سرگرمی و تفریح،سبک زندگی،دانش و فن آوری،سلامت و بهداشت

آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



آخرین مطالب


جستجو


 



 

کودکان در سنین پیش­دبستانی ظرفیت دستکاری و مقایسه مفاهیم را به طور ذهنی پیدا ‌می‌کنند. ادراکات اجتماعی آن ها، عینی، تک بعدی، و تا حد زیادی متاثر از تجربه ­های شخصی کنونی آن ها‌ است. توصیف این کودکان از خود و دیگران بر نشانه­ های عینی مانند جنس و رنگ موی سر استوار است. “دوستان”، افرادی هستند که با آن ها بازی ‌می‌کنند و یا با آن ها به مدرسه می­روند. این دوستی­ها بیشتر جنبه موقتی داشته و با یک تعامل مختصر شکل می­ گیرند و با یک نزاع جزئی از بین می­روند. این نزاع ها همچنین می‌تواند بعد از یک دوره زمانی کوتاه به فراموشی سپرده شوند.

 

کودکان پیش­دبستانی در یک زمان نمی ­توانند درباره ابعاد گوناگون یک مسئله فکر کنند و اطلاعات متعارض را با یکدیگر یکپارچه سازند. به طور کلی ادراکات اجتماعی آن ها خودمیان بینانه، کلی و بدون تمایز و عینی است. تا زمانی که کودکان به مرحله مقایسه و دستکاری مفاهیم به طور ذهنی وارد نشوند، نمی ­توانند در درک توالی علّی/ معلولی یا پیش‌بینی رفتار اجتماعی دیگران موفق عمل کنند. این نکته بدین معنا است مفاهیم اجتماعی که برای بزرگسالان ابتدایی به نظر می­رسد، فراسوی درک کودکان پیش­دبستانی است.

 

کودکان پیش­دبستانی که از نظر اجتماعی کارآمد هستند، شناخت بیشتری از راهبردهای اجتماعی مناسب برای حل تعارض­های اجتماعی روزمره دارند. این کودکان ‌بر اساس درجه بندی­های معلمان و همسالان، سطوح بالاتری از درک هیجانی را نسبت به کودکان با قابلیت اجتماعی پایین­تر نشان می­ دهند، به طوری که می ­توانند تظاهرات هیجانی در تصاویر را با سهولت بیشتری شناسایی کنند. بر اساس مطالعه ایزارد[۱۱۸]و همکاران (۲۰۰۱) توانایی تشخیص و برچسب گذاری تظاهرات هیجانی در سنین پیش­دبستانی، رفتارهای اجتماعی و سازش یافتگی کودکان را در سنین بعد از چهارسالگی (کودکی میانه) پیش‌بینی می­ کند. نظریه­پردازان بر این عقیده­اند که تحول استدلال اجتماعی و کنش های اجرایی مرتبط (مانند حافظه فعال، مهار توجه، بازداری رفتاری)، یک نقش بسیار مهم در پرورش قابلیت اجتماعی در طی سال­های پیش­دبستانی دارد. این مهارت ­ها، پایه خود نظم بخشی را در فرد به خصوص در شرایط برانگیختگی هیجانی فراهم ‌می‌کنند. ‌بر اساس نتایج تحقیقات انجام شده، کودکان پیش­دبستانی که از نظر اجتماعی، قابل هستند به هنگام برانگیختگی و آشفتگی، بهتر قادر تشخیص عاطفه و رفتار بوده و می‌توانند تکانه های رفتاری خود را از طریق لذت جویی درک نمایند. بازی­های پیش دبستانی اغلب شامل کام نایافتگی­های جزئی (مانند منتظر ماندن در خطاب مشارکت گذاشتن اسباب بازی خود) است که می ­تواند از نظر هیجانی بسیار برانگیزاننده باشد و هیجان انگیز و هم ناامیدکننده). در نتیجه کودکانی که اغلب تندخو و ناشاد هستند در رویارویی تعارض یا ناکام یافتگی، به راحتی از نظر هیجانی برانگیخته می­شوند و در کسب پذیرش توسط همسالان با مشکلات بیشتری مواجه هستند (آیزنبرگ و فابس،۱۹۹۲ به نقل از خانزاده،۱۳۹۲).

 

در نتیجه در سال­های پیش­دبستانی، سنجش مهارت­ های اجتماعی باید بر شروع تعامل اجتماعی و مهارت­ های بازی مشارکتی یعنی ظرفیت شروع و حفظ تعاملات بازی و بازداری میزان بالای پرخاشگری تمرکز کند. ظرفیت پیوستن به دیگران در بازی، رعایت نوبت، پاسخدهی به نظر همسالان و تقاضاها و لذت بردن از بودن با همسالان؛ مهارت­ های مهم مرتبط با قابلیت اجتماعی دوره پیش­دبستانی است. رفتارها و مهارت های اجتماعی/ شناختی باید در فرایند سنجش مورد توجه قرار گیرند. در این سو درجه بندی های معلم، مشاهدات رفتاری، و درجه بندی های والدین، از راهبردهای سنجش مفید به حساب می‌آیند.

 

طراحی آموزش مهارت های اجتماعی

 

از آنجا که متغیر وابسته در این پژوهش هوش میان­فردی است و مؤلفه‌ ­های هوش میان­فردیرا ‌می‌توان زیر مجموعه مهارت­ های اجتماعی و مشخصه­ های آن به شمار آورد؛ برای طراحی آموزشی این پژوهش از یک مدل طراحی آموزش مهارت­ های اجتماعی استفاده شد. که مراحل آن به شرح زیر است:

 

آموزش مهارت های اجتماعی همانند آموزش طراحی شده برای هدف های تحصیلی، حرفه ای یا اجتماعی باید از این مراحل کلی بگذرد: انتخاب برنامه درسی، طراحی و فراهم کردن آموزش، ارائه آموزش، بازبینی پیشرفت (سوگای و لویس[۱۱۹]،۱۹۹۹). انتخاب مهارت­ های مهم و مشخص کردن انواع نارسایی در مهارت­ های اجتماعی (مانند نارسایی در اکتساب یا عملکرد) در طراحی آموزش مناسب برای فرد ضروری است (گرشامو الیوت[۱۲۰]، ۱۹۸۷؛ سوگای و لویس،۱۹۹۹).

 

انتخاب مهارت­ های مناسب:اگرچه که تعداد مهارت­ های اجتماعی بسیار زیاد است، با این حال این مقوله­ها را می توان در نظر گرفت: مهارت­ های مربوط به افزایش ارتباط (مانند شروع کردن و حفظ مکالمه)، مهارت­ های مربوط به بهبود یکپارچگی اجتماعی (مانند خودمدیریتی، رفتارهای اجتماعی شخصی)، مهارت­ های مربوط به بهبود تعامل اجتماعی (مانند رعایت نوبت، مدت زمان تعامل اجتماعی)، ونشان دادن مهارت­ هایی که برای موقعیت های اجتماعی خاص مانند مدرسه، کار، اجتماع و خانواده مهم هستند (کالدارلا[۱۲۱] و مریل،۱۹۹۷؛ گرشام[۱۲۲] ،۲۰۰۱؛ سارجنت[۱۲۳]،۱۹۹۸).

 

شناسایی مؤلفه‌ های مهارت: بعد از انتخاب مهارت­ های مناسب جهت تدریس، مؤلفه‌ ­های تکلیف جهت انجام مهارت باید شناسایی شوند. برنامه ­های مربوط به مهارت­ های اجتماعی منتشر شده منابع مفیدی را برای شناسایی ترتیب متوالی مؤلفه‌ ­های تکلیف فراهم ‌می‌کنند. بهترین برنامه مهارت­ های اجتماعی آن است که مرتبط با نیازهای خاص فرد در بافت­های اجتماعی مهم مانند کلاس درس، مدرسه و جامعه باشد.

 

مشخص کردن نوع نارسایی در مهارت اجتماعی:در هر مؤلفه‌ تکلیف، باید تمایزاتی بین مهارت­ هایی که یاد نگرفته ‌شده‌اند (نارسایی در اکتساب) و مهارت­ هایی که یاد گرفته ‌شده‌اند، اما به طور عادی یا مداوم استفاده نمی­شوند (نارسایی در عملکرد)، ایجاد شود (گرشام،۱۹۸۱). از آن جایی که در بخش­های قبلی به تفصیل ‌به این مقوله پرداخته شده است، از توضیح بیشتر در این قسمت پرهیز می­کنیم.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 06:53:00 ق.ظ ]




برخی پژوهشگران تنیدگی را به عنوان یک محرک در نظر گرفته اند. در این دیدگاه تنیدگی چیزی است که از بیرون بر فرد تحمیل می شود و ناراحتی های روانی و جسمانی را در پی دارد. تنیدگی به منزله ی یک پاسخ توصیف شده است. این الگو که بر “نشانگان عمومی سازش”(سلیه،۱۹۵۶) مبتنی است، تنیدگی را یک فرایند پاسخدهی می‌داند. روی آورد سوم بر چگونگی ادراک فرد از موقعیت تأکید می ورزد و تنیدگی را به شبکه ی وسیع عواملی مانند محرک، پاسخ، ویژگی های فردی،ارزشیابی ها و سبک‌های سازشی نسبت می‌دهد که بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند. ‌بر اساس این دیدگاه، موقعیت ها به خودی خود تنیدگی زا نیستند بلکه تنیدگی ناشی از عدم موازنه ایست که بین ادراک فرد از الزامهای محیط پیرامونی و ارزشیابی وی از توانایی خویشتن در پاسخدهی به آن ها به وجود می‌آید(براون و کمپ بل،۱۹۹۴).

 

اصطلاح تنیدگی یا استرس از کلمه لاتین stringere گرفته شده است که به معنای در آغوش گرفتن، فشردن و باز فشردن است، رفتارهایی که می‌توانند با احساسات متضاد همراه باشند. برای مثال می توان کسی را در آغوش گرفت اما در همین حال ،وی را دچار اختناق کرد.فشرده شدن یا زیر فشار قرار گرفتن به اختناق منتهی می شود و احساس درماندگی و اضطرابی را به وجود می آورد که قلب و روح را در بر می‌گیرد .بدین ترتیب ،درماندگی یا استیصال نیز اصطلاح دیگری است که از stringere مشتق شده است و بیانگر احساس رها شدگی ،انزوا، ناتوانی و جز آن است که در موقعیت حاد(نیاز،خطر،رنج) در فرد ایجاد می شود. قبل از قرن بیستم از اصطلاح تنیدگی در زبان فرانسه استفاده نشد، در حالی که در زبان انگلیسی از قرن هفدهم به بعد،به صورت گسترده ای از آن سود جسته اند و رنج ، محرومیت، گرفتاری ، ناراحتی و ناملایمات یعنی همه ی پیامد های یک زندگی دشوار را با این کلمه بیان کرده‌اند. با توجه به اینکه تعریف واحدی از تنیدگی که قبول عام یافته باشد در دست نیست در سطور زیر موضع گیری مولفان مختلف در حد خطوط کلی مطرح می شود(دادستان به نقل ازاستورا ۱۳۷۰).

 

با این حال ، تعریف پذیرفته شده هرچه باشد اغلب دانشمندان اتفاق نظر دارند که بروز تنیدگی فرد را وادار می‌کند تا در جهت تغییر موقعیت خود و یا سازش یافتگی با آن گام بردارد، سازش یافتگی که می‌تواند مؤثر یا نا مؤثر باشد. تعریف عامیانه فشار روانی اساسا متوجه دو عامل است.تصور فشار یا تنش و این دلالت که چنین فشاری منفی است.این تعریف اگرچه تا حدی کلی است اما تعریفی جامع تر برای بسیاری از ما نیز میسر نیست.استرس فشار است.استرس تنشی است که به وسیله فشار به وجود می‌آید.استرس ناخوشایند است .فشار روانی فرآیندی است که رویدادهای محیطی بهزیستی یک موجود زنده را تهدید کرده و از طریق آن موجود زنده ‌به این تهدید پاسخ می‌دهد(کاچل۱۹۹۴).

 

منابع استرس

 

همه کودکان و بزرگسالان استرس را تجربه می‌کنند. منابع استرس ممکن است به موازات تحول افراد تغییر یابد، اما شرایط استرس می‌توانند در هر زمانی در پهنه زندگی رخ نمایند. در این‌جا منابعی را مورد بررسی قرار خواهیم داد که در درون ”شخص“، ”خانواده“ و ”جامعه“ قرار دارند.

 

۱: منابع درون فردی

 

گاهی منبع استرس در درون شخص قرار دارد. یکی از منابع استرس که از درون فرد برمی‌خیزد از خلال ”بیماری“ است. بیمار بودن الزام‌هایی را بر نظام‌های زیست‌شناختی و روان‌شناختی شخص تحمیل می‌کند، اگرچه میزان استرس‌هایی که این الزام‌ها به وجود می‌آورند، در میان عوامل مختلف به وخامت بیماری و سن فرد بستگی دارد. چرا سن فرد واجد اهمیت است؟ دلیل اول این است که توانایی بدن برای مبارزه با بیماری طبیعتاً در دوره کودکی زیاد است اما در کهنسالی کاهش پیدا می‌کند (راجرز۱۹۷۹).

 

دلیل دیگر این است که مفهوم بیماری وخیم، برای فرد با توجه به سن او متفاوت است. برای مثال کودکان خردسال دریافت محدودی از بیماری و مرگ دارند. بدین ترتیب ارزیابی ‌آن‌ ها از استرس ناشی از بیماری احتمالاً متمرکز بر نگرانی‌های حال حاضر می‌باشد، (لاگرکا۱۹۸۵) منبع دیگر استرس که از درون شخص برمی‌خیزد از خلال ارزشیابی مبتنی بر نیروهای انگیزشی متضاد آشکار می‌شود. یعنی هنگامی که فرد مجبور به انتخاب بین دو یا بیش از دو پیشنهاد شغلی یا در درمان‌های پزشکی مختلف یا انتخاب خانه‌ای برای خرید باشد، حالت تعارض ایجاد می‌شود حالتی که منبع بزرگ استرس است(لاگرکا۱۹۸۵).

 

شخصیت یک فرد از محیط روزمره خانوادگی و دل ‌مشغولی‌های برون سازمانی وی جداشدنی نیست. در هر نوع بررسی درباره تنیدگی فردی ،نمیتوان مسائل خانوادگی، مشکلات مالی، تعارض بین باورهای شخصی و شیوه سازماندهی موسّسه ، تعارض بین خواسته های موسّسه و خواسته های خانواده را نادیده گرفت. پژوهش هایی که از دهه ۱۹۷۰ در کشورهای انگلیسی زبان انجام گرفت به وجود رفتار مشابهی در اکثر همسران کارمندان طبقه متوسط اشاره می کرد و به باور این زنان در لزوم ایفای نقش «حامی»شوهرانشان تأکید می نمود(پال و پال ،۱۹۷۱).

 

وقتی مسئله تحرک حرفه ای به میان می‌آید،تحرکی که به تغییر محل سکونت، تغییر مدرسه ی فرزندان خانواده ، لزوم ایجاد ارتباطهای جدید و جز آن می‌ انجامد، بحران تعارضهای خانوادگی تشدید می شود. سرخوردگی و انزوای مادر در کانون خانواده، که مسئولیت روان شناختی جابه جایی ها را نیز بر عهده دارد، به صورت فراوانی اعتیاد به الکل ،کناره گیری از فرزندان و ‌رها کردن آنان به حال خود متجلّی می شود. نتیجه چنین بازخوردی ،افزایش بزهکاری و خشونت در جوانان است.در دهه ۱۹۸۰، میتوان شاهد مقاومت و امتناع بیش ازپیش فزاینده خانواده ها نسبت به تغییر محل کار بود. فرهنگ و راهبرد ‌موسسات، به خصوص در امریکای شمالی، هنوز نتوانسته اند با این پدیده جدید کنار بیایند.

 

بعد بین‌المللی تحرّک حرفه ای و پیامدهای آن بر بازده ‌موسسات توسط گست و ویلیامز(۱۹۷۳)- در تحقیقی که نمونه آن را ۱۸۰۰ کارمند سازمان‌های بین‌المللی در ۷۰ کشور جهان تشکیل می‌داد مورد بررسی قرار گرفت.

 

محققان ‌به این نتیجه دست یافتند که دو متغیر پراهمیّت در رضایت حرفه ای این کارمندان موثّرند:موقعیت حرفه ای و سازش همسران با محیط جدید .مسلم است که نظام روابط خانوادگی و عوامل محیط کار بر یکدیگر تاثیر متقابل دارند و بروز هر نوع اختلال در هر یک از این زمینه ها،رفتار فرد را در زمینه ی دزگر تحت تاثیر قرار می‌دهد.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:22:00 ق.ظ ]