میسر نیست، بنابراین ازنظر وی برای دستیابی به اسلام ناب باید به همان منبع نخستین برگشت و با پیگیری سلوک صحابه به تغییر اساسی اجتماع دست زد.[۶۹۷] این سخنان سید قطب به‌روشنی بیانگر مواضع سیاسی او نه‌تنها نسبت به‌نظام حاکم بر کشورش بلکه نسبت به‌کل جهان است.
۳-۲-۵-۳-۲- نقد و بررسی دیدگاه سید قطب
با بررسی دیدگاه سید قطب مشاهده می‌شود که مواردی قابل نقادی و رد کردن است ازجمله:
رد دلیل نخست: این‌که صحابه از هیچ منبعی دیگر جز قرآن بهره نگرفتند نوعی کلی‌گویی و ادعای بدون دلیل است. اتفاقاً از همان شاهد وی یعنی همراه داشتن تورات توسط عمر می‌توان دریافت که برخی از صحابه به دنبال بهره‌مندی از اهل کتاب بودند. اما این‌که پیامبر(ص) از کردار عمر به خشم آمده است مطلب دیگری است که امتیازی برای وی نیست. به‌علاوه تمایل به یهود تنها منحصر به خلیفه دوم و منحصر در زمان حیات پیامبر نیست، در فصل‌های پیشین با تکیه‌بر آیات قرآن از گروهی از مسلمانان ضعیف الایمان یاد شد که به سمت یهود تمایل داشتند. به‌علاوه عمر پس از وفات پیامبر و در دوران خلافتش به تمیم داریِ یهودی مجوز قصه‌گویی داد و همین بدعت وی سبب آسیب‌های جدی به حدیث نبوی در زمینه ورود اسرائیلیات به احادیث شد. با ‌وجود این آیا باز می‌توان ادعا کرد آن‌ها تنها از سرچشمه زلال قرآن سیراب گشته‌اند . مگر این‌که صحابی بودن برخی از افراد بعد از رحلت پیامبر(ص) نفی گردد. آیه ۱۴۴ سوره مبارکه آل‌عمران[۶۹۸] و حدیث حوض بر این حقیقت دلالت دارد.
رد دلیل دوم، برخلاف ادعای سید قطب در زمان پیامبر(ص) برخی از اصحاب که عموماً ضعیف الایمان بودند به دنبال عمل به آیات قرآن نبودند، آیه ۲۰ سوره مبارکه محمد[۶۹۹] نشان می‌دهد که در مواقع بحرانی مانند جنگ و میدان عمل نقیض سخن سید قطب کاملاً آشکار می‌شده است و ادعای عمل به قرآن، ظاهرسازی منافقانه بوده است و اگر آنچه در منافقانه دل پنهان داشته‌اند را بدان بیفزاییم فرار از عمل به قرآن روشن می‌شود.[۷۰۰]
سومین دلیل سید قطب از جهاتی مختلف محال است:
اول اینکه تیجانی در رد این دلیل در بحثی علمی مبنی بر این‌که با ذهن پاک و سفید(آن‌گونه که جان لاک ادعا کرده) نمی‌توان قرآن را بررسی کرد، پس از بیان شواهدی تاریخی مبنی بر وجود اندیشه جاهلی در تاروپود برخی از اصحاب، می‌گوید: «سید قطب متوجه تحولات عمیق روانی مؤمنی که از جاهلیت به اسلام روی آورده شده است اما به رویکرد استصحابی[۷۰۱](به همراه داشتن اموری از گذشته) توجه نداشته است، ازاین‌رو گفته که نسل صحابه نسل بی‌نظیر قرآنی است و چنین اتفاقی دیگر در تاریخ نمی‌افتد، این گفتار را در مقام مدح و بیان فضایل می‌توان پذیرفت ولی سید قطب در این زمینه مبالغه‌گویی کرده است و نسل صحابه را همان تخته‌سنگ دانسته که بر دهانه تاریخ قرار می‌گیرد؛ گویا در پس آن‌کسی نیست.[۷۰۲] تیجانی در جای دیگر می‌گوید عقل یک صحابی در هنگام دریافت وحی تنها نسل مسلمانی بود که در همان حال که به بلوغ جسمی و رشد عقلی رسیده بود(البته اگر خردسالان را استثناء کنیم) به پیامبر ایمان آورد، به‌عبارت‌دیگر عقلانیت صحابه در این نسل از تمامی چشمه‌های در دسترس معرفتی در آن دوره اعم از محلی یا جهانی، بت‌پرستانه یا حنیفی بهره برده بود. عقلانیت این نسل پیش‌ازاین که قرآنی نازل شود از این چشمه‌ها سیراب شده بود و با همین آمیزه عقلانی اسلام را پذیرفت، بنابراین چگونه می‌توان گفت تنها از چشمه زلال سیراب شد.[۷۰۳]
سید قطب ادعا می‌کند صحابه کسانی بوده‌اند که هرگاه در مقام شک، رجسی از جاهلیت احساس می‌کردند که با اسلام هم‌خوانی ندارد به هدایت اسلامی برمی‌گشتند و خود را تطهیر می‌نمودند[۷۰۴] باید گفت برخلاف نظر وی گروهی از اصحاب منافق‌پیشه در قرآن به‌عنوان مؤمنان ضعیف الایمان[۷۰۵] معرفی می‌شوند که نه‌تنها تلاشی برای تطهیر از «رجس» نمی‌کنند بلکه به‌مرورزمان به سبب مرض شک بر رجس آن‌ها افزوده می‌شود[۷۰۶] تا کافر می‌میرند.
آری بر اساس قرآن تنها کسانی از رجس پاک هستند که «اهل‌بیت» پیامبر(ص) هستند، ازاین‌رو چنانچه تمام تحلیل‌های سید قطب را در نظر آوریم و در درک تألمات جامعه‌ای سراسر جاهلی با وی همزادپنداری نماییم به چیزی جز رجوع به اهل‌بیت نمی‌رسیم. بنابراین گمشده سید قطب در اجتماع بزرگ از اصحاب پیامبر(ص) نیست.

بررسی و تحلیل زمینه طرح تئوری عدالت صحابه

از عدالت راوی به‌عنوان نخستین شرط «حدیث صحیح» یادشده است[۷۰۷] و یکی از شروط مهم قبول خبر نیز نامید شده است[۷۰۸] یکی از مهم‌ترین معانی‌ای که برای عدالت بیان نموده‌اند «اجتناب از تعمّد در کذب» است.[۷۰۹] «کذب عمدی» با خدشه در عدالت راوی حدیث را نیز در زمره احادیث موضوع قرار می‌دهد[۷۱۰]بنابراین برخی عصمت از گناه و سهو و اشتباه را از معنای عدالت خارج دانسته‌اند[۷۱۱] بنابراین با تأکید تمام ملکه عدالت را تنها در مقابل کذب قرار داده‌اند.[۷۱۲]
طرح عدالت صحابه از سوی مذهب اهل سنت درواقع مصونیت کلی برای تمامی صحابه است و طبقات دیگر را در برنمی‌گیرد این مصونیت سبب می‌شود بررسی و سؤال از صحابه در فرایند تعدیل، جایز نباشد.[۷۱۳]
هرچند معتزله قائل به‌تفصیل شده و سؤال از صحابه را تنها تا زمان فتنه جایز نمی‌دانند و پس‌ازآن زمان، وضعیت بررسی صحابه را مانند دیگران می‌دانند و ازاین‌رو آن‌ها کسانی را که با حضرت علی(ع) قتال نمودند فاسق می‌دانند لیکن افرادی مانند ابن حجر باور آن‌ها را باطل دانسته است و بر عدالت تمامی صحابه تأکید کرده است.[۷۱۴]

نظر عجاج خطیب

عجاج خطیب معتقد است بعد از تعدیل خداوند برای احدی بررسی عدالت صحابه جایز نیست و هرکسی صحابه‌ای را تنقیص نماید زندیق است.[۷۱۵] محمد ابوزهو نیز به نقل از ابن‌تیمیه بیان داشته است که هرکسی احدی از صحابه مانند معاویه و عمرو عاص و بالاتر از آن‌ها، ابوموسی و ابوهریره و بالاتر از آن‌ها، طلحه و زبیر و خلفا را لعن کند، مستوجب عقاب شدید است.[۷۱۶]
قائلان به عدالت تمامی صحابه برای توجیه عملکردهای متناقض برخی از اصحاب که گاهی در مقابل هم قرار گرفته‌اند و افراد زیادی به سبب پیروی از آن‌ها کشته‌شده‌اند بهانه‌ای دیگر تراشیده‌اند مبنی بر این‌که اختلاف‌نظرهای حضرت معاویه، طلحه، زبیر و عایشه با حضرت علی برخاسته از اجتهادات است و هرکدام از دو گروه بنا بر اجتهادشان بر راه حق و ملزم به دفاع از آن بوده‌اند، مجتهد در شریعت مأجور است، چنانچه اشتباه نماید یک صواب و چنانچه اجتهادش درست باشد دو اجر برده است.[۷۱۷]
در نظرگاه معاصران پافشاری بر عدالت تمامی صحابه وجود دارد؛ لیکن با تأمل در طرح موضوع عدالت صحابه از سوی آن‌ها و عناوینی که در ذیل و ادامه آن می‌آید می‌توان دریافت که قائل به‌تفصیل بیشتری شده‌اند. توضیح این‌که به ترتیب با تأکید بر افضلیت صحابه از خلفا اربعه و سپس از سایر عشره مبشره نام‌برده‌اند و سپس از صحابی بدر و احد نام‌برده‌اند و همین‌طور به درجات پایین‌تر به‌تفصیل اشاره نموده‌اند آن‌ها بر این مطلب نیز اقرار نموده‌اند که عدالت تمامی صحابه محرز است جز تعداد اندکی که به عدد انگشتان دست نمی‌رسند و همان کسانی هستند که بعد از پیامبر استقامت نورزیدند.[۷۱۸] باوجود اشاره عجاج خطیب مبنی بر این‌که برخی از صحابه بعد از پیامبر منحرف‌شده‌اند لیکن از ماهیت این تعداد اندک اطلاعی به دست نمی‌دهد و وجود آن‌ها را باعث خدشه دار شدن اندیشه عدالت صحابه نمی‌داند.[۷۱۹]

نقد نظر عجاج خطیب

اشاره عجاج خطیب به گروهی اندک بعد از پیامبر(ص) که استقامت نورزیدند اجمالاً وجود صحابی که از دایره عدالت بیرون هستند را اثبات می کند.
محمد ابوزهو با تکیه‌بر احادیث حوض که در کتب صحاح آمده است و تردیدی در آن‌ها نیست به وجود افرادی اندک که بعد از پیامبر منحرف شدند اشاره می‌کند لیکن برخلاف عجاج از ماهیت این گروه پرده برداشته و آن‌ها را گروهی اندک از منافقان دانسته است اما اندک بودن آن‌ها را در استدلال مشابهِ عجاج خطیب باعث خدشه دار شدن اندیشه عدالت صحابه ندانسته است.
تکلّف باور به عدالت تمامی صحابه با چنین اعترافاتی روشن است، اشاره صریح به مثال‌های نقض در گروه صحابی آن‌هم از جنس منافقان، به جهت حساسیت روایات آن‌ها و جایگاه ویژه آن‌ها برخلاف نظر عجاج و ابوزهو، بررسی عدالت آن‌ها را دوچندان می کند.
در بخش‌های پیشین رساله پرده از ماهیت اصحابی که بعد از پیامبر(ص) منحرف شدند برداشتیم و تأکید نمودیم بعد از پیامبر(ص) بزرگ‌ترین مسئله مورد مناقشه جانشینی پیامبر بوده است و برای دستیابی به آن از «حدیث» به‌عنوان ابزاری قدرتمند استفاده‌شده است، دو حدیث «الأئمه من قریش» و «نحن معاشر الأنبیاء لانورث» نمونه‌های بارز بهره‌برداری از قابلیت‌های حدیث به‌عنوان ابزاری قدرتمند برای دستیابی به اهداف کلان حاکمیت بوده است. چنانکه گفته شد یکی از معانی مهم عدالت اجتناب از دروغ بستن عامدانه بر پیامبر است. همسویی خصلت دروغ با منافقان نشان می‌دهد که طرح عدالت تمامی صحابه، ترفندی برای سرپوش گذاشتن بر وقایع پس از پیامبر(ص) است.
پیش‌ازاین در تعریف ابن حجر روشن شد که تعریف تقلیل‌گرایانه وی از «صحابی» منافقان را نیز در برمی‌گرفت، بنابراین تقابل نظر ابن حجر در تعریف صحابی با افرادی چون عجاج خطیب و محمد ابوزهو در تبیین عدالت صحابه نشان می‌دهد این تئوری درنهایت باید گروهی از صحابی منافق را از مصونیت جمعی «عدالت» جدا سازد.
نتیجه‌ای که از برآیند باور عالمان متقدم و متأخر نسبت به صحابه و عدالت آن‌ها به دست می‌دهد، ضرورت بررسی عدالت گروهی که بلافاصله پس از پیامبر(ص) استقامت نورزیدند را روشن می‌سازد. با وجود این سؤال از عدالت آن‌ها جایز نیست، لیکن حداقل علم اجمالی به وجود گروهی از منافقان در میان اصحاب پیامبر(ص) ضرورت بررسی و تفحص را دوچندان می کند. این نتیجه مبتنی بر منطق و عقلانیت است. البته لازم به ذکر است که صراحت تاریخی سقوط برخی از صحابه از عدالت آن‌چنان روشن است که باورمندان به عدالت صحابه اجازه بررسی برمدار منطق و شواهد تاریخی و سؤال از واقعیت‌های تاریخی عملکرد ناشایست آن‌ها را نمی‌دهند و با پوشاندن لباس «تقدس» توانسته‌اند پیروان و مقلدان را نیز قانع سازند که بازگو کردن بدی‌های آن‌ها به دین خدشه وارد می‌سازد. این اعطای مصونیت عمومی باانگیزه‌های خاص بر طراحان این تئوری بیش از هرکسی روشن است چون اعمال نامشروع برخی از صحابه بعد از پیامبر سرفصل‌های غیرقابل‌انکار تاریخ شده است.

جعل فضائل منشأ اصلی پیدایش تئوری عدالت صحابه

در فصل پیشین با کمک نظر محمد ابو زهره در مورد تبدیل باور جبر و ارجاء در زمان معاویه به یک مذهب سخن گفتیم، تئوری عدالت صحابه نیز که اساساً هیچ دلیل برای اقامه آن نیست سرنوشتی مشابه دارد.
اصولاً تمامی تلاش‌های معاویه در جعل حدیث، راهکارهایی برای رهایی از بحران مشروعیت حاکمیت وی بود. پایه‌گذاری باور جبر برای مشروع جلوه دادن بسیاری از جنایات سلطنت بنی‌امیه با معرفی معاویه در قالب روایات جعلی به‌عنوان صحابی پیامبر(ص) که حکومت وی از سوی پیامبر پیشگویی گردید، همگی تلاش‌هایی بود برای کسب مشروعیت برای سلطنت فردی که محملی دیگر برای مشروعیت حکومت خویش نداشت.
سیاست جعل فضائل برای صحابه[۷۲۰] درواقع ابداع تعدّد مراجع در مقابل سنت پیامبر(ص) بود و همین سیاست درواقع تمهیدی برای خلق تئوری عدالت صحابه در دوره‌های بعد بود.
تغییرهای گسترده در دوران معاویه به‌عنوان مدعی خلافت رسول خدا، نیازمند کسب مشروعیت بود، ازاین‌رو از نظرگاه دیگر که با روحیات معاویه نیز سازگاری دارد می‌توان سیاست وی را تحلیل نمود.
محمود عقاد در مورد معاویه می‌گوید: معاویه حیله و مکرى داشت که پیوسته از آن استفاده می‌کرد. او در این حیله‌گری برجستگى خاصى داشت و آن را با دشمنان دولت خود، اعم از مسلمان و غیرمسلمان، به کار مى‌گرفت. اساس و محور این حیله‌گرى ایجاد اختلاف و تفرقه میان نیروهاى خودی و غیرخودی از دشمنان و خویشاوندان با ایجاد شبهه و برانگیخت کینه بود. معاویه تحمل توافق و همدلى و همفکر بودن دو نفر را هم نداشت. خودخواهی و خودبینی شخصیت‌ها، که به‌طور طبیعى در میان آنان وجود داشت، به معاویه براى اجراى نقشه شومى که داشت کمک می‌کرد.[۷۲۱]
این روحیه معاویه در موفقیت سیاست‌های وی بسیار مؤثر افتاد. معاویه برای توجیه وضعیت حکومتی که با حیله و نیرنگ و زور به دست آورده بود، دست به تبلیغات گسترده‌ای زد، جعل فضائل برای بسیاری از اصحاب و خودش که مورد تائید پیامبر(ص) قرار می‌گرفتند و از آن‌ها افرادی عادل به جامعه معرفی می‌نمود بیانگر این بود که میان اصحاب فرقی نیست. فراگیر شدن چنین تفکری که به کمک ترویج نظریه جبر کامل می‌شد بهترین توجیه برای سلطنت معاویه از یک‌سو و بستن دهان معترضان از سوی دیگر بود. همین موضوع یکی از مهم‌ترین نقاط مشترک و حلقه‌ی ارتباط میان جعل فضائل و تئوری عدالت صحابه است. توضیح این‌که همان‌گونه که جعل فضائل راه هر انتقادی بر اتفاقات و اجتهادات معاویه می‌بست بسیاری از جنایات وی را مشروع جلوه می‌داد، تئوری عدالت صحابه نیز منتقدان صحابه را زندیق می‌داند.

آثار جعل فضائل صحابه(تئوری عدالت صحابه)

به نظر می‌رسد توجه فراوان به عدالت صحابه در دوره‌های بعد، بسیاری از علما را از ریشه چنین تفکری بازداشته است؛ ازاین‌رو در این مجال به مهم‌ترین پیامدهای آن می‌پردازیم.
۳-۲-۷-۱-۱-پیدایش مذاهب فقهی
بسیاری از منابع جعل حدیث در جهت یاری مذاهب را از عوامل سیاسی جدا ساخته‌اند، لیکن بی‌شک پیدایش مذاهب فقهی ثمره تلاش‌هایی است که معاویه در زمینه ایجاد تعدد مراجع با پشتوانه جعل حدیث انجام داده بود. نکته قابل‌ذکر در این مجال این است که تأکید بر این‌که معاویه پایه‌گذار اختلافات فقهی و کلامی است به معنی انکار وجود هیچ پیشینه‌ای در این زمینه نیست، بلکه تأکید بر پذیرش سنت شیخین در ماجرای شورا به‌خوبی نشان می‌دهد که ریشه چنین تفکری به عصر خلیفه دوم برمی‌گردد؛ هرچند مشابه بسیاری دیگر از مؤلفه‌هایی که در دوران عمر ابداع شد در زمان معاویه به‌صورت فراگیر توسعه یافت.[۷۲۲]
در موفقیت معاویه همین بس که ابو ریه وی را پایه‌گذار «اهل السنه و الجماعه» نامیده و می‌گوید: «إننا لا نعرف سیئا إسمه (أهل السنه) ولا شیئاً آخر یقابلها من سائر الفرق، أو المذاهب التی استحدثت بین المسلمین لتعریفهم، وبخاصه فإن وصف أهل السنه هذا لم یکن معروفاً قبل معاویه ابن أبی سفیان، وقد استحدثوه فی عهده فی العام الذی وصفوه بأنه (عام الجماعه) نفاقاً للسیاسه لعنها الله، وما کان إلاّ عام الفرقه».[۷۲۳]
بنابراین ریشه بسیاری از اختلافات و افتراقات فقهی را باید در زمان معاویه جستجو نمود و اگر ادعا کنیم که جعل بسیاری از احادیث جعلی در زمینه یاری مذاهب به عوامل سیاسی بر می‌گردد گزاف نگفته‌ایم.
۳-۲-۷-۱-۲-ایجاد تعصب و جمود فکری(گذشته‌گرایی)
حاصل سیاست‌های معاویه در زمینه جعل حدیث در حوزه‌های مختلف سبب غفلت بسیاری از مردم در آن روزگار گردید و حق و باطل را بر آن‌ها مشتبه ساخت. درک شهادت مظلومانه امام حسین(ع) با نگاهی گذرا بر وسعت تبلیغات معاویه روشن می‌شود. به‌گونه‌ای که تنها با توجه به ترویج اندیشه جبر از سوی وی می‌توان ماجرای عاشورا را تحلیل نمود. همان‌گونه که می‌توان رفتار توابین پس از قیام عاشورا را واکاوی نمود و راز بسیاری از فتنه‌های امویان را کشف کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:41:00 ب.ظ ]




در پژوهش اسمیت ( ۲۰۰۳ ) همدلی و نوع دوستی در رابطه با متغیرهای تحصیلات و درآمد خانوادگی تفاوت کمی با یکدیگر داشته اند. ارزشهای مبتنی بر نوع دوستی در بین افراد تحصیل کرده بالاتر می باشد و رفتارهای مبتنی بر نوع دوستی در میان افراد دارای درآمد پایین تر، بیشتر می باشد.
وضعیت تاهل نیز به ندرت به عنوان یک متغیر پیش بین، در این زمینه در نظر گرفته شده است. در پژوهش اسمیت ( ۲۰۰۳ ) ارزشهای مبتنی بر نوع دوستی و همدلی در میان افراد متاهل و زنان بیوه بیشتر بوده است ( مورد اخیر ظاهراً به این دلیل است که تعداد زنان بیوه از مردان بیوه بیشتر است ) و در میان افراد مجرد یا متارکه کرده کمتر بوده است.
نمرات مربوط به رفتارهای نوعدوستانه در بین افراد مجرد بالاتر بوده و در میان افراد متاهل و یا بیوه پایین تر است. البته این رابطه همسان نیست. پژوهشهای صورت گرفته در خصوص یاری رسانی، همجواری و روابط بین فردی، نشان داده است که مؤلفه ها در نواحی کم جمعیت تر قوی تر می باشد ( هاوارد و پیلیاوین، ۲۰۰۰ )
ولی در پژوهش اسمیت ( ۲۰۰۳ ) بین سکونت در نواحی روستایی و شهری و همدلی و نوع دوستی رابطه معناداری یافت نشده است. در واقع برای این فرضیه که همدلی و نوع دوستی در محیط های غیر دوستانه شهرهای بزرگ و مرکزی پایین تر و در محیط های دوستانه و صمیمی شهرهای کوچک و نواحی روستایی بالاتر می باشد، شواهد چندانی وجود ندارند. البته در این میان برخی تفاوتهای جغرافیایی دیده شده است که همسان نمی باشند ( اسمیت، ۲۰۰۳ )

( اینجا فقط تکه ای از متن فایل پایان نامه درج شده است. برای خرید متن کامل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

در مورد رابطه بین نژاد و تبار با همدلی و نوع دوستی نیز مطالعات اندک صورت گرفته است.
علیرغم این مطلب در این زمینه، برخی تفاوت های بین فرهنگی مشاهده گردیده است ( جانسون و همکاران، ۱۹۸۹ ). در مطالعه اسمیت ( ۲۰۰۳ ) بین نژاد اسپانیولی با همدلی و نوع دوستی رابطه معناداری مشاهده نشده است و نژاد تنها با رفتارهای نوعدوستانه مرتبط بوده است به اینصورت که سیاه پوستان هر دو زمینه همدلی و نوع دوستی، نمرات بالاتری را به خود اختصاص داده اند.
غالب پژوهشهای صورت گرفته تا کنون به رابطه بین وضعیت اشتغال و همدلی توجه نداشته اند. با این وجود در پژوهش اسمیت ( ۲۰۰۳ ) بالاترین میزان همدلی در بین افراد خانه دار و کمترین آن در بین افراد بیکار و سپس شاغلان تمام وقت یافت شده است. همدلی پایین یافت شده در بین بیکاران، احتمالا منعکس کننده تاثیر منفی بیکاری و نقطه نظرات آنها می باشد. ولی بدلیل تعداد کم پاسخ گویان بیکار نمی توان به طور جدی این فرضیه را مورد بررسی قرار داد.
بین ارزشهای مبتنی و نوع دوستی با وضعیت کاری، رابطه ای همسان و یا روشن یافت نشده است. خانواده اصلی نیز احتمالاً با میزان همدلی مرتبط می باشد. بیشترین میزان همدلی در خانواده های دارای هر دو والد پدر و مادر و سپس خانواده های دارای والد مادر دیده شده است کمترین میزان همدلی نیز در خانواده های دارای والد پدر مشاهده گردیده است.
در خصوص مذهب نیز این ایده وجود دارد که همدلی و نوع دوستی در بین افراد پایبند به مذهب بالاتر است (پست و همکاران، ۲۰۰۲).
آموزش همدلی باعث افزایش همدلی شناختی و عاطفی، پذیرا بودن فردی، آگاهی از نیازهای دیگری در موقعیت های تعارض آمیز، بهبود کار گروهی و رضایت شغلی افراد می گردد. برخی از مولفه های آموزشی خاص که با این برآیندهای مطلوب در ارتباطند عبارتند از :
۱- آموزش ادراک بین فردی و پاسخگویی همدلانه – تعریف همدلی، نحوه رشد و شکل گیری آن و نحوه درک و تشخیص حالات عاطفی، هیجانی دیگران و پاسخگویی به آن.
۲- فعالیت هایی که مستلزم تمرکز بر احساسات خود فرد به عنوان حلقه اتصال به احساسات دیگری می باشند.
۳- فعالیت هایی که بر وجوه تشابه بین خود و احساسات خود و دیگران و احساسات آنها تمرکز دارند.
۴- تمرین های نقش پذیری / ایفای نقش، که در آن فرد نقش فرد دیگر را تصور نموده و آن نقش را بازی می کند.
۵- تمرین مداوم برای تصور دیدگاه دیگری.
۶- مواجه با محرک های هیجان برانگیز از قبیل : تصاویر فقر، بلایای طبیعی و غیره .
۷- الگو سازی رفتار همدلانه از سوی آموزگاران، مربیان و مدیران.
۸- الگو برداری از شخصیت و زندگی افراد همدل مشهور ( باولک، ۲۰۰۳ )
یکی از نکات قابل توجه در ادبیات پژوهشی همدلی که می توان آن را به عنوان یک محدودیت نیز در نظر گرفت آن است که اکثر پژوهشهای صورت گرفته در خصوص این موضوع، بر روی نمونه های کوچک دانش آموزی صورت پذیرفته اند. به عنوان مثال پست[۴۶] و دیگران ( ۲۰۰۲ ) پس از کتاب شناسی و مرور پژوهشهای صورت گرفته در مورد همدلی و نوع دوستی عنوان کرده اند که از میان پژوهشها ۴۳ مطالعه منحصراً بر روی دانش آموزان، ۳ مطالعه بر روی ترکیبی از دانش آموزان و جمعیت های دیگر، ۸ مطالعه بر روی افراد مختلف در سازمان ها و موسسات داوطلبانه، ۳ مطالعه بر روی دو قلوها ، ۳ مطالعه بر روی نمونه های در دسترس و ۲ مطالعه دیگر بر روی نمونه های ایالتی بوده اند. لذا نمونه ی کل این پژوهش ها نیز به صورت زیر بوده است :
کمتر از ۱۰۰ نفر ( ۲۱ پژوهش ) ، بین ۱۰۰ تا ۱۹۹ ( ۱۹ پژوهش ) ، بین ۲۰۰ تا ۴۹۹ نفر ( ۱۳ پژوهش ) و ۵۰۰ + نفر ( ۹ پژوهش ) .در یک پژوهش ملی بر روی آمریکائیان، ۸۰ % آمریکائیها بیان کردند که نسبت به کسی که مورد سوء استفاده واقع شده است احساس حمایتگری می کنند. ۷۵% آنها از واقعه ای که روی داده، متأثر می گردند، ۷۳% خود را به عنوان یک فرد رقیق القلب توصیف می نمایند و ۷۱ % از آنها غالباً نسبت به افراد مصیبت زده، احساس همدردی می نمایند. علاوه بر این ۷۳% از آنان اظهار داشتند که احساس شفقت نکردن نسبت به افراد مورد ظلم شده توصیف کننده آنها نیست و ۵۹ % از آنان عنوان کردند که عدم احساس ناراحتی در قبال افراد دچار مشکل توصیف کننده آنان نیست ( اسمیت ۲۰۰۳ ).
در یک پژوهش، کروگر، ساموئلسون، کاپچ و فلانیگان ( ۲۰۰۱ ) به آزمون اثر بخشی یک مداخله مدرسه – مدار بر رشد همدلی اقدام نمودند. در این مطالعه، اثر بخشی یک برنامه نمایش نامه نویسی بر رشد همدلی با بهره گرفتن از طیف همدلی استرایرسنجش گردید. در این طیف، کودکان پس از مشاهده صحنه های واقعی عاطفه برانگیز، در یک مصاحبه رودر رو به ارائه واکنش های عاطفی خود پرداختند. نتایج مقایسه آزمودنی های دو گروه آزمایش و کنترل نشان داد که تنها دختران گروه آزمایش در همدلی کلی نمرات بالاتری آورده اند.
نمرات پسران گروه آزمون نیز تنها در زمینه همدلی با عواطف شاد دیگران بالا بود.
در نتیجه این گونه نتیجه گیری شد که پسران تمایل کمتری برای همدلی نشان دادن در خصوص احساس ناراحتی و یا ترس دیگران دارند.
بلاکلی و همکارانش ( ۱۹۹۶ ) در یک پژوهش به بررسی رابطه بین خود – نظارتی و همدلی پرداختند نتیجه این پژوهش نشان داد افرادی که از خود – نظارتی بالا برخوردار می باشند. احتمال بیشتری دارد که در رفتارهای همدلانه درگیر شوند.
تحقیقات نشان دهنده آنند که همدلی اثرات سودمند پردامنه ای بر نگرش ها و رفتار دارد. در صورتی که فقدان آن موجب وارد آمدن اثرات منفی بر نگرش ها و رفتارها می گردد.
یکی از یافته های محکم و مستدل در ادبیات مربوطه آن است که دغدغه های همدلی به رفتار یاری رساندن می انجامد ( بیستون، ۱۹۹۱، دیویس، ۱۹۹۴، اسوالد، ۱۹۹۶ ).
در یکی از مطالعات مربوط به همدلی از افراد خواسته شد تا تحت انواع آموزش های داده پردازی به مطالعه درد و ناراحتی فرد دیگر بپردازند. سپس فرصتی در اختیار این افراد قرار می گرفت تا به فرد نیازمند کمک، یاری رسانند
هنگامی که افراد تحت آموزهای بر انگیزاننده همدلی به مطالعه در مورد تالم فرد دیگر می پرداختند، کمک بیشتری به آن فرد می نمودند تا هنگامی که شرایط آموزش همدلی برانگیز نبود، افزایش میزان یاری رسانی که در این مطالعه به دست آمد به برانگیختگی دغدغه های همدلی ( شفقت و عواطف وابسته به آن ) در خوانندگان نسبت داده شد ( بیستون، ساگر و همکاران، ۱۹۹۷ ).
برخی از مطالعات نیز به بررسی نگرشها نسبت به افراد رنج دیده پرداخته اند. در یکی از این مطالعات بیستون و همکارانش از دانشجویان خواستند تا چند سناریو را که دربردارنده شرح افراد در حال رنج و ناراحتی بود خوانده و مورد تامل قرار دهند. سپس نگرش های دانشجویان نسبت به اینگونه افراد اندازه گیری گردید. آنها دریافتند که مطالعه این سناریوها، تحت آموزش های همدلی برانگیز موجب پدید آمدن نگرش های مطلوبتری نسبت به افراد رنج دیده می شود تا هنگامی که این مطالعه تحت آموزش های کاهش دهنده همدلی صورت می پذیرفت. بیستون و همکارانش با بهره گرفتن از این فرایند توانستند در نگرش افراد نسبت به بیماران مبتلا به ایدز یا بی خانمان تغییر ایجاد نمایند.
در یکی از از این نوع مطالعات، تغییر نگرش پس از گذشت دو هفته سر گذشت ها توسط دانشجویان، همچنان پابرجا بود که این امر پیشنهاد کننده آن است که تغییر نگرش احتمالاً از ثبات برخوردار است ( بیستون، پولیکارپو و همکاران، ۱۹۹۷ ).
در پژوهش دیگر، هنسون و رونالد ( ۱۹۸۵ ) به بررسی تفاوت های جنسیتی در همدلی و قضاوت اخلاقی نوجوانان پرداختند. در این پژوهش رابطه بین همدلی و قضاوت اخلاقی، سن و تفاوت های جنسیتی، ابراز همدلی عاطفی و انعطاف پذیری در قضاوت اخلاقی درونی ۳۳۰ نوجوان بررسی گردید. در نهایت مشخص گردید که قضاوت اخلاقی اندازه گیری شده توسط فهرست انعطاف پذیری قضاوت اخلاقی با همدلی رابطه معنا داری ندارد.
در پژوهشی دیگر، رابرتز و استرایر (۱۹۹۶) به بررسی ابراز عاطفی، همدلی و رفتار اجتماع پسند در نوجوانان پرداختند. همانگونه که انتظار می رفت ابراز عاطفی، بینش عاطفی و نقش پذیری، پیش بینی کننده های قوی برای درگیر شدن آنها در رفتارهای اجتماع پسند محسوب می گردید. در حالیکه همدلی دختران با رفتار اجتماع پسند با دوستان و همکاران با همسالانشان مرتبط بود.
بارون و همکاران (۱۹۸۱) نیز ارتباط بین سازه های شناختی و عاطفی همدلی را مورد بررسی قرار دارند. گرچه دقت پیش بینی (همدلی شناختی) و همدلی عاطفی ممکن است هر دو اجزای یک توانمندی کلی یکسان باشند. اما مطالعات تجربی محدودی به بررسی رابطه بین این ابعاد پرداخته اند. که مطالعه بارون و همکارانش یکی از آنها محسوب می گردد.
ارتباط بین همدلی شناختی و همدلی عاطفی از طریق محاسبه همبستگی بین مقیاسهای همدلی عاطفی مهرابیان و اپشتین و زیر مقیاسهای آن با تقلیل کرونباخ دقت پیش بینی کلی و خرده مؤلفه های آن بررسی گردید در این باره یک رابطه معنا دار فرض گردید. به این معنا که افراد برخوردار از همدلی عاطفی قوی در ادراکات خود از دیگران دقیق تر خواهند بود .
تحلیل داده های جمع آوری شده از ۳۷۲ دانشجو هیچ گونه رابطه معناداری بین مؤلفه های کرونباخ دقت پیش بین زیر مقیاس هایی که نمایان گر همدلی عاطفی بود را نشان نداد. با این وجود، این دو نوع همدلی از الگوهای متفاوتی در رابطه با کانون کنترل برخوردار بودند. افردی که در همدلی عاطفی، نمرات بالاتری را به خود اختصاص داده بودند، دارای کانون کنترل خارجی بودند.
در حالی که بر عکس، افرادی که در زمینه دقت پیش بینی ( همدلی شناختی ) حائز نمرات بالاتری شده بودند. از کانون کنترل درونی برخوردار بودند. تفاوتهای جنسیتی، تنها در مقیاسهای عاطفی به چشم می خورد که در این باره زنان حائز نمرات بالاتری بودند.
در یک پژوهش دیگر دیویس، لوک و کراوس (۱۹۹۴) با مقایسه پاسخهای بیش از ۸۰۰ دو قلوی یک تخمکی و دو تخمکی در زمینه همدلی، به بررسی نقش عوامل وراثتی در همدلی (درونی) پرداختند. آنها دریافتند که مولفه های عاطفی همدلی (دغدغه های همدردی و آشفتگی فردی) تا حد نسبتاً قابل توجه، ارثی می باشند.
این پژوهشگران ۲۸ % از تفاوت های موجود بین افراد در زمینه دغدغه های همدلی و ۳۲ % از تفاوت های موجود بین آنها را در زمینه آشفتگی فردی ناشی از عامل وراثت برآورد نمودند.

گافمن : (۱۹۸۲-۱۹۲۲)

بهترین اثر گافمن در زمینه نظریه نمایش نمود خود در زندگی روزانه است که در سال ۱۹۵۹ منتشر شد به عقیده گافمن میان اجراهای تئاتر و انواع کنشهایی که همه ما در اعمال روزمره و کنشهای متقابل مان انجام می دهیم وجوه مشترک بسیاری وجود دارد به نظر او کنش متقابل که بسیار شکننده است با اجراهای اجتماعی حفظ می شود اجراهای ضعیف یا اختلافها به کنش متقابل نیز به همان اندازه اجراهای تئاتری آسیب می رسانند.
گافمن در قیاس صحنه نمایش با کنش متقابل اجتماعی تا آنجا که می تواند جلو می رود به نظر او در هر کنش متقابل یک جلوی صحنه وجود دارد که با پیش صحنه اجرای تئاتر قرینه است بازیگران صحنه تئاتر و نیز زندگی اجتماعی هر دو به ظاهر لباس مناسب پوشیدن و وسایل صحنه آرایی علاقمندند. نظریه نمایشی با ریشه های کنش متقابل نمادین خود آشکارا سازگاری دارد این نظریه بر کنشگران تنش و تنش متقابل تاکید می ورزد(کالینز،۱۹۸۶: دیتون،۱۹۸۰).

۳-۲- چارچوب نظری

هومنز با رد تبیین هایی که جامعه شناسان در مورد رفتار و نهادهای بشری ارائه می کردند، در صدد بود تبیینی علمی و واضح و قانع کننده از آن ها ارائه کند.
از این رو او گمان کرد که استفاده از قضایا و اصول روانشناختی برای تبیین رفتارهای افراد راهگشا خواهد بود. او بیشتر بر تبادل دوطرفه تاکید داشت تا صورت های اجتماعی و گسترده تبادل و گفت که جامعه شناسی راستین فقط آن نوعی است که بر اصول روانشناختی استوار باشد. اصولی که او برای تبیین رفتار افراد به کار برد در قالب قضایای بنیادی مطرح شدند. هدف او به طور کلی تبیین رفتار بنیادی اجتماعی بر حسب پاداش ها و خسارت ها در قالب نظریه تبادل بود. به نظر او وظیفه جامعه شناسان بررسی رفتار اجتماعی است که در آن، فعالیت دست کم یکی از دو تن، فعالیت طرف دیگر را تقویت یا تحذیر می کند و هر یک بر دیگری نفوذ متقابل می گذارند. در این نظریه نیز همچون نظریه کنش متقابل بشر باید انسان بودن خود را از طریق کنش متقابل کسب کند. هومنز با توسل به متغیرهای ارزش و کمیت سعی در تبیین قضایایی دارد که برای توضیح نظریه مبادله ساخته و پرداخته است. این قضایا شامل قضایای عام و قضایای خاص می شود.
دورکیم (۱۹۱۷-۱۸۵۸) واقعیتهای اجتماعی را نیروها وساختارهایی می انگاشت که در خارج از افراد قرار دارند و آنها را وادر به رفتار معینی می سازند این واقعیتهای اجتماعی به نظر دورکیم بر افراد تسلط دارند وتصمیم های فردی چندان تاثیری در این واقعیتها ندارند به نظر او کنش ها و کنشهای متقابل افراد جامعه تحت تاثیر نیروهای اجتماعی شکل می گیرند و چهارچوب وصورتهای کنش فردی را ساختار های اجتماعی تعیین می کنند به نظر دورکیم آنچه که افراد یک جامعه را گرد هم می آورد وباعث پیوند آنها می شود یک اخلاق مشترک نیرومند و یا وجدان جمعی است که شیرازه ضد جوامع ابتدایی تا نوین است وجدان جمعی در جوامع ابتدایی بسیار نیرومند است ولی در جوامع نوین قدرت این وجدان اجتماعی کاهش یافته است که به نظر دورکیم تقسیم کار پیچیده اجتماعی تا اندازه ای فقدان وجدان جمعی را در این نوع جوامع ترمیم می کند. دورکیم جامعه را شر چشمه نوین می انگارد و معتقد است که ارزشهای اجتماعی حاکم بر جوامع به صورت معتقدات مذهبی تجلی می یابند بخ نظر او این جامعه است که برخی پدیده ها را شرعی و برخی پدیده های دیگر را کفر آمیز جلوه می دهد دورکیم دین و جامعه را از یک گوهر می انگارد وماهیتی یکسان برای هر دو آنها قایل است.
جورج زیمل به داشتن یک دیدگاه و رویکرد خردگرایانه مشهور می باشد و اساسا خصیصه جامعه شناسی زیمل جزء نگری است که این تاثیر بسیار مهمی در توسعه و تحقیق در گروه های کوچک ،کنش متقابل نمادی و نظریه مبادله گذاشته است.
خرد ترین کار زیمل صورت های کنش متقابل است و با افرادی که در کنش متقابل در گیرند سرو کار دارد وی توجه خود را به این امر چنین بیان کرده است .
پول در عقلانی شدن زندگی روزمره از طریق اهمیت دادن به تفکر و هوشمند ی در دنیای جدید دخالت دارد اقتصاد پولی موجب افزایش روابط غیر شخصی در میان انسان هاست . پول پیوند ها و وفاداری ها ی مبتنی بر خون و خویشاوندی را سست می کند . پول به پیشبرد محاسبات معقول امور یاری می رساند و باعث پیشرفت تعقل می شود .
کلان شهر و ذهن شهری با اقتصاد پولی عمیقا پیوند یافته اند. پیچیدگی زندگی شهری ما را مجبور به وقت شناسی ،حساب گری و دقت می کند و جهان را به یک مسئله ریاضی تبدیل می کند در شهر افراد از لحاظ فیزیکی به هم نزدیکند ولی از لحاظ روان شناختی از دیگران جدا و مستقل است. به جای توجه و فکر به ساختارهای زندگی بهتر است به تجربه های افراد توجه کنیم .(تامل بیشتر به تجربه های زندگی روزمره ) نکته دیگر این که صرفا توصیف تجربه ها نیست بلکه به نقد زندگی روزمره نیز بپردازیم نا از طریق تجربه ها به کلیت زندگی برسیم .
ساختارهای فرافردی مانند دوست- خانواده کلان شهر، یا اتحادیه کارگری تنها تبلورهایی از این کنش متقابل اند.
زیمل در مقاله کلان شهر زندگی اقتصادی چگونگی شکل گیری فرهنگ عینی را در رابطه با پول و فضای شهری جدید و نقتضیات زندگی چنین بررسی کرده است در جوامع مدرن امروزی با افزایش شدت تیم کار تعداد حلقه های اجتماعی که یک فرد می تواند به آنها بپیوندد و رواج اقتصاد پولی میان فرهنگ عینی و ذهنی شکاف عمیقی بوجود آمده است از نظر زیمل فرهنگ عینی در دوران مدرن راه به سوی استقلال و جدایی هر چه بیشتر از فرهنگ ذهنی می برد.
مبادله اقتصادی را به خوبی می توان به عنوان یک صورت از کنش متقابل اجتماعی در نظر گرفت در فلسفه پول وی به تغییر ماهیت روابط اجتماعی در جامعه مدرن اشاره می کند.
از نظر لاتانه و دارلى (۱۹۷۰، ۱۹۹۲)، تصمیم‌گیرى براى کمک‌رساندن به دیگران، بر فرآیندهاى پیچیدهٔ شناخت اجتماعى و تصمیم‌گیرى استوار است. به‌نظر آنها، انسان در مقابل موقعیتى که مى‌تواند موجب رفتار کمک‌رسانى شود، خودبه‌خود واکنش نشان نمى‌دهد. اگر فردى در موقعیتى قرار گیرد که به کمک شما نیاز داشته باشد، تصمیم‌گیرى براى کمک کردن یا کمک نکردن، در پنج مرحله انجام خواهد گرفت:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:41:00 ب.ظ ]




این آیه به خوبی نشان می دهد که پیروی از هوا باعث سقوط انسان می شود و آینده او را تباه خواهد ساخت و او را از پرواز کردن و ترقّی و تعالی باز می دارد .

    1. ۸ . ۲ . ایجاد فساد اجتماعی در نهج البلاغه :

حضرت علی ( علیه السّلام ) این هواپرستی را که منشأ هرج ومرج می شود به شدّت شکوه می کند و می فرمایند: « أیُّها النّاسُ المُجتَمِعَهُ أبدانُهُم المُختَلِفَهُ أهوائُهُم » . (صبحی صالح ، نهج البلاغه ، خطبه ۲۹ ، ص ۷۲ ) .
« ای مردم کوفه ! بدن های شما در کنار هم ، امّا افکار و خواسته های شما پراکنده است » . ( دشتی ، محمّد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص ۵۵ ) .
امام ( ع) این خطبه را در شرایط بسیار سخت و بحرانی ایراد فرموده است؛ در شرایطی که دشمن جسور و غارتگر برای تضعیف روحیه مردم عراق، در هر گوشه و کنار به حملات ایذایی و غافلگیرانه پرداخته بود و امام (ع) که راه چاره را در یک حرکت قوی و تهاجم همه جانبه می دید، به آماده ساختن مردم مشغول بود، ولی ناتوانی و سستی و ضعفی ـ که به علل گوناگون بر آن گروه مسلّط شده بود ـ امکان تشخیص چنین نیرویی را سلب کرده بود. امام (ع) چاره ای جزء این نداشت که از آخرین حربه برای بسیج این گروه سست و پرادعای کم قدرت، استفاده کند و آنان را زیر ضربات شلّاق ملامت قرار دهد، شاید به خود آیند و خطراتی را که از هر سو آن ها را احاطه کرده است با چشم خود ببینند . امام انگشت روی عامل اصلی این ضعف و زبونی و ذلّت می گذارد و به موشکافی این نکته مهم می پردازد و آن ناهماهنگی میان گفتار و عمل است که از ضعف اعتقاد باطنی به اهداف والا و آرمان های مقدّس، سرچشمه می گیرد . ( مکارم شیرازی ، پیام امام ، خطبه ۲۹ ، ج ۲ ، ص ۲۰۶ ) .

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

و امیر المؤمنین (ع) در خطبه دیگری به روان شناسی اجتماعی مردم بصره پرداخته و علّت سقوط جامعه آنان را، پستی اخلاق و شر و فساد دانسته است و جامعه آنان را به سرنشینان کشتی تشبیه نموده که همه غرق می شوند .
« کُنتُم جُندَ المَرأهِ ، وَ أتباعَ البَهِیمَهِ ؛ رَغافَأَ جَبتُم ، وَ عُقِرَ فَهَرَبتُم . أخلاقُکُم دِقاقٌ ، وَ عهدُکُم شِقاقٌ ، وَ دِینُکُم نِفاقٌ ، …. وَ بِها تِسعَهُ أعشارِ الشَّرِّ ، المُحتَبَسُ فیها بِذَنبِهِ ، وَ الخارجُ یَعفوِ اللهِ » . ( صبحی صالح ، نهج البلاغه ، خطبه ۱۳ ، صص ۵۵ ـ ۵۶ ) .
« شما سپاه یک زن ، و پیروان حیوان ( شتر عایشه ) بودید، تا شتر صدا می کرد می جنگیدید، و تا دست و پای آن قطع گردید فرار کردید. اخلاق شما پَست و پیمان شما از هم گسسته …… و نُه دهم شرّ و فساد در شهر شما نهفته است. کسی که در شهر شما باشد گرفتار گناه، و آن که بیرون رود در پناه عفو خداست » . ( دشتی ، محمّد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص ۳۷ ) .
مشکلات اجتماعی ناشی از هواپرستی است: مثلاً ازدواج هایی که بر اساس شهوت و هوا و هوس بین دختر و پسر است. چه فسادهایی را در خانه ها ایجاد کرده است. به خاطر این که انتخاب همسر معیار اسلامی نداشته است و بر اساس هوس بوده است. حالا هر دوی عروس داماد در هوس می سوزند. این شاخه ی هوا و هوس در ازدواج هاست. ریشه ی تمام این اعتیادها، هوا و هوس است. در مصرف ها، در غضب ها، در قهرها، در دوستی ها و آشتی ها، خلاصه مسئله ی هوا و هوس، چیزی است که همه به آن گرفتار هستیم .
۳ . ۹ . گمراهی
گمراهی به معنای عدول و انحراف از راه مستقیم، نقطه مقابلش هدایت است. (راغب اصفهانی، مفردات، ص ۴۷۳ )
عوامل زیادی می تواند باعث گمراهی شود که یکی از آن عوامل، پیروی از هوای نفس است که فرد هدایت الهی را نمی پذیرد و از راه راست منحرف می شود و در مسیری می رود که هرگز از آن طریق به مقصد و هدف نمی رسد، باید از هواهای نفسانی اجتناب کرد و گرنه انحراف از صراط مستقیم به وجود می آید . زیرا شیطان به اتکای نفس امّاره، هواهای نفسانی، خودخواهی ها، منیّت ها و هوس ها، ما را از صراط مستقیم الهی منحرف می کند. توجّه به این موضوع ضروری است که ما یک جنبه ملکی و فرشته ای و یک جنبه ی مادی و حیوانی داریم و کار هواهای نفسانی آن است که جنبه مادی را بر جنبه ملکی و فرشته ای غلبه دهد. در مقابل ما باید تلاش و تمرین کنیم تا جنبه ی نورانی را بر جنبه ی مادی غلبه دهیم. اگر هواهای نفسانی در ما حاکم باشد حتّی در مقابل امیر المؤمنین ( ع) هم می ایستیم و این واقعیت تلخی است که هر چه تلخی، زشتی، رنج، درد و پریشانی بر متن زندگی بشر حاکم است، به دلیل هواهای نفسانی ماست . تلخی واقعیت تا این حد است که مسلمانی است که بر روی امام معصوم اسلحه می کشد. پس هواهای نفسانی راه را غلط نشان می دهد و انسان را به انحراف می کشاند. راه مستقیم الهی همانند پیچ و خم های راه کوهستانی خطرناک است که هر لحظه باید مراقب بود و برای هر قدمی که بر می داریم مواظب باشیم و در هر کار به خدا اتّکا کنیم و این همان تقوا و اصلاح دائمی درون است . که در قرآن و نهج البلاغه به آن می پردازیم :
۳ . ۹ . ۱ . گمراهی در قرآن :
قُل فَأتوا بِکتابٍ مِن عِندِاللهِ هُوَ اَهدی مِنهُما اَتَّبِعهُ اِن کنتم صادقینَ. فَاِن لَم یَستَجیبوا لَکَ فَاعلَم اَنَّما یَتَّبِعونَ اَهواءَهُم وَ مَن اَضَلُّ مِمَّنِ اتَّبَعَ هَواهُ بِغیرِ هُدًی مِنَ اللهِ اِنَّ اللهَ لا یَهدِی القَومَ الظّالِمین . قصص ( ۲۸) : ۴۹ـ ۵۰ .
بگو : اگر راست می گویید، کتابی هدایت بخش تر از این دو از نزد خدا بیاورید، تا من از آن پیروی کنم! . اگر این پیشنهاد تو را نپذیرند ، بدان که آن ها تنها از هوس های خود پیروی می کنند. و آیا گمراه تر از آن کس که پیروی هوای نفس خویش کرده و هیچ هدایت الهی را نپذیرفته، کسی پیدا می شود ؟! مسلّماً خداوند قوم ستمگر را هدایت نمی کند .
در آیات فوق اشاره به گمراهی و رابطه اش با هواپرستی دارد. و حتّی گمراه ترین مردم گروهی معرفی شده اند که رهبر خود را هوای نفس خویش قرار داده اند و هرگز هدایت الهی را نپذیرفته اند.
هوای نفس، حجاب ضخیمی است در مقابل چشمان عقل انسان .
هوای نفس آن چنان دلبستگی به انسان نسبت به موضوعی می دهد که قدرت درک حقایق را از دست می دهد، چرا که برای درک حقیقت تسلیم مطلق در مقابل واقعیات، و ترک هر گونه پیش داوری و دل بستگی شرط است، تسلیم بی قید و شرط در مقابل هرچیز که عینیت خارجی دارد خواه شیرین باشد یا تلخ؟ موافق تمایلات درونی یا مخالف؟ ولی هوای نفس با این اصول سازگار نیست. ( مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج ۱۶ ، ص ۱۰۵ ) .
چنین کسانی در طلب حق، و در صدد پیروی آنچه صریح عقل و برهان عقل است، نیستند. می خواهند هواهای دل خود را پیروی نموده و از مشتهیات طبع خود دفاع کنند. ممکن هم هست که مراد از این جمله، این باشد که اگر اینان کتاب هادی تر از قرآن و تورات نیاورده، و هم چنان به آن دو ایمان نیاورند، پس بدان که می خواهند سنّت زندگی را براساس پیروی هوی، بنیان نهند . اعتقادی به اصل نبوت ندارند و به دینی آسمانی که از طرف خدا بر آنان نازل و وحی گردد، قائل نیستند، تا پیروی آن نموده و راه زندگی را با راهنمایی پروردگارشان طی کنند . مؤید این معنا، جمله ( وَ مَن أضَلُّ مِمَّنِ اتَّبع هوئهُ بغیرهُدًی مِن الله ) است . ( طباطبایی ، المیزان ، ج ۱۶ ، صص ۷۴ ـ ۷۵ ) .
چنین کسانی به سوی بهشت هدایت نمی شوند . ( طوسی ، التبیان ، ج ۸ ، ص ۱۶۰ ) .
پس هوای نفس چون پرده ضخیمی مانع دید عقل می شود و قدرت درک حقایق را از او می گیرد .
یا داودُ اِنّا جَعَلناکَ خَلیفَهً فِی الارضِ فَاحکُم بَینَ النّاسِ بِالحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الهوی فَیُضِلَّکَ عَن سَبیلِ اللهِ اِنَّ الَّذینَ یَضِلّونَ عَن سَبیلِ اللهِ لَهُم عَذابٌ شدیدٌ بِما نَسوا یَومَ الحِساب . ص (۳۸) : ۲۶ .
ای داوود! ما تو را خلیفه در زمین قرار دادیم؛ پس در میان مردم به حق داوری کن، و از هوای نفس پیروی نکن که تو را از راه خدا منحرف سازد؛ کسانی که از راه خدا گمراه شوند، عذاب شدیدی به خاطر فراموش کردن روز حساب دارند!
اشاره به گمراهی دارد و مقصود از این آیه، هشداری است به حاکمان و قضات که بین مردم به حق و عدل حکم کنند و از هوای نفس پیروی نکنند .
در المیزان آمده است: که در داوری در بین مردم پیروی هوای نفس نکن که از حق گمراهت کند حقّی که همان راه خداست و در نتیجه می فهماند که سبیل خدا حق است. و « إنّ الّذین یَضِلّونَ عَن سَبیلِ اللهِ لَهم عَذابٌ شَدیدٌ بِما نَسوا یَومَ الحساب » این جمله، نهی از پیروی هوای نفس را تعلیل می کند به این که این کار باعث می شود انسان از روز حساب غافل شود و فراموشی روز قیامت هم عذاب شدید دارد و منظور از فراموش کردن آن، بی اعتنایی به امر آن است. (طباطبایی، تفسیر المیزان ، ج ۱۷ ، ص ۲۹۷ ) .
به همین دلیل زمانی که از پیامبر اکرم ( ص ) در رابطه با چیزی سوال می شد که هنوز آیه ای در مورد آن نازل نشده بود، صبر می کردند تا از طریق وحی، جواب این سوال نازل می شود به خاطر ترس از این که مبادا بر خلاف خواسته ی خداوند فتوایی بدهند، پس به درستی که تبعیّت از هوی در قضاوت و غیر آن، انسان را گمراه می سازد. ( ر.ک : ملاحویش آل غازی، بیان المعانی، ج ۱، ص ۳۰۸ ) .
خداوند متعال در آیه ۱۲۰ بقره می فرمایند : پیروان هوای نفس، از هدایت الهی محروم گشته و به گمراهی کشیده می شوند .
و نیز آیات دیگر مانند انعام ۱۱۹، مائده ۷۷، انعام ۵۶ و …. اشاره به گمراهی می کنند .
و این که چرا انسان های گمراه از چهارپایان هم گمراه ترند؟
اگر چهار پایان، چیزی نمی فهمند و گوش شنوا و چشم بینایی ندارند دلیلش عدم استعداد آن ها است، اما از آن ها بیچاره تر انسانی است که خمیره سعادت ها در وجود او نهفته است و می تواند خلیفه الله در زمین گردد، ولی کارش به جایی می رسد که تا سر حد یک چهارپا سقوط می کند و این گمراهی آشکار است .
چهار پایان برای انسان ها خدمات زیادی دارند و کارهای مختلفی انجام می دهند، امّا انسان های طاغی و یاغی خدمتی که نمی کنند هیچ، هزاران بلا و مصیبت نیز می آفرینند .
چهار پایان اگر قانون و برنامه ای ندارند، ولی مسیری که آفرینش را در شکل ” غرائز ” برای آنان تعیین کرده است پیروی می کنند و در همان خط حرکت می نمایند، امّا انسان قلدر سرکش، نه قوانین تکوین را به رسمیت می شناسد و نه قوانین تشریع را و هوی و هوس های خود را حاکم بر همه چیز می شمرد .
پس هیچ موجودی خطرناک تر و زیان بار تر از یک انسان هوی پرست بی ایمان و سرکش نیست . ( مکارم شیرازی، تفسیر نمونه ، ج ۱۵ ، صص ۱۰۷ ـ ۱۰۸ ) .
انسان های گمراه که از هوای نفس پیروی می کنند در حقیقت به مرحله پست حیوانیّت سوق داده می شوند و از راه خدا منحرف می شوند .
۳ . ۹ . ۲ . گمراهی در نهج البلاغه :
کسانی که از هوای نفس پیروی می کنند و چیزهایی را که خواهان نفس است را انجام می دهند و تبعیّت از هوی در قضاوت و غیر آن، انسان را گمراه می کند. پس باید هوای نفس را در اختیار گیریم که در نهج البلاغه به آن اشاره می کنیم:
« فَاملِک هَواکَ، وَ شُحَّ بِنَفسِکَ عَمَّا لا یَحِلُّ لَکَ، فإنَّ الشُّحَّ بِالنَّفسّ الإنصافُ مِنها فَیَما أَحَبَّت أو کَرِهَت » . ( صبحی صالح، نهج البلاغه ، نامه ۵۳ ، ص ۴۲۷ ) .
« هوای نفس را در اختیار گیر، و از آن چه حلال نیست خویشتن داری کن، زیرا بُخل ورزیدن به نفس خویش، آن است که در آن چه دوست دارد، یا برای او ناخوشایند است، راه انصاف پیمایی » . ( دشتی ، محمّد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص ۴۰۳ ) .
بر هوای نفسش در مورد خواسته ها و خشمش مسلّط باشد و از آن پیروی نکند، و نسبت به هوای نفس در مورد محرماتی که بر او حلال نیست سخت گیر باشد. تفسیر و توضیح برای همین سخت گیری نسبت به هوای نفس به وسیله ی اسباب سخت گیری از قبیل رعایت انصاف و ایستادن در موضع عدل و داد، در حدّ دوست داشتنی و پسندیده است، تا هوای نفس او را به طرف افراط نکشاند در نتیجه به ورطه ی فسق و فجور نیفکند، و هم چنین در دفع یک امر ناگوار، قوه ی غضب او را به افراط از فضیلت عدالت نکشاند، تا به صفات ناپسند ظلم و بی باکی دچار شود، بدیهی است که این عمل سخت گیری نسبت به نفس و در تنگنا قرار دادن نفس از افتادن در پرتگاه های هلاکت است . ( ابن میثم بحرانی، شرح نهج البلاغه ، نامه ۵۲ ، ج ۵ ، صص ۲۳۷ ـ ۲۳۸ ) .
حضرت علی ( علیه السّلام ) در (( خطبه ۲۱۵ )) می فرمایند : « اللّهمَّ إنّا نَعُوذُ بِکَ أن نَذهَبَ عن قولِکَ ، أو أن نُفتَتَنَ عن دِینِکَ أو تَتابَعَ بِنا أهواؤُنا دُونَ الهُدَی الَّذی جاءَ مِن عِندِکَ ! » . ( صبحی صالح، نهج البلاغه ، ص ۳۳۲ » .
« خدایا! ما به تو پناه می بریم از آن که از فرموده ی تو بیرون شویم، یا از دین تو خارج گردیم، یا هواهای نفسانی پیاپی بر ما فرود آید، که از هدایت ارزانی شده از جانب تو سر باز زنیم » . ( دشتی ، محمد ، ترجمه نهج البلاغه ، ص ۳۱۳ ) .
انسان های الهی همیشه در هراس هستند، از این که هواهای نفسانی به ایشان هجوم آورده و ایشان خود را در آن انداخته است ( سرخسی ، علی ، اعلام نهج البلاغه ، خطبه ۲۰۶ ، ص ۱۸۲ ) .
و پشت سر هواهای نفسانی، یکی پس از دیگری حرکت کنند. ( حسینی شیرازی ، توضیح نهج البلاغه ، خطبه ۲۱۵ ، ج ۳ ، ص ۳۳۱ ) .
تا این که هوای نفس ایشان را از هدایت به سوی ضلالت کشانده (مغنیه، فی ظلال نهج البلاغه ، خطبه ۲۱۳ ، ج ۳ ، ص ۲۶۴ ) .
سپس در مهلکه های نابودی انداخته و از هدایتی که در آیات روشن الهی آمده است، باز می دارد. ( ر.ک :خویی ، منهاج البراعه ، خطبه ۲۱۴ ، ج ۱۴ ، ص ۱۱۹ ) .
هوای نفس هر لحظه ممکن است بر انسان ها حتّی انسان های الهی غالب شود و آن ها را از راه حق بازدارد و به هلاکت کشاند. پس هیچ وقت از هوای نفس در امان نیستیم.
۳ . ۱۰ . نتیجه این که :
از مهمترین آثار هوی پرستی، واقع شدن در فتنه ها است . ایجاد فتنه ها باعث می شود که تشخیص حق از باطل، برای عموم مردم بسیار مشکل گردد . با آگاهی به مسائل زمان و بصیرت افزایی در برابر فتنه ها و خرافه ها از به وجود آمدن فتنه ها جلوگیری کنیم . پر شدن فضای جامعه از شبهات باعث می شود که در هر زمانی شبهه ای ایجاد و نظر تازه ای القاء گردد و نیز پیمان شکنی هایی صورت گیرد که این باعث هلاکت جامعه می گردد . هواپرستی باعث مغلوب شدن عقل و گاهی به طور کلّی اسیر و منکوب می گردد. و باعث یک کوری معرفتی و شناختی می شود و درک انسان را ضعیف می کند . کسی که در مقام قضاوت و داوری از هوای نفس پیروی کند قضاوت به حق نخواهد کرد . افرادی هم چون طلحه و زبیر و کفّار مکه به خاطر هوی پرستی در مقابل معصوم ایستاده و آخرت خویش را تباه می سازند. هوی پرستی حجاب و آفت شناخت، و منع حق می گردد و ما را از راه خدا باز می دارد حتّی باعث گمراهی و هلاکت آنان می شود و نیز ایجاد فساد اجتماعی و هرج و مرج و تن دادن به ظلم و ستم می گردد .
پس در نتیجه همه ی آفریدگان خدا در عالم به سه دسته تقسیم می شوند : یک دسته مأمور به انجام وظیفه هستند مانند ملائک که طبق دستور خدا وظیفه دارند اعمال انسان ها را ثبت و ضبط نمایند . یک دسته مأمور به انجام غریزه هستند . مانند حیوانات که طبق غریزه ی جنسی، وقتی تشنه می شوند آب می نوشند و ….. . امّا دسته سوم، ما انسان ها هستیم که هم مأمور به وظیفه هستیم و هم مأمور به غریزه .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:41:00 ب.ظ ]




که چراغ فلک از آه من افروخته اند
به دو عالم سر یک موی تو نفروخته اند
که حسودان بشکست تو نطر دوخته اند

وزن:فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن/ بحررمل مثمن مخبون محذوف
موضوع کلی:بی وفایی وجور وستم معشوق نسبت به عاشق وحسادت رقیبان به او
غزل مردّف با ردیف فعلی.
۱-در پای کسی سوختن، کنایه از خود را فدا کردن./ای شمع، تشخیص./ بسی، قید به معنی بسیار./سوخته وسوختگی، جناس اشتقاق./
۲-عاشقان چوموران حریص.تشبیه است./تخم غم ، تشبیه بلیغ اضافی/مفهوم بیت؛ غمگین وافسرده بودن عاشق./
۳-آتش آه، تشبیه بلیغ اضافی./ چراغ فلک، کنایه از خورشید، ستاره سحری و نیز روشنی ناپایدار./مصراع دوم اغراق دارد./
۴-بازارجهان، تشبیه بلیغ اضافی./ دوعالم، کنایه از دنیا وآخرت./
۵-دیده ی دل، تشخیص./دیده ی دل گشادن، کنایه از دقت کردن./بشکست، شکست دادن./ نظر دوختن، کنایه از منتظر نشستن./
غزل ۴۴۸

گر حسن و دلبری به تو مهپاره داده اند
آن دم که خورده اند دو لعل تو خون ما
ما کشته ی توایم و تو را از برای ما

آن ساقیان که باده ی مقصود می دهند
اهلی هلاک نیستی و بی نشانی است

چشمی به ما هم از پی نظاره داده اند
یک جرعه هم به نرگس خونخواره داده اند
این نخل قامت و گل رخساره داده اند
خون دلی به عاشق بیچاره داده اند
کانجا نشانش از دل آواره داده اند

وزن:مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن / بحر مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف
موضوع کلی : زیبایی بی نظیر معشوق
غزل مردّف با ردیف فعلی.
۱-مهپاره، کنایه از معشوق زیباروی./ نظاره، تماشا./ از پی، به خاطر واز ، از سببی می باشد.
۲-دولعل، استعاره از دو لب./ خون کسی را خوردن، کنایه از کشتن و بیچاره کردن کسی./نرگس استعاره از چشم وخونخواره کنایه از ظالم وستمگر وصفت نرگس است./
۳-کشته کسی بودن، کنایه از عاشق وشیفته ی کسی بودن/نخل قامت, تشبیه بلیغ./ گل رخسار، تشبیه بلیغ./
۴-باده ، شراب. یاده مقصود، تشبیه بلیغ اضافی./خون دل، کنایه از سختی ومشکلات./
۵-دل آواره ، کنایه از عاشق./ مفهوم بیت ، فدا شدن عاشق در راه عشق./
غزل ۴۴۹

وصلش نماند و تلخی زهر فراق ماند
نیک اختران بر اوج شرف همچو آفتاب
من ترک دین گرفتم و یک رنگ بت شدم
جان در هوای کوی تو از من برید دل
شد در حریم وصل جهانی به اتفاق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:41:00 ب.ظ ]