مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلال­های محور دو در DSM-IV (SCID-II): فرست، گیبون و همکاران (۱۹۹۷) یک مصاحبه تشخیصی ساختاریافته با ۱۱۹ گویه برای ارزیابی اختلال­های شخصیت طراحی کردند. در یک بررسی برای تعیین پایایی بازآزمایی با فاصله دو هفته روی ۲۸۴ آزمودنی در چهار مرکز بیماران روانپزشکی و دو مرکز بیماران غیرروانپزشکی ضریب کاپای کلی برای بیماران روانپزشکی از ۵۳/۰ تا ۷۴/۰ به­دست آمد. توافق بین ارزیاب­ها در گروه بیماران غیرروانپزشکی پایین­تر (کاپای کلی ۴۸/۰) بود (فرست، گیبون و همکاران، ۱۹۹۷). در پژوهش بختیاری (۱۳۷۹) اعتبار محتوایی نسخه فارسی به­وسیله چند نفر از استادان روانشناسی بالینی تأیید و ضریب پایایی بازآزمایی به فاصله یک هفته ۸۷/۰ گزارش شد. در پژوهش حاضر از این مصاحبه تشخیصی ساختاریافته برای ارزیابی اختلال­های شخصیتی که جزو ملاک­های خروج پژوهش است، استفاده شد.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

ب. ابزارهای مربوط به حوزه علایم اختصاصی و عمومی اختلال­های اصلی و همراه

پرسشنامه افسردگی بک- ویرایش دوم (BDI-II): این پرسشنامه شکل بازنگری شده پرسشنامه افسردگی بک است که جهت سنجش شدت افسردگی تدوین شده بود (بک، استیر و براون، ۱۹۹۶). این ویرایش در مقایسه با ویرایش اول بیشتر با DSM-IV همخوان است و همانند BDI، BDI-II 21 گویه دارد و تمام عناصر افسردگی بر اساس نظریه شناختی را پوشش می­دهد. نتایج پژوهش بک و همکاران (۱۹۹۶) نشان داد که این پرسشنامه ثبات درونی بالایی دارد (ضریب آلفای کرونباخ ۹۱/۰). پایایی بازآزمایی این مقیاس را در طی یک هفته (۹۳/۰) گزارش کرده ­اند. فتی، بیرشک، عاطف­وحید و دابسون (۱۳۸۴) نیز در یک نمونه ۹۴ نفری در ایران، ضریب آلفای کرونباخ ۹۱/۰ و پایایی بازآزمایی این مقیاس را در طی یک هفته ۹۴/۰ گزارش کرده­­اند. در پژوهش حاضر از این پرسشنامه برای ارزیابی علایم افسردگی استفاده شد.
پرسشنامه اضطراب بک (BAI): پرسشنامه اضطراب بک (بک و همکاران، ۱۹۸۸) یک پرسشنامه برای سنجش شدت اضطراب در بزرگسالان و نوجوانان است. پرسشنامه اضطراب بک ۲۱ گویه دارد و بر روی یک مقیاس ۴ درجه­ای از صفر تا سه نمره­گذاری می­ شود. بنابراین، نمره کل این پرسشنامه در دامنه ۶۳-۰ قرار دارد. بک و همکارانش (۱۹۸۸) ضریب آلفای کرونباخ را برای این پرسشنامه ۹۳/۰ و ضریب پایایی بازآزمایی را در فاصله­ی ۵ هفته­ای ۸۳/۰ گزارش کردند. فتی و همکاران (۱۳۸۴) در پژوهش خود بر روی نمونه ایرانی، ضریب آلفای کرونباخ را ۹۲/۰، ضریب پایایی بین دو نیمه را ۹۱/۰ و ضریب پایایی بازآزمایی به فاصله یک هفته را ۸۱/۰ گزارش کردند. در این پژوهش ضریب همبستگی BAI , BDI-II 62/0 به دست آمد. در پژوهش حاضر از این پرسشنامه برای ارزیابی اضطراب کلی آزمودنی­ها استفاده شد.
پرسشنامه افکار تکرارشونده منفی (RNTQ): این پرسشنامه در سال ۲۰۱۰ توسط مک­اوی و همکاران جهت سنجش افکار تکرارشونده منفی طراحی و تدوین شد. این مقیاس ۳۱ سؤال دارد. مک­اوی و همکاران (۲۰۱۰) ضریب آلفای کرونباخ به­ دست آمده برای این مقیاس ۷۲/۰ تا ۹۳/۰ گزارش کرده ­اند. برای محاسبه اعتبار پیش­بین از همبستگی این ابزار با پرسشنامه افسردگی بک (BDI) و پرسشنامه اضطراب بک (BAI) استفاده شد و به ترتیب ضریب همبستگی ۴۲/۰ و ۳۸/۰ گزارش شد. پایایی نسخه فارسی این ابزار نیز توسط خالقی و همکاران (۲۰۱۱) از طریق ضریب آلفای کرونباخ محاسبه گردید و ۸۹/۰ گزارش شد. برای محاسبه اعتبار پیش­بین از همبستگی این ابزار با BDI (52/0) و BAI (53/0) استفاده شد.
مقیاس­ عاطفه مثبت و منفی (PANAS): یک ابزار ۲۰ آیتمی است که برای سنجش دو بعد خلقی یعنی عاطفه منفی و مثبت طراحی شده است (واتسون، کلارک و تلگن، ۱۹۸۸). هر خرده مقیاس دارای ۱۰ آیتم است. این مقیاس از شاخص­‌های روانسنجی مطلوبی برخوردار است. ضریب آلفا برای عاطفه مثبت از ۸۶/۰ تا ۹۰/۰ و برای عاطفه منفی از ۸۴/۰ تا ۸۷/۰ با ضریب اعتبار بازآزمایی ۸ هفته­ای در چارچوب­‌های زمانی متفاوت برای عاطفه مثبت از ۴۷/۰ تا ۶۸/۰ و برای عاطفه منفی از ۳۹/۰ تا ۷۱/۰ گزارش شده است (واتسون و همکاران، ۱۹۸۸). روایی سازه نسخه فارسی این ابزار نیز با روش تحلیل عاملی و اعتبار (بر اساس ضریب آلفا برابر با ۸۷/۰) توسط بخشی­پور (۱۳۸۳) گزارش شده است. در پژوهش حاضر از این پرسشنامه برای ارزیابی عاطفه منفی و مثبت آزمودنی­های پژوهش استفاده شد.
پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ): مایر، میلر، متزگر و بورکووک (۱۹۹۰) این پرسشنامه را طراحی کردند. این پرسشنامه ۱۶ سؤال دارد و شدت نگرانی و کنترل­ناپذیری آن را می­سنجد. این ابزار نسبت به تغییرات شدت علایم اختلال اضطراب فراگیر بسیار حساس است، بنابراین ابزار مناسبی جهت ارزیابی پیامدهای درمان برای این اختلال محسوب می­ شود (بورکووک و کاستلو، ۱۹۹۳؛ استارتاپ و اریکسون، ۲۰۰۶). این پرسشنامه ثبات درونی بالایی دارد (آلفای ۸۶/۰ تا ۹۵/۰). پایایی بازآزمایی آن به فاصله چهار هفته بین ۷۴/۰ تا ۹۳/۰ گزارش شده است (مولینا و بورکووک، ۱۹۹۴). نتایج پژوهش شیرین­زاده و همکاران (۱۳۸۷) نشان داد که این پرسشنامه ثبات درونی بالایی دارد (آلفای ۸۶/۰) و پایایی بازآزمایی آن به فاصله چهار هفته ۹۰/۰ گزارش کردند. از آنجایی که یکی از ملاک­های تغییرات معنادار بالینی، کاهش ۳۰ درصدی در مقیاس سازگاری اجتماعی و کاری (WSAS) و یا پرسشنامه اختصاصی هر اختلال است، در پژوهش حاضر از پرسشنامه نگرانی ایالت پنسیلوانیا (PSWQ) به عنوان پرسشنامه اختصاصی برای اختلال اضطراب فراگیر استفاده شد که در پژوهش­های پیشین نیز از این پرسشنامه برای ارزیابی نگرانی و علایم اختلال اضطراب فراگیر و پیامدهای درمانی مربوط به این اختلال استفاده شد.
مقیاس وسواسی- اجباری یل براون (Y-BOCS): این مقیاس یک مصاحبه نیمه ساختاریافته برای شدت علایم وسواس است. این مقیاس ده ماده دارد. پنج ماده شامل وسواس­ها و پنج ماده شامل اجبارها است (گودمن و همکاران، ۱۹۸۹). بالاترین نمره در این مقیاس ۴۰ می­باشد. برای پایایی بین نمره گذاران ضریب همبستگی از ۸۰/۰ تا ۹۹/۰ و پایایی بازآزمایی آن به فاصله دو هفته بین ۸۱/۰ تا ۹۷/۰ گزارش شده است (تیلور، ۱۹۹۵). نتایج پژوهش ربیعی، خرمدل، کلانتری و مولوی (۱۳۸۸) نشان داد که این پرسشنامه ثبات درونی بالایی دارد (آلفای ۸۷/۰) و پایایی بازآزمایی آن به فاصله چهار هفته ۹۳/۰ گزارش کردند. از آنجایی که یکی از ملاک­های تغییرات معنادار بالینی، کاهش ۳۰ درصدی در مقیاس سازگاری اجتماعی و کاری (WSAS) و یا پرسشنامه اختصاصی هر اختلال است، در پژوهش حاضر از مقیاس وسواسی- اجباری یل براون (Y-BOCS) به عنوان پرسشنامه اختصاصی برای اختلال وسواسی- اجباری استفاده شد که در پژوهش­های پیشین نیز از این مقیاس برای ارزیابی علایم اختلال وسواسی- اجباری و پیامدهای درمانی مربوط این اختلال استفاده شد.
مقیاس اضطراب تعامل اجتماعی (SIAS): هیمبرگ و همکاران (۱۹۹۲) این مقیاس را جهت سنجش واکنش افراد نسبت به موقعیت­های مرتبط با تعامل اجتماعی گروهی و بین­فردی طراحی کردند. این مقیاس ۲۰ گویه دارد و از صفر تا چهار نمره­گذاری می­ شود. نمره ­های بالا در این مقیاس نشان دهنده سطوح بالاتر اضطراب در تعاملات اجتماعی است. ماتیک[۲۰۶] و کلارک (۱۹۹۸) ضریب آلفای کرونباخ به­­دست آمده برای این مقیاس را ۹۴/۰ و پایایی بازآزمایی سه هفته­ای را ۹۲/۰ گزارش کرد. همچنین در این پژوهش، اعتبار پیش­بین این مقیاس از طریق همبستگی این ابزار با مقیاس ترس مرضی[۲۰۷]، مقیاس پریشانی و اجتناب اجتماعی[۲۰۸] و مقیاس ترس از ارزیابی منفی[۲۰۹]، معنادار و مثبت گزارش شد. نتایج پژوهش طاولی (۱۳۹۱) نشان دادند که این پرسشنامه ثبات درونی بالایی دارد (آلفای ۹۰/۰) و پایایی بازآزمایی آن به فاصله چهار هفته ۷۹/۰ گزارش کردند. در این پژوهش همبستگی این مقیاس با دو مقیاس فرم کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی و پرسشنامه ترس مرضی نیز به ترتیب ۵۴/۰ و ۶۸/۰ به­دست آمد. در پژوهش حاضر از این مقیاس برای ارزیابی علایم اختلال اضطراب اجتماعی استفاده شد. از آنجایی که یکی از ملاک­های تغییرات معنادار بالینی، کاهش ۳۰ درصدی در مقیاس سازگاری اجتماعی و کاری (WSAS) و یا پرسشنامه اختصاصی هر اختلال است، در پژوهش حاضر از مقیاس اضطراب تعامل اجتماعی (SIAS) به عنوان پرسشنامه اختصاصی برای اختلال اضطراب اجتماعی استفاده شد که در پژوهش­های پیشین نیز از این مقیاس برای ارزیابی علایم اختلال اضطراب اجتماعی و پیامدهای درمانی مربوط این اختلال استفاده شد.

ج. ابزار مربوط به حوزه عملکرد عمومی

مقیاس سازگاری اجتماعی و کاری (WSAS): مقیاس سازگاری اجتماعی و کاری (موندت و همکاران، ۲۰۰۲) پنج آیتمی، آسیب‌های ناشی از علایم اختلال را در کار، مدیریت خانه، اوقات فراغت فردی و جمعی، و روابط بین فردی درجه‌بندی می‌کند. این مقیاس در پژوهش­‌های بالینی درباره درمان افسردگی و اضطراب به کار رفته است (مونت و همکاران، ۲۰۰۱)، اطلاعات روان­سنجی این ابزار در پژوهش مونت و همکاران (۲۰۰۲) گزارش شد. همسانی درونی این ابزار ۷۵/۰، اعتبار بازآزمایی دو هفته­ای ۷۳ /۰ و همبستگی این ابزار با شدت علائم اختلال افسردگی و اختلال وسواسی- اجباری به ترتیب ۷۶/۰ و ۶۱/۰ گزارش شده است (مونت و همکاران، ۲۰۰۲). محمدی (۱۳۹۰) همبستگی معناداری برای زیرمقیاس اضطراب و افسردگی گزارش کرد (۶۶/۰ و ۷۵/۰) و ضریب پایایی بازآزمایی به فاصله یک هفته را ۷۰/۰ به دست آورد. در پژوهش حاضر از این مقیاس برای ارزیابی عملکرد عمومی و پیامدهای درمانی استفاده شد.

شیوه انجام پژوهش

پژوهش حاضر در دو فاز طراحی پروتکل و کارآزمایی بالینی تدوین شد و شیوه انجام پژوهش مربوط به هر فاز شامل گام­هایی بود که در زیر به آن اشاره شده است:
تهیه و آماده ­سازی پروتکل درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی شامل مراحل زیر بود:
ابتدا پژوهش­های خارجی و داخلی مرتبط با آسیب­شناسی سازه «افکار تکرارشونده منفی» و متغیرهای مرتبط با آن برای تدوین بنیان نظری پروتکل درمانی مرور شدند. محور اصلی پژوهش­های منتخب، عوامل پیش­بین کننده سازه­ی «افکار تکرارشونده منفی» و متغیرهای مرتبط با آن بود که برای تدوین ساختارهای نظری پروتکل به کار گرفته شدند
به منظور طراحی پروتکل و محتوای اولیه آن، علاوه بر مرور ادبیات پژوهشی و نظری موجود، از صاحب­نظران و متخصصین حوزه درمان­های فراتشخیصی (دکتر پیتر مک­اوی: استاد دانشگاه پرز استرالیا؛ دکتر اد واتکینز: استاد دانشگاه اکستر انگلیس؛ دکتر الیسون هاروی: استاد دانشگاه برکلی ایالت کالیفرنیا؛ دکتر دیوید بارلو: استاد دانشگاه بوستون امریکا) نیز نظرخواهی شد. نظرات و بازخوردهای متخصصین مذکور در فصل چهارم به تفصیل ارائه شده است.
پروتکل مقدماتی پس از طراحی اولیه، به ۴ استاد داخلی (دکتر عباس بخشی­پور، روانشناس بالینی و دانشیار دانشگاه تبریز؛ دکتر تورج هاشمی، دانشیار روانشناسی دانشگاه تبریز؛ دکتر مهدی سلیمانی، روانشناس بالینی و استادیار دانشگاه علوم پزشکی تهران؛ دکتر رضا زمانی، روانشناس بالینی و استاد دانشگاه تهران) و نسخه خلاصه شده پروتکل به زبان انگلیسی به ۴ استاد خارجی (دکتر پیتر مک­اوی، دکتر اد واتکینز، دکتر الیسون هاروی و دکتر دیوید بارلو) که در زمینه درمان­های فراتشخیصی اطلاعات مناسبی داشتند، فرستاده شد تا با بهره گرفتن از شاخص­ های ارزیابی پروتکل، اعتبار محتوایی آن مورد بررسی و ارزشیابی قرار گیرد. این شاخص ­ها برگرفته از مطالعات پیشین مربوط به طراحی پروتکل (بارلو و همکاران، ۲۰۱۱؛ مک­اوی و ناتهان، ۲۰۰۷؛ گارسیا، ۲۰۰۴؛ اریکسون و همکاران، ۲۰۰۳، ۲۰۰۷؛ لیهی و فرچیون، ۲۰۱۰) بود که با مشورت اساتید راهنما و مشاور به عنوان متخصصین صاحب نظر، تغییرات لازم در آن اعمال شد. شاخص­ های ارزیابی پروتکل، شامل ۵ بخش بود که متخصصین باید هر بخش را از لحاظ انطباق پروتکل با شاخص­ های مذکور از ۱ تا ۱۰ نمره­گذاری می­کردند. این پنج شاخص عبارت بودند از: ۱- میزان انطباق با نظریه درمان فراتشخیصی و افکار تکرارشونده منفی، ۲- میزان انطباق با اصول و فرایند درمان شناختی رفتاری (اکتشاف هدایت شده، مشارکت­پذیری، دیالوگ سقراطی و ساختارمند بودن)، ۳- میزان انسجام محتوای پروتکل طراحی شده، ۴- مرتبط بودن تکالیف طراحی شده در هر ماژول و ۵- توالی ماژول­ها. نتایج مربوط به نمره­گذاری ارزیابان و پیشنهادات آنان به ­تفصیل در فصل چهارم ارائه شده است.
بعد از ارزیابی پروتکل اولیه توسط متخصصین داخلی و خارجی و اعمال تغییرات پیشنهادی متخصصان، پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر «افکار تکرارشونده منفی» تدوین شد و با نام TTRNT معرفی شد.
در این مرحله، پروتکل طراحی شده به منظور اعتباریابی مقدماتی با بهره گرفتن از طرح موردی بر روی سه بیمار مبتلا به اختلال­های اضطرابی و افسردگی همایند که ملاک­های ورود و خروج پژوهش را احراز کردند، اجرا شد (اکبری و همکاران، زیرچاپ). مطالعه مقدماتی به­منظور محک زدن روند اجرای پروتکل انجام شد و اهداف آن عبارت بودند از: (۱) بررسی میزان کاربردی بودن[۲۱۰] و قابلیت اجرایی پروتکل، (۲) شناسایی نقص­های پروتکل طراحی شده و (۳) بررسی نظر متخصصین درباره ضریب تطابق جلسات درمانی با پروتکل طراحی شده. نتایج مربوط به مطالعه مقدماتی در فصل چهارم گزارش شده است.
پس از اتمام مراحل طراحی پروتکل فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی، نمونه پژوهش در طی فرآیندی که در قسمت «نمونه پژوهش» توضیح داده شد، انتخاب شد که شامل ۴۵ فرد مبتلا به حداقل یک تشخیص اصلی و یک تشخیص همراه در حوزه اختلال­­های اضطرابی و طبقه اختلال­های افسردگی بر اساس معیارهای تشخیصی DSM-IV-TR بودند که ملاک­های ورود و خروج پژوهش را احراز ­کردند. انتساب افراد به گروه­ ها، به صورت گمارش تصادفی سیستماتیک انجام شد.
سپس شرکت­ کنندگان پرسشنامه ­های مورد نظر پژوهش را قبل از اجرای برنامه مداخله تکمیل کردند. ارزیابی توسط یک ارزیاب آموزش دیده غیر از پژوهشگر صورت گرفت که در جریان پژوهش نبوده و اطلاعی از گروه ­های مورد ارزیابی نداشت.
قبل از اجرای درمان در گروه ­های درمانی، توضیحاتی درباره پژوهش به آزمودنی­های هر گروه داده شد. این توضیحات شامل محرمانه بودن نتایج پژوهش، برخورداری از حق انتخاب برای ادامه با اتمام درمان، اهداف پژوهش، روند اجرای مداخلات، تعداد جلسات بود.
با توجه به فرایند مذکور، در نهایت شرکت کنندگان در سه گروه به صورت تصادفی گمارده شدند که نحوه گمارش تصادفی در قسمت نمونه پژوهش توضیح داده شد. گروه آزمایشی شماره یک، درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی را که در مرحله اول پژوهش طراحی شده بود، دریافت کردند. این مداخله به مدت ۱۲ جلسه (هفته­ای یک جلسه) به صورت انفرادی و توسط پژوهشگر نخست این طرح انجام شد. دو نفر از آزمودنی­ها مربوط به این گروه، به علت تغییر در میزان دارو (یکی از آزمودنی­ها در جلسه دوم و دیگری در جلسه سوم درمان) از پژوهش خارج شدند.
برای گروه آزمایشی شماره دو، درمان فراتشخیصی بارلو (۲۰۱۱) به مدت ۱۲ جلسه (هفته­ای یک جلسه) به صورت انفرادی، انجام شد. این درمان به دلیل کاهش سوگیری توسط یک درمانگر غیر از پژوهشگر اجرا شد که صلاحیت انجام درمان فراتشخیصی آن توسط اساتید راهنما و مشاور تأیید شده بود و هیچ اطلاعی از محتوای درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی نداشت. در این گروه پژوهش نیز یک نفر از آزمودنی­ها به دلیل فوت پدرش و عزیمت به شهر خود، پژوهش حاضر را ترک کرد.
شرکت­ کنندگان گروه کنترل به غیر از دو آزمودنی که یکی از آن­ها به دلیل تغییر در نوع دارو و دیگری به دلیل نامشخصی از مسیر پژوهش خارج شدند، مابقی تا اتمام درمان گروه ­های آزمایشی، در لیست انتظار باقی ­ماندند. لازم به ذکر است که این روند در کارآزمایی­های بالینی مرسوم بوده و ملاک اجرای اخلاقی کارآزمایی در این باره در نظر گرفته شد.
بعد از پایان مداخله، شرکت کنندگان در یک جلسه جداگانه، مجدداً به پرسشنامه ­های مورد استفاده در پژوهش پاسخ دادند. در این مرحله نیز ارزیابی توسط یک ارزیاب آموزش دیده غیر از پژوهشگر که در جریان پژوهش نبوده­ و هیچ اطلاعی از نوع گروه ­های مورد ارزیابی نداشته، صورت گرفت.
به منظور رعایت موازین اخلاقی مربوط به پژوهش­های مداخله­ای، گروه کنترل لیست انتظار، بعد از پایان طرح پژوهش، درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی را، به صورت انفرادی دریافت کردند. البته لازم به ذکر است که قبلاً پیش ­بینی شده بود که در صورت محرز نشدن اثربخشی این پروتکل طراحی شده، یک درمان استانداردی در حوزه درمان­های شناختی رفتاری برای گروه لیست انتظار انجام شود.
به منظور جمع­آوری داده ­های مربوط به پیگیری، در پایان دوره دوماهه، شرکت­ کنندگان ابزارهای مورد استفاده در پژوهش را مجدداً تکمیل کردند. مانند مراحل قبل، در این مرحله نیز ارزیابی توسط ارزیاب آموزش دیده غیر از پژوهشگر که در جریان پژوهش نبوده و هیچ اطلاعی از نوع گروه ­های مورد ارزیابی نداشته، اجرا شد.
پس از جمع­آوری اطلاعات در سه مرحله پیش­آزمون، پس­آزمون و پیگیری دوماهه، داده ­های به­دست آمده از گروه ­های آزمایشی (۱۳ آزمودنی در گروه آزمایشی شماره یک و ۱۴ آزمودنی در گروه آزمایشی شماره دو) و کنترل (۱۳ آزمودنی)، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ­ها در این پژوهش به روش «تحلیل بر مبنای پروتکل[۲۱۱]» بود. در این روش برخلاف تحلیل بر مبنای قصد درمان[۲۱۲] فقط داده ­های آزمودنی­هایی که موفق به اتمام دوره درمان بودند، در تحلیل نهایی وارد می­ شود. اگرچه در پژوهش­های بالینی پیشنهاد می­ شود که تحلیل نهایی بر مبنای قصد درمان (در این روش داده ­های مربوط به تمامی آزمودنی­هایی که به گروه­ ها اختصاص یافته­اند و نه فقط آنهایی که تحت درمان قرار گرفته بودند و درمان را تا پایان ادامه داده بودند، مورد تحلیل قرار می­گیرند) صورت گیرد، ولی نزو[۲۱۳] و نزو[۲۱۴] (۲۰۰۸) معتقدند که در کارآزمایی­های بالینی مربوط به پروتکل­های طراحی شده برای ارزیابی اثربخشی پروتکل، باید از روش تحلیل بر مبنای پروتکل صورت گیرد. به همین دلیل در این پژوهش تحلیل نهایی داده ­ها بر اساس «تحلیل بر مبنای پروتکل» صورت گرفت.
شکل ۱-۳ فرایند انتخاب و تصادفی­سازی آزمودنی­ها و شکل ۲-۳ فرایند ارزیابی و درمان در پژوهش حاضر را نمایش می­ دهند:
شکل ۱‑۳: فرایند انتخاب، تصادفی­سازی و تحلیل داده ­های مربوط به شرکت­ کنندگان گروه ­های پژوهش
نکته: گروه آزمایش (۱): درمان فراتشخیصی بارلو (۲۰۱۱)، گروه آزمایش (۲): درمان فراتشخیصی مبتنی بر افکار تکرارشونده منفی.
مرحله (۱):
قبل از درمان یا انتظار
مرحله (۲):
درمان یا انتظار
مرحله (۳):
اتمام درمان یا انتظار
مرحله (۴):
پیگیری ۲ ماهه
پژوهش مقدماتی
پژوهش اصـلی
مطالعه مقدماتی
اجرای مقدماتی پروتکل طراحی شده بر روی سه بیمار دارای شرایط پژوهش
گروه درمان (۱)
پیش­آزمون
درمان شماره یک
پس­آزمون
پیگیری دوماهه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...